تبليغاتX
هر چی بخای داریم

گروه خونی در چند جانور

گروه هاي خوني گوسفند
گوسفندان داراي هفت نوع گروه خوني مي باشند كه با حروف
R, M, D, C, B, A و X نمايش داده مي شوند.گوسفندان را بر حسب اين كه گلبول هاي قرمزشان حاوي مقدار زياد يا كم پتاسيم است به دو گروه تقسيم مي كنند. اين ميزان اندازه گيري به وسيله سيستم M تنظيم مي گردد. از گلبولهاي قرمز گوسفندان معمولاً در بررسيهاي ايمني شناسي استفاده مينمايند زيرا به آساني قابل تهيه بوده و به سهولت به دست مي آيند.
گروه
هاي خوني اسب 
اسب ها داراي هفت سيستم گروه خوني هستند كه با حروف
Q, P, R, D, C, A و U نمايش داده مي شوند. بيماري هموليتيك در كره اسب ها زياد مطرح نيست ولي در كره قاطرها كه اختلالات پادگني بين حيوان نر (الاغ) و حيوان ماده (اسب) زياد است حدود 8 تا 10 درصد كره ها ممكن است مبتلا به بيماري هموليتيك گردند. مكانيسم ايجاد پادتن بر ضد گلبول هاي قرمز چندان روشن نيست ولي تصور مي شود كه گلبول هاي قرمز جنين جريان خون مادر راه پيدا مي كنند. ماديان ها در برابر گلبول هاي قرمز جنين به مادر در ماه آخر آبستني و هنگام زايش در اثر شكسته شدن عروق خوني جفت صورت مي گيرد.بيماري هموليتيك در اسب هايي مطرح است كه چندين بار زايمان كرده اند. پادتن هاي موجود در بدن مادر از طريق جفت عبور نمي كنند بلكه از راه آغوز به كره منتقل مي گردند. بنابراين كره سالم متولد مي شود ولي چندين ساعت پس از خوردن آغوز آثاري چون ضعف، سستي، رنگ پريدگي مخاطات و زردي را بروز مي دهد.

گروه
هاي خوني سگ 
سگ ها حداقل يازده سيستم گروه خوني دارند كه عبارتند از:
M, L, K, F, D, C, B, Tr, A و N اما فقط يكي از آنها يعني سيستم A قدرت كافي دارد و از نظر درمانگاهي حائز اهميت است، حدود 60 درصد سگها داراي گروه خوني A هستند. سيستم Tr و پادگن محلول نظير r در گوسفند با سيستمO در خوك معادل مي باشد.

گروه
هاي خوني گربه 
در گربه فقط يك سيستم گروه خوني عمده گزارش گرديده است و آن
AB ميباشد ولي ممكن است گربه ها داراي گروه خوني B, A و يا A B باشند. گروه خوني 95ـ75 درصد گربه ها A و 25ـ5 درصد آنها B و گروه خوني AB كمتر از يك درصد گزارش شده است. پادگن A در لنفوسيت هاي گربه ديده شده است. ضمناً تزريق يك ميلي ليتر از خون گربه هاي با گروه خوني A به گربه هاي با گروه خوني B موجب شوك، كاهش فشار خون، قطع اعمال تنفسي و توقف حركات قلب در ظرف چند دقيقه مي گردد.

گروه هاي خوني گاو
گاوها داراي يازده سيستم گروه خوني مي باشند كه با حروف Z, T, S, M, L, J, F, C, B, A و R نمايش داده ميشوند و از بين آنها دو سيستم B و J واجد اهميت بيشتري هستند. سيستم گروه خونيBدر گاوها از كليه سيستم هاي شناخته شده پيچيده تر است. به طوري كه دراين سيستم 60 پادگن مختلف برآورد شده است كه اين پادگن ها به صورت دسته هاي كوچكتري به شكل فنوگروپ به ارث مي رسند. با وجود اين پيچيدگي تقريباً غير ممكن است كه خون يك گاو دهنده كاملاً مشابه خون گاو گيرنده باشد.
پيچيدگي سيستم
B طوري است كه در هر گاو به قدر كفايت تركيب پادگني متفاوت وجود دارد كه بتوان به وسيله آن هر يك از گاوان را مشخص ساخت. طبعاً چنين سيستمي روش ايده آلي براي شناسايي هر يك از دامهاي گله بشمار مي رود و بسياري از مراكز دامپروري براي كنترل اصالت گاوهاي خريداري شده از آن استفاده مي كنند.

پادگن
J ليپيدي است كه به طور آزاد در مايعات بدن گاو وجود دارد و به طور غير فعال (Passive) مجذوب گلبولهاي قرمز گرديده و به آن متصل ميشود، لذا پادگن j نميتواند پادگن حقيقي گلبول قرمز باشد و بدين جهت در خون گوساله هاي نوزاد وجود ندارد. اين پادگن در ظرف 6 ماه پيش از تولد جذب گلبول هاي قرمز گوساله شده و در خون ديده نمي شود. گاوهاي واجد پادگن J (J مثبت) دو نوع ميباشند، برخي از آنها پادگن J در عيار بالا دارند به طوري كه ميتوان در سطح گلبول ها و سرم آنها را تشخيص داد و برخي ديگر برعكس اين حالت هستند. گاوان واجد J منفي ممكن است در سرمشان پادتن ضد J موجود باشد كه عيار اين پادگن برحسب فصول سال متغير بوده به طوري كه در تابستان و پاييز به حداكثر خود مي رسد.

با توجه به موارد بالا مي توان چنين نتيجه گرفت كه به واسطه وجود گاوان
j مثبت و j منفي انتقال خون از گروه اول به گروه دوم ممكن است موجب واكنش شديد گردد حتي اگر فبلاً گاوان گيرنده نسبت به پادگن دهنده حساس نشده باشند. بيماري هموليتيك در گوساله هاي نوزاد نادر است ولي پس از واكسيناسيون بر ضد آناپلاسموز و يا بابزيوز ممكن است ايجاد شود زيرا اين واكسن ها را از خون گوساله هاي آلوده تهيه مينمايند. بدين صورت كه واكسن آناپلاسموز را از راه مخلوط كرده مقدار زيادي خون گوساله هاي مبتلا توليد مي كنند. 

در اين روش پس از مخلوط كردن خونها، مخلوط خون را خشك و منجمد مينمايد و هنگام مصرف با مواد دير جذب (ادجونت) مخلوط كنند و اما واكسن ضد بابزيوز نيز عبارت است از خون نسبتاً تازه گوساله‌هاي آلوده.

گروه هاي خوني خوك 

خوك پانزده سيستم گروه خوني از A تا O دارد كه مهمترين آنها گروه خوني A است. اين گروه خوني داراي دو آلل A و O بوده كه به وسيله ژن S كنترل مي گردند.
بيماري هموليتيك در توله خوكها در اثر تزريق واكسن ضد طاعون خوك كه حاوي خون خوك بودهايجاد ميگردد. اين واكسن شامل خون ويروسي است كه به منظور غير فعال ساختن آن رنگ كريستال ويوله به آن ميافزايند. حساس ساختن ماده خوكها به وسيله اين واكسن گاهي موجب بروز بيماري هموليتيك در نوزادان آنها مي گردد، لازم به ذكر است كه نژاد در اين زمينه بي تأثير نيست چرا كه نژاد توله خوك هاي اسكس و وسكس بيشتر دچار اين بيماري مي گردند.

 

نوشته شده توسط مسعود ستاری در سه شنبه بیست و نهم اسفند 1385 ساعت 6:33 PM | لینک ثابت |

ژن مرگ

انسان از دیرباز تلاش نموده تا به عمر جاودان دست پیدا کند اما تا این لحظه تمام سنگهای این تلاش به دربهای بسته خورده و تنها بکمک پیشرفتهای اخیر پزشکی و علوم تغذیه و بهداشت اندکی بر عمر متوسط انسانها افزوده شده است. امروزه می‌دانیم که در طی فرآیند پیری سلولهای زنده بدن بمرور زمان قابلیت ساز و کار اصلی خود را از دست می‌دهند و ارگانها یکی پس از دیگری از انجام اعمال حیاتی خود باز می‌ایستند. اما سوال اصلی این است که اگر سلول مجموعه‌ای از مولکولهای شیمیایی است که با نظم مشخصی (که توسط ژنهای موجود در زنجیره DNA تعیین می‌شود) در کنار یکدیگر قرار گرفته‌اند در آن‌صورت به چه دلیلی باید سلولهای جدید تولید شده در فرآیند تقسیم سلولی بمرور زمان از قابلیتهای اصلی‌ تعیین شده برایشان نزول کنند؟

یکی از کاندیدهای پاسخ به این سؤال، مکانیزم کوتاه شدن تکه‌های انتهای کروموزمها موسوم به قطعات «تلومرز» در فرآیند تقسیم سلولی است بطوریکه گفته می‌شود طول قطعات تلومرز تعیین کننده عمر باقیمانده سلول است. اما این مشاهده جواب سوال اصلی را هنوز نداده و تنها به ساز و کار احتمالی پیر شدن اشاره می‌کند. ما می‌خواهیم بدانیم چرا پیر شدن و مرگ در بین موجودات و در فرآیند تکامل بوجود آمده است؟

اگر موجودات زنده در طی فرآیند تکامل از ساده به پیچیده‌تر تغییر یافته‌اند اصولاً چرا باید یک بمب زمانی در داخل هر سلول زنده نیز بوجود آمده باشد تا بمرور زمان باعث مرگش شود؟ مگر نه اینکه هدف از تکامل بقا است؟ پس چرا این فاکتور منفی یعنی مرگ و پیر شدن در طی فرآیند تکامل اصلاح نشده؟ جواب این سوال با دقت در عملکرد اصل انتخاب طبیعی داروین بخوبی روشن می‌شود. در طبیعت بقای فردی مفهومی ندارد بلکه بقای نسل و نژادی نقش اصلی را بازی می‌کند. موجودات زنده برای بقای نسل خود از روش تکثیر استفاده می‌کنند و ژنهای خود را به فرزندانشان منتقل می‌کنند. سپس فرزندان خانواده‌های مختلف با یکدیگر بر سر تصاحب منابع مختلف رقابت می‌کنند و فرزندان غالب به حیات ادامه داده و ژن غالب خود را به نسلهای بعدی منتقل می‌کنند.

در این میان چون رقابت میان فرزندان بر سر تصاحب منابع مورد نیاز برای ادامه حیات بوده، هرگونه نقصی که در والدین فرزندان بعد از تولید آنها ظهور می‌کند در فرآیند انتخاب غیر قابل اصلاح خواهد بود. بعبارت دیگر اگر والدینی دارای برترین ژنها هم باشند بطوریکه فرزندان آنها در هر مبارزه با دیگر فرزندان پیروز شوند ولی دارای نقص ژنتیکی باشند که تنها در ۱۰۰ سالگی ظهور می‌کند، این نقص همواره در طول فرآیند تکامل توسط موجودات تیره غالب به یدک کشیده خواهد شد چون امکان اصلاح آن در فرآیند انتخاب طبیعی بوجود نمی‌آید (بدلیل ظهور خیلی دیر آن در زندگی موجود زنده).

امروزه این تئوری در مقیاس کوچک بر روی نمونه‌های آزمایشگاهی مگس سرکه تایید شده است بطوریکه با دستچین کردن مگسهای سرکه‌ای که عمر بیشتری داشته اند و اجازه زادو ولد تنها به آن دسته، در طی گذشت چند نسل عمر مگسهای سرکه‌ به دو برابر افزایش یافته*.

به این ترتیب همانطورکه دیده می‌شود فرآیند پیری و مرگ می‌تواند احتمالاً تنها یک نقص ژنتیکی باشد که در خلال ۳ میلیارد سال تکامل امکان تصحیحش بوجود نیامده است. مسلماً با فهم کامل ساز و کار فیزیکی و شیمیایی و ژنتیکی فرآیند پیری، در آینده نزدیک بشر خواهد توانست این قبیل نواقص را اصلاح کرده و به عمر جاودان دست پیدا کند.

 

نوشته شده توسط مسعود ستاری در سه شنبه بیست و نهم اسفند 1385 ساعت 6:32 PM | لینک ثابت |

اسرار فیزیكی گیاهان گوشتخوار

به طور حتم تصاويرى از گياهان گوشتخوار را ديده ايد؛ تصاويرى كه در آنها برگ هاى آرواره مانند براى شكار حشره اى نگونبخت به انتظار نشسته و يا طعمه لذيذى را نصيب خود ساخته اند.
اين گياهان با آرواره هاى قوي خود كه همان برگ هاى تغيير شكل يافته اند، قادرند در يك چشم بر هم زدن و در يك دهم ثانيه، حشرات نشسته در دام را اسير خويش سازند و از آنها به عنوان منبع غذايى استفاده كنند. برخى از گياهان نيز جنبش ها و تحركات برق آسايى را براى اهداف غير تغذيه اى به كار مى گيرند؛ به طورى كه در اين قبيل گونه هاى گياهى از حركات سريع براى انتشار دانه، گرده و يا دور كردن شكارچيان استفاده مى شود.
ساختار بافت ها و اندام هاى گياهى در برخى موارد، داراى تفاوت هاى بسيار بارز و عميقى با گونه هاى جانورى است. براى مثال، همانطور كه مى دانيم ماهيچه و بافت هاى عضلانى در گياهان وجود ندارد، پس گياهان ياد شده چگونه مى توانند چنين حركات سريع و برق آسايى از خود نشان دهند؟
دو دانشمند به تازگى با بهره گيرى از قوانين فيزيك، به تشريح و توصيف اصول مكانيكى ساختار اين قبيل گياهان پرداخته و نشان داده اند كه اين سرعت و حركت چگونه در پيكره آنها ظهور مى يابد.
ماهادوان، پروفسور رياضيات كاربردى و مكانيك در دانشگاه هاروارد واقع در كمبريج ايالت ماساچوست آمريكا مى گويد: براى درك زيست شناسي، همواره بهتر است ابتدا قوانين اساسى و بنيادى موجود در اين حوزه را فرا گيريم؛ قوانين فيزيكى و شيميايى و نيز اصول رياضياتى كه جهان زنده بر پايه آن بنا شده است.
وى و يكى از شاگردانش به نام اسكوتيم، با انتشار يافته هاى خود در شماره اخير مجله ساينس پرده از اسرار اين گياهان چابك برگرفته اند.
آنها گياهان سريع را به دو گروه عمده تقسيم كرده اند: گياهانى كه سلول هاى خود را براى ايجاد حركت هاى سريع، متورم و چروكيده مى كنند و نيز گروه ديگر، گياهانى كه از تكنيك تورم و چروكيدگى براى رها سازى ناگهانى انرى ذخيره شده استفاده مى كنند و اين عمل را در قالب يك حركت به اصطلاح قاپ زدن و در چنگ گرفتن براى به دست آوردن طعمه يا يك حركت انفجارى براى انتشار دانه ها و گرده ها انجام مى دهند.
گياه Aldrovanda يا به اصطلاح گياه چرخ آبگرد كه عموزاده هاى گياه مگس گير ونوس است، به گروه نخست تعلق دارد. اين موجودات گوشتخوار بسيار كوچك و نازك هستند؛ به طورى كه سلول هاى آنان مى توانند به سرعت به وسيله جذب آب متورم شوند و كناره برگ ها را به يكديگر نزديك كنند و اين عمل را با چنان سرعت بالايى انجام دهند كه بى مهرگان آبزى موجود در اطراف گياه، فرصت و مجالى براى گريختن نيابند و به عنوان غذايى لذيذ در دام گياه گرفتار آيند.
پروفسور ماهادوان تصريح مى كند: گياهان بزرگ تر نمى توانند اين عمل را با چابكى و با چنين سرعت بالايى انجام دهند و از خواص فيزيكى ويه آب و قابليت كشسانى آن بهره كافى را ببرند.
به گفته وي، مگس گير ونوس در گروه دوم از اين گياهان چابك و شكارچيان سريع جاى مى گيرد. اين گياهان داراى برگ هايى به شكل عدسى هستند كه به طرف داخل خميدگى يافته اند و به هنگام قرارگيرى به روى يكديگر، محفظه بسته اى را به مانند يك قفس و تله براى طعمه خويش پديد مى آورند.
هنگامى كه يك مگس، عنكبوت يا هر حشره كوچك ديگرى روى برگ هاى اين گياه گوشتخوار گام مى نهد، ماشه برگ را تحريك مى كند و سرانجام آنها را مى چكاند و به اين ترتيب، برگ ها به سرعت با جذب آب فراوان به درون سلول هاى خود، متورم مى شوند و نيروهاى وارده از اين جريان به برگ، موجب قرارگيرى دو برگ روى يكديگر و بسته شدن محفظه خواهد شد. همانطور كه روشن است، در پايان اين عمليات گياه مى تواند از طعمه به دام افتاده، براى تغذيه استفاده كند.
كارل نيكلاس، زيست شناس گياهى دانشگاه كورنل در نيويورك تاكيد مى كند: سيستم هاى طبقه بندى جديد، روش هاى رياضياتى مطلوبى براى توصيف پديده اى كه انسان ها سال هاى متمادى شاهد آن بوده اند را در اختيارمان قرار مى دهد و به كمك اين ابزار مى توان بيش از پيش پرده از اسرار اين موجودات شگفت انگيز برگرفت.
ماهادوان و همكارانش چندى پيش نتايج تحقيقات خود را در زمينه رفتار تغذيه اى گياه مگس گير، در ورنال نيچر منتشر كرده بودند و اينك انتشار نتايج تحقيقات جديد آنان مى تواند با تكميل يافته هاى پيشين، پنجره جديدى را به دنياى گياهان و اسرار نهفته در آن بگشايد و جنبه هاى تاريك رفتار اين گونه هاى زنده را روشن سازد.
بر اساس يافته هاى اين دانشمندان، حركت آب در درون سلول ها با ويگى هاى فيزيكى منحصربه فرد آن، سيگنال هاى الكتريكى و نيز رهاسازى انرى ذخيره شده و نهفته در سلول ها، سه پايه فيزيكى كليدى و مهم براى ظهور گياهان چابك و شكارچيان سريع در جهان گياهى است.

منبع: آفتاب

 

نوشته شده توسط مسعود ستاری در سه شنبه بیست و نهم اسفند 1385 ساعت 6:32 PM | لینک ثابت |

بكرزايي در مارها


بكرزايي يا توليد مثل يك جاندار ماده ،‌بدون انجام لقاح ، تاكنون در چند نوع متفاوت از خزندگان شامل     مارمولك هاي خانواده
Teiidae و جنس Lacerta از خانواده Lacertidae و مارهاي خانواده Typhlopidae گزارش شده است. در تمام اين موارد جمعيت هاي ايجاد شده توسط بكرزايي ، بطور كامل از افراد نر با ماهيت ژنتيكي يكسان (كلون) تشكيل يافته اند.

هنگامي كه دكتر David shiszar از دانشگاه كلورادو دريافت كه ماري از گونة Crotalus horridus كه در آزمايشگاه او نگهداري مي شد و از زمان تولد با هيچ حيوان نري تماس نداشت، فرزنداني به دنيا آورده ، بسيار تعجب كرد. او و همكارانش متوجه شدند كه اين زاده ها شامل يك بچة زنده ، دو بچة مرده و سه تخم بارور نشده هستند. نكته عجيب تر اينكه حيوان زنده و دو بچة مرده همگي نر بودند. اين نوع بكرزايي كاملاً با آنچه قبلاً در خزندگان تك جنسي ديده شده بود، تفاوت داشت. ( اين اتفاق در ژانويه 1996 توسط دكتر Shiszar گزارش شد).

قبل از گزارش دكتر Shiszar ، تجربة‌ ديگري در دانشگاه آريزونا توسط دكتر Schuett مشاهده شده بود كه طي آن ماري از گونة Thamnophis elegans vagrans در حالي كه به مدت ده سال در آزمايشگاه و به دور از مارهاي نر نگهداري شده بود، فرزنداني به دنيا آورد. دكتر Schuett از تكنيك انگشت نگاري DNA براي تعيين سهم DNA ي پدري در تشكيل اين فرزندان استفاده كرد. نتايج نشان داد كه تمام DNA ي فرزندان از نوع مادري است. اما تمام DNA ي مادري در اين فرزندان يافت نمي شود. لذا اين يك بكرزايي واقعي بود كه جنس نر در آن هيچ دخالتي نداشت. از طرفي فقدان بخشي از DNA ي مادري همراه با اين واقعيت كه تمام افراد نسل جديد را نرها تشكيل مي دهند، باعث شد كه دكتر schuett معتقد شود اين مورد، نوعي خاص از بكرزايي به نام بكرزايي اتوميكتيك Automictic Parthenogenesis (AP) است.

 AP قبلاً در بوقلمون هاي اهلي و مرغ هاي خانگي گزارش شده بود و هميشه حاصل آن فرزنداني نر و ديپلوئيد بودند.

براي درك چگونگي بكرزايي اتوميكتيك (AP) بايد يادآوري نماييم كه در جريان تقسيم ميوز براي توليد سلول هاي جنسي ماده (تخمك) ، تقسيم بطور نامساوي انجام شده و در نتيجه يك سلول هاپلوئيد بزرگ و سه سلول هاپلوئيد كوچك (گويچه هاي قطبي) حاصل مي شود.

در (AP) دومين گويچة قطبي (كه در جريان دومين مرحلة ميوز همراه با تخمك حاصل مي شود) همانند يك اسپرم عمل كرده و دوباره وارد تخمك مي شود، يعني تخمك خودش را بارور مي كند. از آنجا كه اين گويچة قطبي داراي ذخيره ژنتيكي كاملاً يكساني با تخمك است و از تقسيم يك سلول هاپلوئيد كه در اولين مرحله ميوز ايجاد شده بود، بوجود آمده است ، پس فقط نيمي از انواع كروموزوم هاي سلول مادري در تشكيل سلول تخم شركت دارند. به همين دليل انگشت نگاري DNA ي فرزندان حاصل از AP فاقد برخي از نوارهاي DNA ي مادر است. اما چرا تمام فرزندان نر هستند؟ مي دانيم كه در پستانداران افراد داراي كروموزوم هاي جنسي XX ماده و افراد XY نر هستند. اما در دياپسيدها (diapsids) مانند پرندگان مارمولك و مارها كه داراي بكرزايي هستند، ماده ها داراي دو كروموزوم جنسي ناهمسان (ZW) و نرها كروموزوم هاي جنسي يكسان (ZZ) دارند. در جريان بكرزايي اگر تخمك و گويچة‌ قطبي همراه آن هر كدام داراي يك كروموزوم (Z) باشند. از لقاح آنها يك جانور نر حاصل مي آيد و اگر هر دو (W) داشته باشند، سلول تخم حاصل (WW) ، زيستا نخواهد بود. دليل بالا بودن تعداد تخم هاي ناقص در بكرزايي نيز همين است.

منبع : زیست شناسی خراسان

 

نوشته شده توسط مسعود ستاری در سه شنبه بیست و نهم اسفند 1385 ساعت 6:32 PM | لینک ثابت |

رازگياهان حشره خوار كشف شد!                           

يک گروه از پژوهشگران دانشگاه هاروارد با بررسى نحوه عمل گياهان حشره خوار به راز سرعت زياد اين گياهان در به دام انداختن حشرات پى برده اند.
زيست شناسان تاکنون بر اين باور بوده اند که گياهانى نظير "دام ونوس " که در زمره گياهان مرداب زى هستند و مىتوانند مگس هاى ميوه يا حشرات ، با ساخت و کارى نظير حرکت عضلات بدن آدمى، باز و بسته مىشوند. اما لکشمينا رايانا مهدوان و همکارانش از دانشگاه هاروارد در بررسى رفتار اين گلها با استفاده از دوربينهاى با سرعت
  زياد به اين نکته پى بردند که سرعت بسيار زياد گلهاى حشره خوار در بستن لبه هاى
 خود و اسير کردن حشره به دام افتاده ناشى از تغيير سريع شکل انحناى لبه بيرونى آنهاست .
 اين گلهاى حشره خوار نظير توپ تنيس سوراخ شده اى که رويه قسمت داخليش بيرون کشيده شده باشد، انحناى خود را از حالت تقعر به تحدب تغيير مى دهند. اين تغيير تنها
 يک دهم ثانيه به طول مىانجامد که به مراتب از زمانىکه حشره به دام افتاده براى نشان دادن واکنش و فرار از محبس نياز دارد، کوتاه تر است .
 هرچند اين محققان هنوز نتوانسته اند اين نکته را مشخص سازند که در تراز سلولى چه
 تغييراتى در گلهاى اين گياهان بوجود مىآيد که امکان چنين تغيير سريعى را براى آنها پديد مىآورد اما موفق شده اند مدلى رياضى را براى توصيف نحوه عمل اين گلها تکميل کنند. با کمک اين مدل رياضى مىتوان با در نظر گرفتن شکل بيرونى گلهاى حشره خوار مىتوان اين نکته را پيش بينى کرد که سرعت بسته شدن لبه هاى بالايى گلها
 چه اندازه خواهد بود و چه زمانى پس از ورود حشره به درون گياه ، گلهاى آن بسته مىشوند. بر اساس اين مدل، گلهاى حشره خوار ظاهرا به صورت يک مکانيزم تاخيرى عمل مىکنند.
 به اين معنى که ورود حشره ، ساخت و کارى را به کار مىاندازد که تنظيم کننده شمارش معکوس زمان بسته شدن گياه است . در آزمايشهايىکه با استفاده از اين مدل به انجام رسيده نتايج حاصله مورد تاييد قرار گرفته است.
به گفته مهدوان ،اين نوع گياهان حشره خوار براى داروين بسيار اعجاب انگيز بوده اند و او مطالعات زيادى بر روى آنها انجام داد، اما هنوز براى ما روشن نيست که چه چيز گياه را تحريک مىکند که از خود واکنش نشان دهد و اين ساخت و کار چگونه تطور يافته و شکل گرفته است.

 

نوشته شده توسط مسعود ستاری در سه شنبه بیست و نهم اسفند 1385 ساعت 6:31 PM | لینک ثابت |

 

 

اف. علي خام - ترجمه زينب همتي: آيا مي دانيد گياه مگس خوار چگونه طعمه اش را هضم مي  كند؟ ليزا ليگ (L.Leege) اكولوژيست گياهي واستاديار زيست شناسي دانشگاه جورجياي جنوبي در اين باره توضيح مي دهد.

شناخته شده ترين گياه حشره خوار موسوم به مگس گير ونوس (
Dionaea muscipula
) رفتار تغذيه اي منحصر به فردي را به نمايش مي گذارد: حشرات را به سمت خود جلب مي كند، آنها را مي كشد، هضم مي كند و نهايتاً شكارش را جذب بدن خود مي كند. از آنجا كه مگس گير ونوس يك گياه است و مي تواند غذاي مورد نياز خود را از طريق فتوسنتز بسازد بنابراين طعمه هاي غيرگياهي خود را مي بايست به شيوه اي متفاوت از روش مرسوم، هضم و جذب كند. اين گياه بومي سواحل شمالي و جنوبي كاروليناست و زيستگاه اصلي آن را مرداب ها و لجن زارهاي ساحلي تشكيل مي دهند. با توجه به اسيدي بودن خاك اين مناطق، هضم اوليه در اين گياه در جهت كسب نيتروژن و فسفر مورد نياز صورت مي گيرد. بنابراين مي توان چنين نتيجه گرفت كه اين گياه داراي سيستم گوارشي پيشرفته اي نبوده و در مورد هضم حشرات نسبت به جانوران تا حدودي متفاوت عمل مي كند. اما به راستي يك موجود ثابت و غيرمتحرك چگونه، طعمه اش را به سمت خود جلب مي كند، آن را مي كشد، هضم مي كند و سپس جذب بدنش مي كند؟ برگ هاي اين گياه تله  مانند و بسيار محكم هستند و شهد خوشبويي را ترشح مي كنند. در واقع با استفاده از اين شهد معطر، قربانيانشان را متوجه خود مي كنند. شكار، بي خبر از همه جا و در جست وجوي غذا بر روي برگ هاي اين گياه فرود مي آيد. اما ناگهان به موهاي زبر و ماشه مانند موجود بر سطح برگ ها گير كرده و به ناگاه پشت دندان هاي به هم قفل شده لبه برگ ها زنداني مي شود. بر روي سطح هر برگ ۳ تا ۶ موي ماشه مانند ديده مي شود. چنانچه يكي از اين موها براي دوبار متوالي لمس شود يا چنانچه دو تا از اين موها در فاصله زماني ۲۰ ثانيه در تماس با حشره اي قرار بگيرند، سلول هاي واقع بر سطح بيروني هربرگ به سرعت از هم باز شده و گيره هاي دندان مانند لبه برگ ها در يك چشم به هم زدن بسته مي شوند.

در اين ميان اگر حشره، ماده اي چون اسيد داوريك از خود ترشح كند، برگ هاي به هم قفل شده تحريك شده و فشار بيشتري را به حشره وارد مي كنند و همانند يك تمبر به بدن حشره مي چسبند (چنانچه يك رهگذر كنجكاو يا افتادن يك شاخه خشك شده موجب به كار افتادن اين مراحل شود حداقل يك روز يا بيشتر طول مي كشد تا برگ ها دوباره از هم باز شوند). پس از بسته شدن برگ ها و به دام افتادن شكار، غده  هاي گوارشي واقع در حاشيه داخلي برگ ها شروع به ترشح مايعاتي مي كنند كه قادرند بافت هاي نرم بدن شكار را در خود حل كرده، باكتري ها و قارچ ها را بكشند و با استفاده از آنزيم هاي خود حشره را هضم و مواد مغذي مورد نياز خود را استخراج كنند. در ادامه اين مواد مغذي از طريق برگ ها جذب گياه مي شوند ۵ تا ۱۲ روز بعد از شكار، برگ هاي گياه به منظور بيرون ريختن ته مانده اسكلت خارجي حشره  از هم باز خواهند شد. معمولاً پس از ۳ تا ۵ وعده غذايي، ديگر گياه اقدام به شكار نكرده و ۲ تا ۳ ماه غذاي مورد نياز خود را از طريق فتوسنتز به دست مي آورد. افرادي كه از اين گياهان در باغچه خانه خود نگهداري مي كنند مي  بايست مواظب تحريك بيش از حد آن باشند: پس از تقريباً ۱۰ بار بسته شدن ناموفق، برگ ها حساسيت خود را از دست داده و ديگر به هيچ تماسي پاسخ نمي دهند و نهايتاً به صورت يك گياه فتوسنتزكننده در مي آيند.

مگس گير ونوس پراكنش بسيار محدودي داشته و در بوته زارهاي شني سواحل شمالي و جنوبي كارولينا ديده مي شود و همين امر موجب شده كه به صورت يك گونه در خطر انقراض درآيد. اكوسيستمي كه از مگس گير ونوس حمايت مي كند سالانه آتش سوزي هاي مكرري را تجربه مي كند و همين مسئله باعث شده كه از طرفي منطقه از وجود گياهان رقيب مگس گير ونوس خالي شده و از طرفي نيتروژن موجود در خاك به صورت ماده فرار درآمده و وارد اتمسفر شود. بنابراين طي فصول آتش سوزي اين گياه از نظر تأمين نيتروژن مورد نياز خود در مخمصه قرار گرفته و مجبور است كه سه چهارم نيتروژن مورد نياز خود را با شكار حشرات به دست آورد. از طرفي اگر براي ۱۰ سال متوالي هيچ آتش سوزي اي در منظقه صورت نگيرد رقابت با ساير گياهان نيز، اين گياه را به سمت نور و شكار حشرات رانده و همين امر باعث كاهش جمعيت اين گياه مي شود. مگس گير ونوس يك نمونه  خيره كننده از چگونگي سازش موجودات با شرايط تنش زاست. در اين مورد ديديم چگونه اين گياه به هنگام كاهش نيتروژن خاك به عنوان يك شكارچي وارد عمل شده و نيتروژن مورد نياز خود را با شكار حشرات تأمين مي كند.


 

نوشته شده توسط مسعود ستاری در سه شنبه بیست و نهم اسفند 1385 ساعت 6:31 PM | لینک ثابت |

مکانیسم بسته شدن برگ در گیاهان گوشتخوار

دانشمندان آمريكايى و فرانسوى ادعا مى كنند كه توانسته اند پاسخ قابل قبولى را براى يكى از شگفتى هاى طبيعت بيابند: مكانيسم بسته شدن برگ ها در مگس گير ونوس. اين گياه كه به قول داروين «يكى از خارق العاده ترين شگفتى هاى طبيعت» نام گرفته است قادر است در كمتر از ۱۰۰ ميلى ثانيه، سريع تر از يك چشم برهم زدن، طعمه اش را در ميان برگ هاى صدفى شكلش به دام بيندازد. براى مدت هاى طولانى دانشمندان درصدد بودند راز شيرينكارى مگس گير ونوس (Dionaea muscipula) را كشف كنند، گياهى كه سيستم عصبى و ماهيچه اى پيشرفته اى، همانند آنچه كه در جانوران پرتحرك ديده مى شود، ندارد چگونه مى تواند با اين سرعت خيره كننده عمل كند؟ پاسخ اين سئوال فقط يك چيز است: نيروى كشسانى. مگس گير ونوس بومى سواحل شمالى و جنوبى كارولينا است و زيستگاه اصلى آن را مرداب ها و لجن زارهاى ساحلى تشكيل مى دهند. برگ هاى اين گياه ماده خوشبويى را از خود ترشح كرده و بدين ترتيب قربانى اش را به سمت خود جلب مى كند. اين گياه گوشتخوار ابتدا برگ هاى صدفى شكل و لاستيك مانندش را به بيرون خم كرده و به شكل محدب و برجسته درمى آورد، تقريباً شبيه توپ تنيسى كه از وسط به دونيم شده و دو نيمه آن از هم باز شده باشند. پس از نشستن حشره بر روى برگ ها و تحريك كرك هاى ماشه مانند سطح آن، مقدار كمى آب وارد سلول هاى گياه شده و به اين ترتيب انرژى مورد نياز براى بسته شدن برگ ها فراهم مى شود. در ادامه برگ ها از حالت محدبى خود خارج شده و به شكل مقعر يا فرورفته درمى آيند، درست مثل اينكه دو نيمه از هم باز شده توپ تنيس ناگهان از دو طرف به داخل خم شده و به يكديگر بچسبند. در اين حالت، گيره هاى دندان مانند لبه برگ ها در يك چشم به هم زدن بسته شده و حشره در ميان آنها به دام مى افتد.لاكشمينارايانان ماهادوان (L.Mahadevan) پروفسور رياضيات و زيست شناسى تكاملى از دانشگاه هاروارد كه رياست اين تيم تحقيقاتى را بر عهده دارد مى گويد: «راز بسته شدن سريع برگ هاى اين گياه در انرژى الاستيكى اى نهفته است كه با ورود آب به سلول هاى گياه، آزاد مى شود.» پژوهشگران به منظور اثبات ادعاى خود از مولكول هاى فلوئورسانتى كه به راحتى در زير نور ماوراء بنفش قابل رديابى بود، استفاده كردند. اين مولكول ها به سطح خارجى برگ هاى گياه تزريق شده و تغييرات رخ داده در سطح آنها در زير ميكروسكوپ مورد مشاهده قرار گرفت. در ادامه از تغييرات صورت گرفته در سطح برگ ها در زير نور ماوراء بنفش فيلمبردارى شد. با استفاده از يك دوربين ويديويى با سرعت بالا كه در هر ثانيه ۴۰۰ عكس مى گرفت پژوهشگران موفق شدند نشان دهند كه برگ هاى مگس گير ونوس هنگامى كه لبه هاى دندان مانند برگ ها بسته مى شوند به سرعت تغيير شكل داده و از حالت محدب به شكل مقعر درمى آيند.در بررسى هاى پيشين مشخص شده بود كه مگس گير ونوس ماده خوشبويى را از سطح داخلى برگش ترشح كرده و با اين كار حشرات را گول زده و به سمت خود جلب مى كند. هنگامى كه حشره بر روى سطح برگ مى نشيند كرك هاى ماشه مانند موجود بر روى سطح برگ ها تحريك مى شوند. بر روى سطح هر برگ ۳ تا ۶ كرك ماشه مانند ديده مى شود. چنانچه يكى از اين كرك ها براى دوبار متوالى لمس شود يا چنانچه دو تا از اين كرك ها در فاصله زمانى ۲۰ ثانيه در تماس با حشره اى قرار بگيرند برگ ها به سرعت بسته مى شوند.پس از بسته شدن برگ ها و به دام افتادن شكار، غده هاى گوارشى موجود در حاشيه داخلى برگ ها شروع به ترشح مايعاتى مى كنند كه قادرند بافت هاى نرم بدن شكار را در خود حل كرده، باكترى ها و قارچ ها را بكشند و با استفاده از آنزيم هاى خود حشره را هضم و مواد مغذى مورد نياز گياه را استخراج كنند. در ادامه اين مواد مغذى از طريق برگ ها جذب گياه مى شوند. ۵ تا ۱۲ روز بعد از شكار، برگ هاى گياه به منظور بيرون ريختن ته مانده اسكلت خارجى حشره از هم باز خواهند شد. اين گياه معمولاً پس از ۳ تا ۵ بار شكار، ديگر اقدام به شكار نكرده و ۲ تا ۳ ماه غذاى مورد نياز خود را از طريق فتوسنتز به دست مى آورد.تا اينجا تنها توانسته ايم دريابيم كه اين گياه چگونه قربانيانش را به سمت خود مى كشد و مكانيسم بسته شدن سريع برگ  ها در آن به چه صورت است اما اينكه اين سيگنال ها چگونه با اين سرعت خيره كننده از كرك هاى ماشه مانند سطح برگ ها به مكانيسم هاى بسته شدن سريع برگ ها منتقل مى شوند، چيزى است كه نيازمند بررسى و تحقيقات بيشترى است.

 

 WWW.DISCOVERY.COM                                                                                    

 

نوشته شده توسط مسعود ستاری در سه شنبه بیست و نهم اسفند 1385 ساعت 6:31 PM | لینک ثابت |

يادداشت علمى

شاهكار باشكوه

مكانيسم بسته شدن برگ ها در گياه گوشتخوار

ميثم رزاقى

 

 

دانشمندان آمريكايى و فرانسوى ادعا مى كنند كه توانسته اند پاسخ قابل قبولى را براى يكى از شگفتى هاى طبيعت بيابند: مكانيسم بسته شدن برگ ها در مگس گير ونوس. اين گياه كه به قول داروين «يكى از خارق العاده ترين شگفتى هاى طبيعت» نام گرفته است قادر است در كمتر از ۱۰۰ ميلى ثانيه، سريع تر از يك چشم برهم زدن، طعمه اش را در ميان برگ هاى صدفى شكلش به دام بيندازد. براى مدت هاى طولانى دانشمندان درصدد بودند راز شيرينكارى مگس گير ونوس (Dionaea muscipula) را كشف كنند، گياهى كه سيستم عصبى و ماهيچه اى پيشرفته اى، همانند آنچه كه در جانوران پرتحرك ديده مى شود، ندارد چگونه مى تواند با اين سرعت خيره كننده عمل كند؟ پاسخ اين سئوال فقط يك چيز است: نيروى كشسانى. مگس گير ونوس بومى سواحل شمالى و جنوبى كارولينا است و زيستگاه اصلى آن را مرداب ها و لجن زارهاى ساحلى تشكيل مى دهند. برگ هاى اين گياه ماده خوشبويى را از خود ترشح كرده و بدين ترتيب قربانى اش را به سمت خود جلب مى كند. اين گياه گوشتخوار ابتدا برگ هاى صدفى شكل و لاستيك مانندش را به بيرون خم كرده و به شكل محدب و برجسته درمى آورد، تقريباً شبيه توپ تنيسى كه از وسط به دونيم شده و دو نيمه آن از هم باز شده باشند. پس از نشستن حشره بر روى برگ ها و تحريك كرك هاى ماشه مانند سطح آن، مقدار كمى آب وارد سلول هاى گياه شده و به اين ترتيب انرژى مورد نياز براى بسته شدن برگ ها فراهم مى شود. در ادامه برگ ها از حالت محدبى خود خارج شده و به شكل مقعر يا فرورفته درمى آيند، درست مثل اينكه دو نيمه از هم باز شده توپ تنيس ناگهان از دو طرف به داخل خم شده و به يكديگر بچسبند. در اين حالت، گيره هاى دندان مانند لبه برگ ها در يك چشم به هم زدن بسته شده و حشره در ميان آنها به دام مى افتد.لاكشمينارايانان ماهادوان (L.Mahadevan) پروفسور رياضيات و زيست شناسى تكاملى از دانشگاه هاروارد كه رياست اين تيم تحقيقاتى را بر عهده دارد مى گويد: «راز بسته شدن سريع برگ هاى اين گياه در انرژى الاستيكى اى نهفته است كه با ورود آب به سلول هاى گياه، آزاد مى شود.» پژوهشگران به منظور اثبات ادعاى خود از مولكول هاى فلوئورسانتى كه به راحتى در زير نور ماوراء بنفش قابل رديابى بود، استفاده كردند. اين مولكول ها به سطح خارجى برگ هاى گياه تزريق شده و تغييرات رخ داده در سطح آنها در زير ميكروسكوپ مورد مشاهده قرار گرفت. در ادامه از تغييرات صورت گرفته در سطح برگ ها در زير نور ماوراء بنفش فيلمبردارى شد. با استفاده از يك دوربين ويديويى با سرعت بالا كه در هر ثانيه ۴۰۰ عكس مى گرفت پژوهشگران موفق شدند نشان دهند كه برگ هاى مگس گير ونوس هنگامى كه لبه هاى دندان مانند برگ ها بسته مى شوند به سرعت تغيير شكل داده و از حالت محدب به شكل مقعر درمى آيند.در بررسى هاى پيشين مشخص شده بود كه مگس گير ونوس ماده خوشبويى را از سطح داخلى برگش ترشح كرده و با اين كار حشرات را گول زده و به سمت خود جلب مى كند. هنگامى كه حشره بر روى سطح برگ مى نشيند كرك هاى ماشه مانند موجود بر روى سطح برگ ها تحريك مى شوند. بر روى سطح هر برگ ۳ تا ۶ كرك ماشه مانند ديده مى شود. چنانچه يكى از اين كرك ها براى دوبار متوالى لمس شود يا چنانچه دو تا از اين كرك ها در فاصله زمانى ۲۰ ثانيه در تماس با حشره اى قرار بگيرند برگ ها به سرعت بسته مى شوند.پس از بسته شدن برگ ها و به دام افتادن شكار، غده هاى گوارشى موجود در حاشيه داخلى برگ ها شروع به ترشح مايعاتى مى كنند كه قادرند بافت هاى نرم بدن شكار را در خود حل كرده، باكترى ها و قارچ ها را بكشند و با استفاده از آنزيم هاى خود حشره را هضم و مواد مغذى مورد نياز گياه را استخراج كنند. در ادامه اين مواد مغذى از طريق برگ ها جذب گياه مى شوند. ۵ تا ۱۲ روز بعد از شكار، برگ هاى گياه به منظور بيرون ريختن ته مانده اسكلت خارجى حشره از هم باز خواهند شد. اين گياه معمولاً پس از ۳ تا ۵ بار شكار، ديگر اقدام به شكار نكرده و ۲ تا ۳ ماه غذاى مورد نياز خود را از طريق فتوسنتز به دست مى آورد.
تا اينجا تنها توانسته ايم دريابيم كه اين گياه چگونه قربانيانش را به سمت خود مى كشد و مكانيسم بسته شدن سريع برگ  ها در آن به چه صورت است اما اينكه اين سيگنال ها چگونه با اين سرعت خيره كننده از كرك هاى ماشه مانند سطح برگ ها به مكانيسم هاى بسته شدن سريع برگ ها منتقل مى شوند، چيزى است كه نيازمند بررسى و تحقيقات بيشترى است.

 

 

 

نوشته شده توسط مسعود ستاری در سه شنبه بیست و نهم اسفند 1385 ساعت 6:30 PM | لینک ثابت |

بسم الله الرحمن الرحیم

سرعت نور، چالش ها و نظريه ها

مقدمه

نور و مسائل مربوط به آن همواره يکي از مباحث مهم و مورد توجه فيزيکدانان بوده و هست. نحستين تلاش هاي علمي در اين زمينه از زمان گاليله آغاز شد. وي به اتفاق همکارش براي اندازه گيري سرعت نور اقدام کردند. روش کار به اين طريق بود که همکار گاليله در حاليکه فانوسي در دست داشت بالاي تپه اي ايستاده بود و گاليله بالاي تپه اي ديگر. هر دو با خود فانوسي داشتند که روي آن را پوشانده بودند. دستيار وي به مجرد آنکه نور گاليله را مي ديد، با برداشتن پرده از روي فانوس خود به گاليله علامت مي داد. گاليله اين آزمايش را با فواصل بيشتر و بيشتر تکرار کرد، اما نتوانست اختلاف زماني بين برداشتن پرده از روي فانوس خود و دستيارش به دست آورد و سرانجام گفت که سرعت نور خيلي زياد است

نخستين بار سرعت نور در سال 1676 توسط رومر (Romer) با استفاده از ماه گرفتگي محاسبه شد و معلوم گشت که سرعت نور نيز محدود است. عددي را که رومر به دست آورد 215 هزار کيلومتر بر ثانيه بود. اين عدد آنقدر بزرگ بود که معاصران وي آن را باور نمي کردند در سال 1726 برادلي با استفاده از تغيير وضعيت ستارگان نسبت به زمين سرعت نور را محاسبه کرد و عدد سيصد هزار کيلومتر بر ثانيه را به دست آورد.

نخستين بار فيزيو با ستفاده از روش غير نجومي و اصلاح روش گاليله سرعت نور را اندازه گيري کرد و مقدار آن را سيصد و سيزده هزار کيلومتر بر ثانيه به دست آورد. تمام اين نتايج به صورت تجربي به دست آمده بود و از پشتوانه ي نظري بي نصيب بود و استناد به اين اندازه گيري نمي توانست به يک نتيجه ي جهان شمول برسد. به عنوان نمونه آيا اندازه ي سرعت هاي به دست آمده زميني و سماوي بايد يکسان باشد يا خير؟

در دهه ي 1860 کلارک ماکسول با استفاده از قوانين الکترومغناطيس که خود معادلات آن را نوشته بود ديدگاهي کلي و جهان شمول در مورد سرعت امواج الکترومغناطيسي که نور بخش کوچکي از آن بود، ارائه کرد.

امواج الکترومغناطيسي

امواج الکترومغناطيسي که بطور نظري در سال 1864 توسط معادلات کلارک ماکسول پيشگويي شد، نشان داد که سرعت انتشار اين امواج در خلاء از رابطه ي زير به دست مي آيد:



همچنانکه رابطه ي بالا نشان مي دهد، سرعت نور (امواج الکترومغناطيسي) در خلاء ثابت است. اما سرعت ثابت امواج الکترمغناطيسي بايستي نسبت به يک دستگاه مقايسه مي شد، و اين دستگاه همان دستگاه اتر بود. يعني اتر ساکن مطلق فرَض مي شد و تمام اجسام نسبت به آن در حرکت بودند و سرعت امواج الکترومغناطيسي و در حالت خاص سرعت نور نسبت به اتر ثابت بود. اين نظريه در حالي شکل گرفت که نسبيت گاليله اي نيز معتبر و بي نقص تصور مي شد. بنابراين اگر سرعت نور نسبت به يک دستگاه لخت c باشد و دستگاه با سرعت v نسبت به اتر در حرکت باشد، در آنصورت برابر خواهد شد : wسرعت نور نسبت به اتر با

w=c+v

 


چنانچه: نور در جهت مخالف دستگاه حرکت کند، آنگاه خواهيم داشت
w=c-v

بر اين اساس ماکسول به فکر محاسبه سرعت حرکت منظومه ي شمسي نسبت به اتر افتاد. وي در سال 1879 طي نامه اي که براي تاد در آمريکا نوشت، طرحي را براي اندازه گيري سرعت حرکت منظومه ي شمسي نسبت به اتر پيشنهاد کرد. يک آمريکايي به نام مايکلسون اين طرح را دنبال کرد و براي انجام آزمايش تداخل سنجي نيز ساخت و در سال 1880 آزمايش کرد.

آنچه ازآزمايش مايکلسون به دست آمد بسيار گيج و ناراحت کننده بود. اولين فکري که قوت گرفت اين بود که بايد اشکال از معادلات ماکسول باشد که تنها بيست سال از عمر آن مي گذشت. يعني بايد آنها را طوري تغيير داد تا با نسبيت گاليله اي سازگار باشد. اما آزمايش فيزو و ساير نتايج حاصل از حرکت نور و امواج الکترومغناطيسي آنها را تاييد مي کرد

هر تلاشي که براي توجيه علت شکست نتيجه ي آزمايش مايکلسون انجام مي دادند، با شکست رو به رو مي شد. در اين ميان دو نظريه از بقيه حالب تر به نظر مي رسيد

يکي کشش اتري که به موجب آن جارجوب اتر بطور موضعي به کليه ي اجسام با جرم محدود متصل است. اين نظريه هيچ اصلاحي را در قوانين نيوتن، نسبيت گاليله اي و معادلات ماکسول لازم نمي دانست. اما اين نظري با کجراهي نور ستارگان ناسازگار بود

نظريه دوم نظريه گسيلي بود که طبق آن معادله هاي ماکسول را بايد طوري اصلاح مي کردند که سرعت نور با سرعت چشمه ي صادر کننده بستگي داشته باشد. اين نظريه نيز با نور واصل از ستارگان دوتايي ناسازگار بود.

در اين اثنا انيشتين نظريه ي انقلابي نسبيت را ارائه کرد. مسئله نسبي بودن سرعت ، از نظر انيشتين ، تا جاييکه به اعتبار اصل نسبيت مربوط مي شد به اتر و حرکت سوقي ربطي نداشت. طبق اصل نسبيت : قوانين طبيعت در تمام چارچوب هاي مرجع لخت يکسان اند. انيشتين پس از مطرح کردن اصل نسبيت ، به دو اصل موضوع بنيادي زير پرداخت:

قوانين فيزيکي در تمام دستگاه هاي لخت يکسان است _1

سرعت نور در خلاء ، در هر چارچوب لختي که اندازه گيري مي شود با صرفه نظر از حرکت منبع نور ،_ 2 معادل c است
اصل موضوعي دوم انيشتين ، در واقع انديشه مکانيکي نيوتني و سينماتيکي گاليله اي را رد مي کند . طبق اصول سينماتيک ، اگر دو جسم متحرک با سرعت ثابت ، در حال حرکت به سمت يکديگر باشند ، سرعت هر يک از آن ها در نقطه بر خورد ، برابر با مجموع سرعتشان است

اما درنسبيت انيشتين اينگونه نيست . اگر در نقطه اي نوري را گسيل کنيم ، ناظر ساکن و ناظر متحرک که با سرعت v در حال حرکت به سمت منبع است ، سرعت نور را c محاسبه مي کنند

نسبيت علاوه بر آنکه بخوبي توانست علت شکست نتيجه ي آزمايش مايکلسون را توجيه کند، از تمام آزمايش هاي مربوط به آن نيز با موفقيت بيرون آمد. علاوه بر آن به نتايج گرانقدري رسيد که همه ي انديشه بشريت را تحت ناثير قرار داد

همجنانکه که در بالا بيان شد، ثابت بودن سرعت نور به عنوان يک اصل موضوع مطرح شده است. اصول موضوع در هر زمينه ي علمي داراي اين ويژگي هستند که اعتبار خود را تا زمانيکه با مورد نقض رو به رو نشده اند، حفظ مي کنند و به محض مواجه با يک تناقض از اعتبار ساقط مي شوند. ار آن جاييکه فيزيک يک دانش تجربي است، الزاماً بايستي ابطال اصولش نيز بر پايه تجربه باشد

علاوه بر مشاهدات تجربي که مي تواند اصول موضوعي را به چالش بکشد، سازگاري اين اصول با ساير نظريه هايي که قادر به توجيه پديده هاي فيزيکي هستند نيز از اهميت خاصي برخور دار است. تجارب کيهاني دهه ي 1970 به بعد اصل ثابت بودن سرعت نور را با مشکل جدي مواجه ساخته است که در زير به برخي از آنها اشاره مي شود

 

 


سرعت نور ثابت نيست

تئوري جديدي كه دانشمندان استراليايي مطرح كرده‌اند و سرعت نور را ثابت نمي‌دانند مهمترين تئوري فيزيك نوين يعني نسبيت انيشتين را از اريكه قدرت به پايين مي‌‌كشد.

تيم فيزيك‌دانان دانشگاه مك كواري سيدني در استراليا به رياست پال ديويز Paul Davies احتمال آن كه سرعت نور طي ميلياردها سال كندتر شده باشد را مطرح ساخته‌اند. در اين صورت فيزيكدانان بايد در مورد بسيار از فرضيه‌ها و تئوريهاي پايه بويژه در مورد قوانين حاكم بر عالم تجديد نظر كنند. ديويز در مصاحبه با رويتر گفت: «معني اين تئوري جديد آن است كه بايد از خير تئوري نسبيت و فرمول E=mc2 و اين جور چيزها بگذريم البته نه به اين معني كه كتابها را در اين مورد دور بيندازيم؛ هميشه تحولات علمي تئوريهاي قديمي‌تر را در خود هضم مي‌‌كند‌»

نتايج تحقيقات اين تيم در مجله نيچر Nature به چاپ رسيده است. جان وب اختر شناس دانشگاه نيوساوث ويلز با ارائه تئوري خود براساس شواهدي كه به دست آمده است ادعا مي‌‌كند كه سرعت نور مي‌‌تواند ثابت نباشد، كه اين موضوع معماي لاينحلي را پيش روي فيزيكدانان و اخترشناسان قرار داده است. براساس يافته‌هاي وب، نوري كه از كوثر- Quasar شي‌ء شبيه به ستاره در آسمان - در طي دوازده ميليارد سال سفر خود تا رسيدن به زمين فوتونهايي از سحابي بين ستاره‌اي دريافت كرده است كه با فوتونهايي كه تاكنون مي‌‌شناختيم تفاوت دارد

ديويز در توضيح يافته‌هاي وب مي‌‌گويد: مشاهدات وب به معني آن است كه ساختار اتمهايي كه از نور كوثر ساطع مي‌‌شود تفاوت بسيار جزيي اما با اهميت ساختار اتمهاي انسان دارد. دليل اين تفاوت فقط مي‌‌تواند از دو چيز ناشي شود: يا بخاطر سرعت نور و يا بخاطر تخليه الكتروني (Electron Charge)
از سويي دو قانون در قوانين فيزيك كيهاني مطرح است كه سالهاست مورد پرسش قرار گرفته است. براساس اين دو قانون نه تخليه الكتروني و نه سرعت نور قابل تغيير نيستند. اما بايد براي مشاهدات وب توضيحي داد: يا اين مشاهدات اشتباه است و يا يكي از دو قانون ثبات سرعت نور و يا تخليه الكتروني قابل تكيه نيست. تيم ديويز بنا را براين گذاشتند كه مشاهدات وب درست بوده و يكي از اين دو قانون ممكن است آنطور كه تصور مي‌‌شد غيرقابل تغيير نباشد

به اين ترتيب اين تيم به مطالعه سياه چاله‌ها روي آوردند. سياه چاله‌ها توده‌هاي عظيم و اسرارآميزي هستند كه ماده را مي‌‌بلعند و حتي نور نيز از چنگال اين مكنده در امان نيست. اگر قرار باشد به قانون دوم ترموديناميك- كه خود يك دگماتيسم ديگر در فيزيك است- اعتقاد داشته باشيم در اين صورت تغيير در قانون ثبات تخليه الكتروني قانون دوم ترموديناميك را در هم خواهد ريخت به همين دليل يك گزينه باقي ماند و آن بررسي امكان متغير بودن سرعت نور است

گرچه هنوز مطالعات به اندازه كافي نيست و مشاهدات وب از نور كوثر براي درهم ريختن تئوري‌هاي موجود كافي نيست اما مطالعه در اين زمينه از چندي پيش آغاز شده است. ا ز جمله مي‌‌توان به مقاله‌هايي كه در مجله Physical Review Letters منتشر شده مراجعه كرد و گرچه بسياري از وفاداران به تئوريهاي موجود سعي دارند مشاهدات وب و ديويز را اشتباه مشاهده‌اي و اشتباه محاسباتي و آماري جلوه دهند، اما بحثي كه در اين زمينه آغاز شده است روز به روز دامنه‌دارتر مي‌‌شود و به همان اندازه‌اي كه خود كيهان سئوالات لاينحل باقي گذاشته مشاهدات اخير نيز بسياري از تئوريها را به چالش كشانده است

در اين وضعيت بايد روشن شود به چه چيزهايي از تئوري گذشته مي‌‌توان تكيه كرد و بايد ديد تئوريهاي جديد از عهده پاسخگويي به بسياري از پرسشها بر مي‌‌آيند يا خير. در واقع از نظر ديويز همان بلايي كه تئوري نسبيت انيشتين و فيزيك كوانتوم بر فيزيك قرن نوزدهم وارد آورد حالا خود شاهد آن خواهد بود كه تئوريهاي جديد پايه و اساس اين تئوريها را متزلزل خواهد كرد. حداقل دستاورد اين مشاهدات اين است كه در بررسي ساختار كيهان و اين كه از كجا نشأت گرفته و به كجا تكامل پيدا مي‌‌كند يك گام رو به جلو برداشته شده است

تئوري نسبيت مي‌‌گويد كه سرعت هيچ چيز از نور فراتر نمي‌رود (سرعت نور در خلأ، تقريباً000ر300 كيلومتر در ثانيه است). آرزوي انسان فراتر رفتن از اين سرعت است واين آرزوها در فيلمهايي مثل        انعكاس يافته‌اند. حتي اگر انسان ابزاري بسازد كه بتواند با سرعت نور حركت كند براي"Star Trek" عبور از كهكشان راه شيري يكصدهزار سال وقت لازم است     

 

 

نوشته شده توسط مسعود ستاری در شنبه هفتم بهمن 1385 ساعت 9:51 PM | لینک ثابت |

?What is HIV

 ويروس اچ. آی. وی. چيست؟


اچ. آی. وی. يک ويروس است. ويروس موجود زنده بسيار کوچکی است که می تواند خودش را تکثيرکند و منتشر شود. اما نمی تواند به تنهايی از خودش زنده باشد. يک ويروس به بدن يک ميزبان برای زندگی و تکثير نياز دارد.

زمانی که ويروس به بدن شخصی راه پيدا کرد، شروع به تکثير يا به عبارت ديگر شروع به شبيه سازی و کپی از خودش درسلول های بدن اين شخص می کند. يک ويروس می تواند سلول هايی که داخل آن جای گرفته و از آن تغذيه می کند را معيوب کرده و به آن آسيب برساند. اين يکی از راه هايی است که بدن را آلوده کرده و بيماری را بوجود می آورد.

سيستم دفاعی بدن مجموعه ای از سلول ها است که در بدن شما با ويروس ها و عفونت ها مقابله می کند. در انسان، سيستم دفاعی بدن معمولا ويروس ها را به سرعت يافته و سريع می کشد.

اشخاص آلودگی به اچ. آی. وی. را از شخص ديگری که پِيش از اين آلوده شده است دريافت می کنند. اگر آنها آلوده شدند همينطور می توانند آلودگی به ويروس را به شخص ديگر انتقال دهند.
در واقع اين راهی است که ويروس اچ. آی. وی. شيوع پيدا کرده و منتشر می شود.

اچ. آی. وی. مخفف "ويروس نقص ايمنی انسان" است.
در دنيا آن را با نام "
Human Immunodeficiency Virus
" می شناسند.

به کسانی که آلوده به اچ. آی. وی. شده اند اچ. آی. وی. مثبت "+
HIV" و يا
اچ. آی. وی. پوزتيو "
HIV positive" می گويند.

 

 

?Why is HIV dangerous

 چرا ويروس اچ. آی. وی. خطرناک است؟

اگر سيستم دفاعی بدن به ويروس حمله کرده و آن را می کشد، پس چرا ويروس اچ. آی. وی. يک مشکل است؟

ويروس های مختلف به قسمت های متفاوت بدن حمله می کنند. بعضی ها ممکن است به پوست، ديگری به شش ها و يا قسمت های ديگر حمله کنند. سرماخوردگی های عمومی هم به وسيله يک ويروس ايجاد می شوند. چيزی که ويروس اچ. آی. وی. را چنين خطرناک می سازد اين است که مستقيماً سيستم دفاعی بدن را هدف قرار داده و به آن حمله می کند. جايی که معمولاً بدن را از شر ويروس ها رها می کند.

اين ويروس خصوصاً به يک نوع مشخصی از سلول های سيستم دفاعی بدن حمله می کند که بدون آن مبارزه با سيستم دفاعی بدن برای ويروس مانند رفتن به تعطيلات و بسيار راحت است و اچ. آی. وی. می تواند در تمام بدن منتشر می شود.

اين فرايند قابل رويت نيست وهيج راهی وجود ندارد تا بتوانيم با مشاهده اشخاص تشخيص بدهيم که شخصی آلوده به ويروس اچ. آی. وی. است. تنها يک نوع تست خون آن هم حدود سه ماه بعد از وارد شدن اولين ويروس به بدن می تواند وجود آن را در خون آشکار کند. ممکن است شخصی که آلوده به ويروس اچ. آی. وی. شده است، تا سال های سال کاملاً سالم به نظر رسد و خود را در سلامت کامل احساس کند. ممکن است که حتی ندانند که آلوده به ويروس هستند. سپس هنگامی که سيستم دفاعی بدن تقليل يافت و ضعيف شد آن ها بطورشديد و روزافزونی نسبت به بيماری ها آسيب پذير می شوند. بيماری هايی که معمولاً در شرايط طبيعی بسيار ساده درمان می شوند.

?What is AIDS

 ايدز چيست؟

نام بیماری ايدز(AIDS) از حروف اول کلمات زیر گرفته شده است و به معنی
نقص ایمنی اکتسابی است:
(
Acquired Immuno Deficiency Syndrome
)



يک سيستم دفاعی زيان ديده و معيوب نه تنها به وسيله ويروس اچ. آی. وی. که در مرحله اول به آن حمله ور شده آسيب ديده است بلکه همچنين با عفونت های ديگر مورد حمله قرار می گيرد. اين سيستم دفاعی آسيب ديده ديگر توانايی و قدرتی برای مقابله و کشتن ويروس هايی که تا پيش از اين مزاحمتی برايش نداشتند را ندارد. ویروس اچ. آی. وی. دفاع بدن را روز به روز كاهش می‌دهد تا حدی كه هر میكروبی حتی میكروبهای بسیار ضعیف هم فرصت پیدا می‌كنند كه بدن را بشدت بیمار كنند.

همچنان که زمان می گذرد، شخصی که به ويروس اچ. آی. وی. آلوده شده است، نسبت به قبل بيشتر و بيشتر به بيماری مبتلا می شود، معمولاً چندين سال بعد از آلودگی و ورود ويروس به بدن، آن ها مبتلا به مريضی های خاص ناشناحته و عجيب متعددی می شوند. اين مرحله ای است که به آن می گويند کسی به ايدز مبتلا شده است. وقتی که شخص به بيماری های وخيم خطرناک جدی دچار می شود و يا زمانی که تعداد سلول های دفاعی در بدن شخص آلوده زير ميزان مشخصی به شدت افت کرده باشد.

در کشور های مختلف تفاوت های اندکی در تعريف اين مرحله وجود دارد که چه زمانی يک شخص را مبتلا به بيماری ايدز و يا هنوز شخص آلوده به ويروس اچ. آی. وی. بنامند.

ايدز (
Acquired Immune Deficiency Syndrome) يک حالت به شدت وخيم است ودر اين مرحله بدن دفاع بسيارضعيفی در برابر هر نوعی از عفونت و بيماری را دارد

?How long does HIV take to become AIDS

 از زمان آلوده شدن به ويروس اچ. آی. وی. تا ابتلا به بيماری ايدز چه مدت طول می کشد؟

بر اساس نتايج حاصله از تحقيقات مختلف به عمل آمده، از زمان دريافت آلودگی (ورود ويروس اچ. آی. وی. به بدن) تا ابتلاء به بيماری ايدز (ازکار افتادن سيستم دفاعی بدن)، بدون دسترسی به يک درمان دارويی عليه ويروس اچ. آی. وی. ، معمولاً يک دوره زمانی بين 6 تا 8 سال به درازا می کشد . اين دوره می تواند بدون علامت باشد و تازه بعد از این مدت علایم بيماری ظاهر گشته، شخص مبتلاء به بيماری ايدز شود .

این فاصله زمانی
– آلودگی تا ابتلا ء به بيماری ايدز –
ازفردی به فرد دیگر متفاوت است و به عوامل زیادی از جمله وضعیت سلامتی فرد، عادات بهداشتی و تغذيه وی ارتباط دارد.

در هر صورت، اين ميانگين بر اساس اشخاصی تنظيم شده است که پرهيزهای معقولی را انجام می دهند. در يک ناحيه فقير نشين ممکن است در بين کسانی که توانايی تهيه تغذيه کافی و مناسب را ندارند ، سرعت پيشرفت و چيره شدن ويروس بر سيستم دفاعی بدن و در نتيجه ابتلا ء به
بيماری ايدز ، بسيار سريعترباشد و اين افراد خيلی سريعتر فوت کنند.

Aims of AIDS

 علايم بيماری ايدز چگونه ظاهر می شود؟

اين علايم معمولاً چندين سال بعد از آلودگی به ويروس اچ. ای. وی. ظاهر می شود و مرحله گذار از آلودگی به ويروس اچ. آی. وی. به بيماری ايدز است.

با کاهش قدرت سيستم دفاعی به مرور زمان بدن آماده ابتلا به عفونتها و سرطانهايی می شود که به طور معمول در مردم عادی ديده نمی شوند ، اين بيماريها بصورت بيماريهاي ريوی ، اسهالهاي شديد و مزمن ،‌ تبهای طولانی ، کاهش وزن ،‌ اختلالات شخصيتی ،‌ بيماريهاي مغزی وپوستی خود را نشان مي دهند که درنهايت منجر به مرگ فرد مبتلا خواهد شد.

◄ علائم اصلی ایدز:


• كاهش وزن بیشتر از 10 درصد
• اسهال مزمن بیشتر از یك ماه
• تبهای متناوب یا ثابت بیش از یك ماه

◄ علائم فرعی:

• سرفه پایدار به مدت بیش از یك ماه
• عفونت پوستی منتشر همراه با خارش
• تبخالهای عود كننده
• برفك دهانی
• عفونت تبخالی مزمن پیشرونده و منتشر
• بزرگ شدن عمومی غدد لنفی آلودگی به ویروس ایدز دلیل ابتلا به بیماری ایدز نیست
ولی سرانجام تقریباً بطوراجتناب ناپذیری به بیماری ایدز منتهی می شود.
یكی از اولین راه های شناخت یك بیماری، شناخت علائم و مراحل مختلف سیر بیماری است. با این شناسایی می توان از گسترش و توسعه بیماری در مراحل اولیه جلوگیری نمود. علائم آلودگی بیماری ایدز بسیار پیچیده است و دارای مراحل چندی است كه الزاماًهمه آنها در افراد آلوده مشاهده نمی شود.

این مراحل عبارتند از: ‪

◄ مرحله اول عفونت حاد:
در اغلب موارد در صورتی كه تعداد كافی ویروس ایدز وارد بدن فردی شود ، بعد از چند هفته علائمی نظیر تب ، گلودرد،بزرگی غدد لنفاوی، درد مفاصل و عضلات ، سر درد، ضعف و بی حالی، بی اشتهایی ، تهوع و استفراغ، كاهش وزن، اسهال و گاهی دانه های جلدی و یا تظاهرات عصبی ظاهر میگردد. این علائم اختصاصی نبوده و شباهت كاملی با نشانه های بسیاری ازبیماریهای دیگر دارد. چون خود بخود ظرف یك تا دو هفته بهبودی حاصل میگردد ، كمتر اتفاق می افتد كه بیماری دراین دوره تشخیص داده شود. بعلاوه از هنگام ورود ویروس ایدز تا مثبت شدن نتیجه آزمایشگاهی كه نشانگر آلودگی فرد است حدود 2 تا 12 هفته و گاهی تا16 ماه طول می كشد. در این فاصله زمانی ، فرد، آلوده بوده و ممكن است سایرین را آلوده كند.

◄ مرحله دوم بدون علامت:

پس از بهبودی خود بخودی مرحله حاد، بیمار وارد مرحله بدون علامت می شود كه بر حسب نوع ویروس آلوده كننده از10تا 17 سال طول می كشد. در این مدت شخص آلوده هیچگونه علامتی از بیماری را بروز نمی دهد و به ظاهر كاملاً سالم است ولی برای دیگران آلوده كننده می باشد. این مرحله نزد كودكان كوتاهتر است و در این مرحله شخص دیگران را مبتلا می كند. در این دوره آزمایش خون مثبت است. كنترل انتشار ویروس در این مرحله مشكل می باشد.

◄ مرحله سوم بزرگی منتشر و پایدار غدد لنفاوی:

دراین مرحله غدد لنفاوی به صورت بزرگ شده و به شكل قرینه و بدون درد در بیش از دو نقطه بدن بجز ناحیه كشاله ران ظاهر می شود حداقل 3ماه باقی می مانند.

◄ مرحله چهارم مرحله قبل از ایدز و حالات وابسته به ایدز:
قبل از بروز علائم نهایی ایدز در بیمار ، عوارضی ظاهر می شود كه به آن علائم مربوط به ایدز می گویند و عبارتند از
• كاهش وزن بیشتر از10درصد وزن سابق
• اسهال به مدت بیشتر از یك ماه
• تب به مدت بیشتر از یك ماه
• عرق شبانه
• خستگی، بی حالی و ضعف

این علائم را مقدمه استقرار كامل ایدز كه پایان طیف بیماری می باشد ، به حساب می آورند. در برخی موارد، بی قراری، بی اشتهایی، دل درد، سردرد وجود دارد و تغییرات عصبی منجر به از دست دادن حافظه و آسیب اعصاب محیطی می شود. این علائم معمولاً متناوب است ولی كاهش وزن در اكثر بیماران وجود دارد و پیشرونده هم می باشد. بسیاری از بیماران در این مرحله دچار ضایعات پوستی، مخاطی و ضایعات دائم و یا عود كننده دهنی و یا ناحیه تناسلی به علت ویروسهای مختلف می شوند.

◄ مرحله پنجم ایدز:
ایدز به مرحله نهایی آلودگی ایدز گفته میشود. در این مرحله به علت كاهش شدید قدرت دفاعی بدن، شخص، مستعد ابتلا به بسیاری عفونتهای و سرطانها می شود كه علائم بسیار متنوعی دارند و درنهایت بیمار را از پای در می آورند.

?Is there a cure

 آيا بيماری ايدز درمان دارد؟

بيماری ايدز متاسفانه تاکنون هيچ درمان قطعی ندارد. ايدز کشنده است.

چيزی که نگران کننده است، اين است که بسياری از مردم گمان می کنند که برای بيماری ايدز درمان وجود دارد. اين موضوع به آن ها احساس آرامش و اطمينان می دهد و ممکن است که به اين دليل به راه های مختلف قبول ريسک بکنند. متاسفانه اين اشخاص در اشتباه به سر می برند چون برای ايدز هيچ درمانی وجود ندارد.

هنوز هيچ درمان قطعی برای اچ. آی. وی. وجود ندارد و تنها راه برای سالم ماندن اين است که آلوده نشويم. پيشگيری تنها درمان ايدز است.

 

Title in English!!

 داروهای موجود چگونه عمل می کنند؟

تمامی داروهای درمانی موجود، تنها می توانند که به نوعی جريان رشد ويروس اچ. آی. وی. را کندتر می کنند تا شخص ديرتر به مرحله ابتلا به بيماری ايدز برسد.
در اين مرحله پزشکان علاوه بر تجويز داروهای درمانی، شخص آلوده به ويروس اچ. آی. وی. را تشويق به برنامه ريزی و مديريت زندگی می کنند تا رشد ويروس اچ. آی. وی. هر چه بيشتر کند شود.
در صورت انجام مراقبت های لازم و استفاده موثر از داروها، گاه فرد آلوده به ويروس اچ. آی. وی. تا 20 سال پس از ورود ويروس به بدن می تواند زندگی بهينه ای پشت سر بگذارد.

اما در بعضی موارد مشاهده شده که داروهای آنتی بيوتيک بعد از گذشت چند سال ازعملکرد خود بازمی مانند و اثرمثبتی ندارند. در موارد خاصی هم مشاهده شده که تعدادی از بيماران از ايدز دوباره بهبود يافته و به زندگی با اچ. آی. وی. در دوره ده ساله بازگشته اند. اما آن ها بايد در ادامه زندگی شان هر روز داروهای بسيار قوی استفاده کنند، چيزی که اثرات جانبی ناخوش آيند و بسيار خطرناکی دارند

Title in English!!

 اولين مورد ابتلا به ايدز

اولين مورد ثبت شده بيماری ايدز در دنيا مربوط به سال 1981 ميلادی در ايالات متحده آمريکا می باشد. دليل انتقال ويروس اچ. آی. وی. آميزش جنسی بدون محافظ (بدون استفاده از کاندوم) بوده است. اولين گروه قربانی که به اين بيماری مبتلا شدند، مردهايی بودند که با نوع همجنس ارتباط داشتند.

علاوه بر اين موارد، ويروس اچ. آی. وی. در نمونه های موجود از يک بيمار متعلق به سال 1957 ميلادی پيدا شده است.

AIDS in Iran

 ايدز در ايران

اولين مورد ايدز در ايران در سال ۱۳۶۶ گزارش شد. اين مورد يک کودک ۶ ساله هموفيلی بود که بدليل زمينه بيماری از فرآورده های خونی وارداتی استفاده مي کرد. از آن پس تمام خونها و فرآورده های خونی اعم از داخلی يا وارداتی ملزم به آزمايش از نظر عفونت قبل از .مصرف شدند. اين آزمايشات توسط سازمان انتقال خون ايران انجام می پذيرد برابر گزارشات واصله از دبيرخانه ستاد کشوری مبارزه با ايدز، از آن زمان تا پايان سال 1379، 2382 مورد آلوده به ويروس در ايران شناسايي شده است که ۳۱۹ نفرشان به اين بيماری مبتلا و ۲۸۴ نفرشان فوت شده اند.

 

ويروس اچ. آی. وی. از چه راههايی سرايت می کند؟
:Ways in which you can be infected with HIV

تماس جنسی نا امن
شايعترين راه سرايت تماس جنسی است. ويروس ممكن است از فرد آلوده به شريك جنسی ‌اش، (مرد به زن، زن به مرد، مرد به مرد و يا دهانی با فرد آلوده) منتقل شود. سرايت از زن به زن هم در شرايطی امكان دارد. آلودگی از طريق تماس جنسی ٨٠ درصد كل موارد را شامل می‌شود.
وجود بيماريهای مقاربتی مثل سوزاك، سفليس و همچنين زخمهای دستگاه تناسلی خطر آلودگی را چند برابر خواهد كرد. زنان بيشتر در معرض خطر آلودگی به وسيله شريك زندگی خود قرار دارند. زيرا احتمال انتقال از مرد به زن بيشتر از زن به مرد است.

استفاده مشترک از سرنگ و سوزن آلوده جهت تزريق
استفاده از سرنگ و سوزن آلوده بصورت مشترك در معتادين تزريقی يكی ازشايع ترين راه ‌های سرايت ويروس اچ. آی. وی. است.

سرايت از طريق خون و فرآورده‌های خونی
استفاده از خون و فرآورده‌های خونی آلوده به ويروس اچ. آی. وی. از ديگر راه‌های انتقال است. خون قدرت آلوده كنندگی بالايی دارد.

سرايت از مادرآلوده به جنين در داخل رحم ويا كودك درطی دوران شيردهی
ويروس اچ. آی. وی. از مادر آلوده به كودك ممكن است در دوران حاملگی هنگام وضع حمل يا كمی بعد از زايمان انتقال يابد. شير دادن يكی از راه‌های سرايت آلودگی از مادر به فرزند است. در كودكان آلودگی به ويروس اچ. آی. وی. بسرعت به طرف ايجاد بيماری ايدز پيشرفت می‌كند و شانس زنده ماندن كودك هم كم است.

راه‌های ديگر سرايت عبارتند از:
پيوند اعضا از بافت‌های آلوده. خالكوبی با سوزن مشترک. سوراخ كردن گوش توسط سوزن و وسايل آلوده. استفاده از مسواك و تيغ ريش تراش شخص بيمار. ختنه با وسايل آلوده.

اين ويروس ازطريق خون، منی (همچنين شامل مايعی كه قبل ازمنی خارج مي شود)، آلت تناسلی مردان، واژن ( آلت تناسلی زنان)، ترشح واژن، مقعد ويا بريدگي ها وزخم ها وارد شود.
پوست سالم يک سد بسيار قوی دربرابر ورود ويروس اچ. آی. وی. وساير ويروسها وباكتری ها است.

شايعترين راه سرايت تماس جنسی نا امن است.

 

ايدز از چه راههايی سرايت نمی کند؟
:It is not possible to become infected with HIV through

ترس از اينکه در اثر تماس های روزمره و کارهای روزانه به ويروس اچ. آی. وی. آلوده شويم، ترسی کاملاً بيجاست. پس بهتر است که بدانيم:

ـ نه بوسيله روبوسی
ـ نه بوسيله بوسه و معاشقه و يا آب دهان (در صورتی که در دهان زخم و يا بيماری لثه که باعث انتقال ويروس از راه خون شود، وجود نداشته باشد)
ـ نه بوسيله بغل کردن و درآغوش گرفتن
ـ نه بوسيله دست دادن
ـ نه بوسيله تماس معمولی افراد در منزل، محل کار و يا اجتماع با بيمار
ـ نه بوسيله استفاده از وسايل غذاخوری مشترک
ـ نه بوسيله آب و غذا
ـ نه بوسيله نوشيدن مشروبات الکلی
ـ نه بوسيله عطسه و سرفه
ـ نه بوسيله تماس با اشک و عرق بيماران
ـ نه بوسيله استفاده از استخرهای‌ شنای عمومی و توالت‌های عمومی
ـ نه بوسيله دستگيره در، گوشی تلفن و بليط اتوبوس
ـ نه بوسيله استفاده از البسه دست دوم
ـ نه بوسيله استفاده از وسيله نقليه عمومی
ـ نه بوسيله نيش حشرات و يا تماس با حيوانات
ـ نه بوسيله ريش تراشيدن، خالکوبی يا ختنه کردن . اگر تيغ و يا سوزنی که استفاده می شود فقط برای يکنفر استفاده شود

 

راه ‌های پيشگيری از سرايت اچ. آی. وی. چيست؟
Ways you can protect yourself against infection

يکی از شايعترين راه های سرايت ايدز درتمام دنيا تماس جنسی نا امن است بنابراين مهمترين راه پيشگيری از آلوده شدن به اچ. آی. وی. توجه و دقت در مسايل جنسی و شهوانی است.
هر گاه صحبت از اعتياد می شود اغلب گمان می رود که تنها معتادين تزريقی منظور است. در حالی که اگر شما مواد مخدر از هر نوعی استفاده می کنيد و يا به هنگام معاشقه مشروبات الکلی نوشيده باشيد ممکن است که از خود بی خود شده و ندانيد که دست به چه عملی می زنيد. درساده ترين حالت مثلاً ممکن است که شما از
کاندوم استفاده نکنيد.

پيشگيری در موارد جنسی
◄ خويشتن داری‌ از تماس‌های جنسی مشكوك در دوران تجرد
◄ پايبندی به اصول اخلاقی و خانوادگی پس از ازدواج
◄ استفاده صحيح از
کاندوم
◄ اجتناب از داشتن شرکای جنسی متعدد
◄ عدم نوشيدن بيش از حد مشروبات الکلی و عدم استفاده از مواد مخدر به هنگام معاشقه

پيشگيری در معتادان
◄ عدم مصرف مواد مخدردرهنگامی که قصد نزديکی داريد
◄ در معتادان تزريقی عدم استفاده از سرنگ مشترک

پيشگيری در مراکز درمانی
◄ كنترل خون و فرآورده‌های خونی
◄ در تزريقات دقت كنيم كه از سرنگ يكبار مصرف استفاده شود
◄ در مراجعه به دندانپزشك دقت كنيم كه از وسايلی مانند مكنده بزاق ( سر ساكشن ) ، سرسوزن بيحسی و ليوان غرغره يكبار مصرف و از وسايل ضدعفونی و استريل استفاده شود.

پيشگيری در مراکز عمومی
◄ در مراجعه به آرايشگاه دقت كنيم كه از تيغ يكبار مصرف و وسايل ضدعفونی شده استفاده شود . از وسايلی مانند تيغ صورت ‌تراشی ، وسايل خالكوبی ، خلال دندان و يا مسواك بطور مشترك استفاده نكنيم.

پيشگيری در انتقال از مادر به کودک
◄ در حال حاضر تنها راه جلوگيری‌ از سرايت ويروس از مادر به فرزند عدم بارداری زن آلوده می‌باشد.


گروه‌ های زير بيشتر در معرض خطر قرار دارند
:These grups are more in danger

ـ كسانی‌ كه از پيوند‌های متعدد و دياليز مكرر استفاده می‌‌كنند و رعايت احتياط ‌های همه جانبه را نمی ‌كنند.
ـ معتادين تزريقی كه از سرنگ و سوزن مشترك استفاده می‌كنند.
ـ‌ همسران افراد مبتلا
ـ شركای جنسی افراد مبتلا
ـ افرادی‌ كه شركای جنسی متعدد دارند.
ـ افراد خود فروش
ـ‌ همجنسگرايان
ـ مبتلايان به هپاتيت و سل
ـ‌ خالكوبی‌های دست جمعی
ـ مبتلايان به بيماريهای آميزشی و افراد مبتلا به زخم‌های تناسلی
ـ ملوانان و رانندگان عبوری‌ از مرزها

HIV testing

 تشخيص آلودگی به ويروس اچ. آی. وی.

شما ممکن است که ويروس اچ. آی. وی. در بدن خود داشته باشيد ولی از نظر سلامتی کاملاً سالم به نظر برسيد. تنها راه مطمئن تشخيص آلودگی و يا عدم آلودگی به ويروس ايدز انجام آزمايش خون در آزمايشگاه می باشد. از زمان ورود ويروس به بدن انسان تا زمانی که شواهد آزمايشگاهی ظاهر شود،‌ ممکن است فاصله زمانی بين دو هفته تا شش ماه طول بکشد که به آن دوره پنجره می گويند. در اين دوران شخص آلوده بوده و می تواند ديگران را نيز آلوده کنند، ولی ممکن است هيچ يک ازعلايم بالينی و آزمايشگاهی متداول را در خود بروز ندهد.

در صورتی که شما به رفتارخطرناکی دست زده ايد و نگران سلامت خود شده ايد، می توانيد به
پزشک خود و يا برای انجام آزمايش اچ. آی. وی. مستقيماً به مراکز انتقال خون و ديگر مراکزی که آزمايش ايدز را انجام می دهند، مراجعه کنيد.

نكته بسيارمهمی كه نبايد فراموش شود اين است كه درطی اين 6 ماه نبايد خود و ديگران را درمعرض رفتار خطرناک قرار دهيد.

– – توجه – – توجه – – توجه – – توجه – – توجه – – توجه – – توجه – –

آزمايش اچ. آی. وی. به جز در موارد خاصی، جزو آزمايش های روتين پزشکی جهت چک آپ نمی باشد. بايستی که در برگه دقيقاً نام آزمايش اچ. آی. وی. ذکر شود تا آزمايشگاه آن را انجام دهد. بعضی افراد به دليل داشتن شرم و ترس از افشاء رازشان، بدون ذکر نگرانی خود در رابطه با آلودگی به ويروس ايدز، از پزشک خود تنها درخواست آزمايش صحت سلامتی و يا چک آپ می کنند تا به اصطلاح از وضع سلامتی خود با خبر شوند که اين کافی نمی باشد. در صورتی که تمايل به انجام آزمايش اچ. آی. وی. داريد، بايستی دقيق آن را با پزشک خود در ميان بگذاريد.

?When should test for HIV

 اولين تست اچ. آی. وی.

چه زمانی بعد از رفتار خطرناک بايستی آزمايش اچ. آی. وی. داد؟

اگر شما در ايران زندگی می کنيد:

•  اولين آزمايش 8 هفته بعد از رفتار خطرناک

•  تکرار آزمايش 6 ماه بعد از رفتار خطرناک

در ايران معمولاً دسترسی به آزمايش استاندارد اچ. آی. وی. ( HIV-ELISA ) سهل تر است . اين نوع آزمايش در ايران برای بار اول 8 هفته بعد از رفتار خطرناک به مراجعه کنندگان توصيه می شود. ولی به دليل اينکه سرعت و ميزان توليد پادتن خون در بدن افراد متفاوت است و برای انجام آزمايش دقيقی که بتوان به نتيجه آن استنتاج کرد و جواب قطعی را ارائه داد، 6 ماه بعد از رفتار خطرناک بايستی که آزمايش تکرار شود.

اگر شما در اروپا و يا آمريکای شمالی زندگی می کنيد:

•  اولين آزمايش 2 هفته بعد از رفتار خطرناک

•  تکرار آزمايش 12 هفته بعد از رفتار خطرناک

در کشورهای اتحاديه اروپا و آمريکای شمالی معمولاً به دليل دسترسی سهل تر به روش تست (HIV-PCR) اولين آزمايش 2 هفته بعد از رفتار خطرناک توصيه می شود. اين روش دو هفته بعد از ورود ويروس قادر به جستجو و رديابی مستقيم ويروس در خون می باشد. اطمينان به اين تست تنها 95 درصد است. بنابراين برای دفعه دوم 12 هفته بعد يک تست (HIV-ELISA) نيز توصيه می شود که ميزان پادتن (آنتی بادی) ها يی که خون شخص آلوده برعليه ويروس اچ. آی. وی. توليد کرده است را اندازه گيری می کند .

در بسياری از مراکز درمانی اغلب کشورها، مشاوره و انجام آزمايش اچ. آی. وی. به صورت رايگان و ناشناس (بدون معرفی خودتان و دريافت تنها يک شماره کد)، انجام می پذيرد.

 

HIV ELISA or EIA test

 آزمايش HIV-ELISA

آزمايش استاندارد اچ. آی. وی.، تست HIV-ELISA است. اين تست استاندارد جهانی مورد استفاده در بيمارستان ها، بانک های خون و يا سازمان های انتقال خون می باشد1.

اين آزمايش مستقيماً خود ویروس را جستجو نمی کند. در اين روش، ميزان پادتن ( آنتی بادی) هایی که بدن شخص آلوده برعلیه ویروس اچ. آی. وی. توليد کرده، اندازه گرفته می شود.

وقتی که ويروس اچ. آی. وی. وارد بدن می شود، يک ماده شيميايی خاصی از سوی سيستم دفاعی توليد می شود که پادتن ( آنتی بادی) ناميده می شود. پادتن ها واکنش بدن نسبت به عفونت می باشند. بنا براين اگر بدن شخصی پادتن عليه ويروس اچ. آی. وی. توليد کرده باشد، به معنای آن است که شخص به ويروس اچ. آی. وی. آلوده شده است.
توليد پادتن در بدن به مدت زمان بين چند روز تا سه هفته نياز دارد
2.
آزمايشی را که بتوان به نتيجه آن اعتماد کرده و بر اساس آن شخص را نسبت به نوع سلامت خود با اطلاع کرد، دربعضی منابع بين 6 هفته تا 6 ماه و بعضی ديگر بين 8 هفته تا 6 ماه بعد از ارتباط خطرناک توصيه شده است.

HIV-PCR test

 آزمايش HIV-PCR

به زبان بسيار ساده اين آزمايش مستقيماً وجود ويروس اچ. آی. وی. در خون را جستجو می کند.

تست
HIV-PCR
، دی. ان. آی. ويروس اچ. آی. وی. را در خون رديابی می کند. اگر شخصی آلوده شده باشد، دی. ان. آی. ويروس ايدز در خون او وجود خواهد داشت.
ميزان اطمينان به دقت اين تست 95% می باشد. بعضی منابع اين آزمايش را دو هفته بعد از داشتن ارتباط خطرناک (ارتباطی که به تماس مشکوک با خون منجر شود) و بعضی ديگر ابتدا 4 هفته بعد
3، توصيه می کنند. معمولاً بين 5 روز تا يک هفته طول می کشد تا نتيجه اين آزمايش دريافت شود.

از نظرهزينه، اين تست به طور معمول بسيار گران تر از تست (
HIV-ELISA) می باشد.

 

 

خطر آلودگی به اچ. آی. وی. در صورت اعتياد

در صورتی که شما سرنگ تزريق را به طور مشترک استفاده کنيد، ميزان خطر آلوده شدن به ويروس اچ. آی. وی. در مصرف مواد مخدر تزريقی بسيار بالاست.

يك فرد معتاد نه تنها خود در معرض آلودگی به بيماريهای خطرناكی چون ايدز و هپاتيت قرار دارد بلكه می تواند به عنوان يك ناقل عمل كرده و عوامل عفونی خطرناك را به خانواده و جامعه انتقال دهد.

راه های کاهش خطر آلوده شدن به ويروس اچ. آی. وی. در صورت اعتياد

برای کمتر کردن خطر آلودگی از اين طريق فقط از يک سرنگ، سوزن، قاشق و پنبه شخصی که تنها به شما اختصاص دارد استفاده کنيد. از استفاده مشترک آن جداً پرهيز کنيد.
در صورتی که امکان آن برای شما وجود دارد، بهترين حالت اين است که وسايل تزريقی شخصی خود را به صورت استريل هميشمه به همراه داشته باشيد تا در موقعيتی که نياز به تزريق پيدا می کنيد ازوسايل تزريقی ديگران به صورت مشترک استفاده نکنيد.

شايد يک راهی وجود داشته باشد که شما بتوانيد کلاً از اعتياد تزريقی به راه های اعتياد ديگری مانند کشيدن مواد مخدر دودی روی آوريد. در اعتياد به مواد دودی مانند ترياک شما حداقل بطور مستقيم با خون در تماس نيستيد. شايد هم روش های ديگر روی آوردن به اعتياد مانند مواد کديين يا مواد ديگری وجود داشته باشد که برای شما مناسب باشد. اطلاعات دقيق تر را شما می توانيد از مراکز درمانی معتادان در نزديکی محل زندگی خود دريافت کنيد.

آيا تنها اعتياد تزريقی خطر انتقال ويروس اچ. آی. وی. را دارد؟

همه راه های اعتياد، خطر آلوده شدن به ويروس اچ. آی. وی. را افزايش می دهند. توجه زياد به اعتياد تزريقی به دليل خطر انتقال مستقيم از طريق سرنگ آلوده می باشد ولی اين به معنی مطمئن بودن شکل های ديگر اعتياد نيست.

احتمال ريسک پذيری و احتمال عدم استفاده از وسايل بازدارنده مانند کاندوم در صورت مصرف مواد مخدر، بسيار بالا خواهد بود. حتی در خوشبينانه ترين حالت، به علت عدم کنترل کافی مغز ممکن است که از کاندوم "استفاده صحيح" نشود که اين خود خطر يک رابطه مشکوک را بيشتر می کند و آنان را در معرض بيشتر خطر قرار می دهد.

Risk of Mother to Child Transmission

ميزان خطر انتقال از مادر به نوزاد

اگر يک زن آلوده به ويروس اچ. آی. وی. باردار شود، 35 درصد احتمال انتقال ويروس به نوزاد و آلوده شدن کودک وجود دارد. هر ساله بيش از 700,000 کودک از طريق والدين خود آلودگی به ويروس اچ. آی. وی. را دريافت می کنند. حدود 15 تا 20 درصد در طی مدت بارداری، 50 درصد در زمان زايمان و 33 درصد درطی دوران شيرخوارگی آلودگی را دريافت می کنند. 1

Mother to Child Transmission

انتقال از مادر به نوزاد (MTCT)

راه های شناخته شده ای که انتقال ويروس از مادر آلوده به نوزاد را ممکن می کند، عبارتند از:

  • قبل از تولد و در طی دوران بارداری
  • هنگام زايمان
  • بعد از زايمان و زمان شيردهی

Learning you are positive when you are pregnant

دانستن اين که آيا شما در زمان بارداری اچ. آی. وی مثبت هستيد

بعضی اوقات زنان مايل هستند که بدانند که آيا در زمان بارداری آلوده به ويروس اچ. آی. وی. می باشند. بديهی است که بخش اعظم آن، دلواپسی و نگرانی از سلامت کودک می باشد، اما راه هايی وجود دارد که می تواند ميزان خطر انتقال ويروس اچ. آی. وی. از مادر به کودک را به حداقل برساند. مهم اين است که شما با پزشک و يا با مراقب بهداشت خود در اين باره مشورت کنيد و بهترين راه های موجود برای کاهش ميزان خطر انتقال ويروس به نوزاد خود را بررسی کنيد.

minimize the risk of HIV being passed to child

راه های کاهش خطر انتقال به نوزاد:

يک مادر آلوده می تواند خطر انتقال ويروس اچ. آی. وی. به نوزاد را بوسيله انجام بعضی مداخله های مطمئن درمانی به حداقل کاهش دهد. اين راه ها شامل:

  • استفاده داروهای ضدويروس ايدز در طول زمان بارداری (به غير از ماه های اوليه 3 تا 4 ماهه اول آبستنی)
  • مصرف داروهای ضدويروس ايدز در طول زمان زايمان
  • انتخاب زايمان سزارين
  • دادن داروهای ضدويروس ايدز به نوزاد برای مدت کوتاهی بعد از تولد
  • عدم شير دهی طبيعی از سينه به نوزاد 2

می باشد.

Becoming pregnant if you are HIV-positive

باردار شدن در صورتی که شما اچ. آی. وی. مثبت هستيد

اگر شما اچ. آی. وی. مثبت هستيد و به داشتن فرزند فکر می کنيد، بسيار مناسب خواهد بود که ابتدا به نتايج پيرامون بارداری به دقت فکر کنيد. پزشک شما و يا مراقب بهداشتی شما بايستی قادر باشد که به شما کمک کند تا در مورد انتخاب بهترين گزينه و راه برای حفظ سلامتی خودتان و کودکتان تصميم بگيريد. شما ممکن است که احساس کنيد سلامت کودک شما مهمتر است، اما سلامت شما هم به همان ميزان مهم است. در درجه اول بررسی کنيد که آيا به استانداردهای بهداشتی دسترسی داريد؟ شما بايستی به همان استانداردهای بهداشتی و درمانی دسترسی داشته باشيد که قابل دسترسی برای هر زنی باشد، که به باردار شدن فکر می کند و يا باردار است.

ازنقطه نظر سلامتی هيچ تفاوتی بين دو زن با اچ. آی. وی مثبت "يکی آبستن و ديگری غير آبستن" وجود ندارد.

يک زن اچ. آی. وی. مثبتی که آبستن می شود، پس از طی کردن دوره سه ماهه اول بارداری اجازه خواهد داشت که از داروهای ضد ويروس اچ. آی. وی. برای حفظ سلامتی خود استفاده کند. ضمن اينکه مصرف اين داروها می تواند از انتقال ويروس اچ. آی. وی. مادر به کودک پيش گيری کند. ويروس اچ. آی. وی. برای دوران بارداری تغييری بوجود نمی آورد و تأثيری در مراحل تکامل جنين به نوزاد ندارد. در بعضی کشورها ، زنان از امکاناتی مانند:

  • استفاده از داروهای ضد ويروس ايدز در طی دوران بارداری و زايمان،
  • انتخاب شيوه های زايمان،
  • امتناع از شيردهی طبيعی به نوزاد خود و استفاده از جايگزين های ديگر
  • و همچنين دادن بعضی داروهای ضد ويروس اچ. آی. وی. به نوزاد خود

برخوردار هستند. اين امکانات در اصل، راه هايی هستند که انتقال ويروس از مادر آلوده به نوزاد را کاهش می دهند.

بعضی اوقات، يک زن اچ. آی. وی. مثبت که درمان دارويی را شروع کرده و تحت مراقبت پزشکی قرار دارد، متوجه شود که حامله است. در اين صورت پزشک معالج خود را سريعاً در جريان بگذاريد. پزشک معالجی که درمان زير نظر وی انجام می گيرد می تواند مشاوره و راهنمايی دقيق و صحيح را بدهد که چه چيزی برای شما بهترين است. شايد از نظر پزشک شما اولين راه معقول اين باشد که فوراً داروهايی را که استفاده می کنيد، تغيير دهيد و در طی دوران بارداری از داروهای ديگری که مناسب اين دوران است، استفاده کنيد. تغيير روش درمانی بدون مشورت پزشک معالج توصيه نمی گردد. اگر بدون اجازه پزشک معالج، مصرف داروی ضد ويروس ايدز را قطع کنيد، احتمال جهش ويروس وجود دارد و همين طور ميزان خطر احتمالی انتقال ويروس به نوزاد را افزايش می دهد. اگر شما در چنين وضعيتی به تغيير و يا قطع کردن مصرف داروهای درمانی ضد ايدز فکر می کنيد، حتما ً با پزشک خود مشورت کنيد.

Testing your baby

تست اچ. آی. وی. نوزاد

بر روی نوزاد شما می توان آزمايش پادتن اچ. آی. وی. انجام داد، اما آن الزاماً نمی تواند مشخص کننده اين باشد که فرزند شما آلوده است. تمام فرزندانی که از مادران با اچ. آی. وی. مثبت به دنيا می آيند با پادتن اچ. آی. وی. به دنيا می آيند. نوزادانی که آلوده نشده اند آنتی بادی های خود را با گذشت زمان در طول حدود 18 ماهگی از دست می دهند. بنابراين بعد از اينکه نوزاد شما 18 ماهگی را پشت سر گذاشت، يک تست آنتی بادی می تواند نتيجه دقيق و درست قابل استنتاج را ارايه دهد که آلوده است و يا نه

Women, HIV+ and breastfeeding

مادران، شير دهی و اچ. آی. وی.

برای مادرانی که اچ. آی. وی مثبت هستند، تصميم گيری درباره شيردهی به نوزاد و يا چشم پوشی از آن يک دوراهی بسيار سخت و ترس آوری می تواند باشد. پيش از انتخاب، بايستی ميزان خطر شيردهی طبيعی و يا عدم شيردهی نوزاد بررسی و مقايسه شود.

ميزان خطر دريافت آلودگی نوزادن از مادران آلوده به ويروس اچ. آی. وی. بين 10 تا 20 درصد می باشد.

اين در حالی است که نوزادانی که به صورت طبيعی و با شير مادر تغذيه نمی شوند، شش برابر نوزادانی که در دوران شيرخوارگی از سينه مادر تغذيه می کنند، در معرض خطر مرگ بر اثر ابتلاء به اسهال و يا آلودگی های تنفسی هستند. علاوه بر آن، شير مادر تامين کننده کامل نياز کودک به مواد غذايی می باشد و همچنين سيستم دفاعی بدن نوزاد را تقويت می کند.

بنابراين، يک مادر چگونه بايستی تصميم بگيرد؟

قدم اول اين است که يک تست اچ. آی. وی. بر روی مادر انجام شود. در صورتی که جواب آزمايش منفی بود جای هيچ ترديدی وجود ندارد با خيال آسوده کودک خود را شير دهيد. در صورتی که جواب آزمايش مادری مثبت بود، در قدم اول بايستی به جايگزين ها فکر کنيد. تنها فرمول انتخاب غذای جايگزين برای کودک شيرخواره اين است که مادر به آب آشاميدنی تميز و سالم برای حداقل مدت شش ماه بدون مشکل دسترسی داشته باشد. جايگزين های ممکن ديگر دسترسی به شير تعديل شده و پاستوريزه حيوانی و يا شير دهی توسط يک زن ديگر شيرده با اچ. آی. وی. منفی است.

اگر هيچکدام از اين راه ها و جايگزين ها در دسترس نبود، مطمئن و يا دوام دار نبود، توصيه شده است که مادران نوزادان شيرخوار خود را فقط برای مدت شش ماه شير بدهند. اگر يک مادر آلوده به اچ. آی. وی. زمان طولانی تری به نوزاد خود شير بدهد، بعد از زمان شش ماهگی خطر بيشتری کودک را تهديد می کند.

نوزادانی که به مدت شش ماه از مادر آلوده تغذيه می شوند، تنها به ميزان يک سوم اطفالی که به مدت دو سال تغذيه می شوند، درمعرض خطر آلوده شدن به ويروس اچ. آی. وی. قرار دارند. در طی اين شش ماه نيز توصيه شده است که مادران تنها به سه ماه اول اعتماد کنند. 4

نوشته شده توسط مسعود ستاری در شنبه هفتم بهمن 1385 ساعت 9:49 PM | لینک ثابت |

با انفجاربمب هیدروژنی در سال 1951انرژی گرما هسته ای به عنوان یک شکل جدید از انرژی که از پلاسما سرچشمه میگیرد پای به صحنه عمل گذارد.ماده تشکیل دهنده یک جرقه یا شفق قطبی نیز از نوع پلاسما هستند
پلاسما گاز شبه خنثایی از ذرات باردار و خنثی است که رفتار جمعی از خود ارائه می‌دهد. به عبارت دیگر می‌توان گفت که واژه پلاسما به گاز یونیزه شده‌ای اطلاق می‌شود که همه یا بخش قابل توجهی از اتمهای آن یک یا چند الکترون از دست داده و به یونهای مثبت تبدیل شده باشند. یا به گاز به شدت یونیزه شده‌ای که تعداد الکترونهای آزاد آن تقریبا برابر با تعداد یونهای مثبت آن باشد، پلاسما گفته می‌شود.
دید کلی
می‌دانیم که برای ماده سه حالت جامد ، مایع و گاز در نظر گرفته می‌شود. اما در مباحث علمی معمولا یک حالت چهارم نیز برای ماده فرض می‌شود. حدوث طبیعی پلاسما در دماهای بالا ، سبب تخصیص عنوان چهارمین حالت ماده به آن شده است. یک نمونه بسیار طبیعی از پلاسما آتش است، بنابراین خورشید نمونه‌ای از پلاسمای داغ بزرگ است.
حدود پلاسما تا قرن بیستم میلادی علم فیزیک فقط سه حالت از ماده را که در روی کره زمین به صورت جامدsolid))، مایع(liquid) و گاز(gas) وجود دارد می شناخت.اما امروزه میدانیم که قسمت عظیم جهان هستی از چهارمین حالت ماده به نام پلاسما(.plasma) تشکیل یافته است.این نام گذاری به وسیله دانشمند امریکایی اورینگلانگ میور(Irving Langmuir) (1957-1881)برنده جایزه نوبل شیمی سال 1932که از محققان ومطالعه کنندگان اولیه بر روی خواص این حالت چهارم ماده بود انجام شد.در علم فیزیک و شیمی یک پلاسما معمولاً یک گاز تمام یا قسمتی یونیزه شده است وبه دلیل خواص منحصر به فردش به عنوان جنبه متفاوتی از ماده در مقایسه با جامدات، مایعات وگازها مورد ملاحظه قرار میگیرد.
اگر گازی را فوق العاده حرارت دهیم یا آنکه آن را تحت تأثیر یک اختلاف پتانسیل الکتریکی قوی قرار دهیم، تعدادی از الکترونها از اتمهای گاز کنده شده و در نتیجه مخلوطی از اتم، الکترون،و یون خواهیم داشت که مجموعاً از نظر بار الکتریکی یک مخلوط خنثی را تشکیل می دهند. اگر درجه حرارت گاز بالا رود ودر نتیجه انرژی الکترونها افزایش یابد ، یا آنکه چگالی گاز به قدری ضعیف گردد که زمان ترکیب الکترون و یون طولانی گردد، در چنین حالتی به تهیه پلاسما موفق شده ایم.واین تهیه پلاسما به صورت مصنوعی می باشد و چنین حالتی در لامپهای نئون،تخلیه الکتریکی خطوط برق قوی ، وقوس و جرقه ناشی از برقی می توان مشاهده کرد،در حالی که پلاسما در طبیعت نیز وجود دارد. بعضی از محققان اظهار داشته اند هنگام رعد وبرق که در ابرها حاصل میشود، اگر یک ذره با انرژی زیاد همانند اشعه کیهانی از اتمسفر زمین بگذرد، گاز موجود در مسیر خود را یونیزه (ionized)کرده و تولید پلاسما می نماید که موجب برق و نور قابل روءیت می شود.
اغلب گفته می‌شود که 99% ماده موجود در طبیعت در حالت پلاسماست، یعنی به شکل گاز الکتریسته داری که اتمهایش به یونهای مثبت و الکترون منفی تجزیه شده باشد. این تخمین هر چند ممکن است خیلی دقیق نباشد ولی تخمین معقولی است از این واقعیت که درون ستارگان و جو آنها ، ابرهای گازی و اغلب هیدروژن فضای بین ستارگان بصورت پلاسماست. در نزدیکی خود ما ، وقتی که جو زمین را ترک می‌کنیم بلافاصله با پلاسمایی مواجه می‌شویم که شامل کمربندهای تشعشعی وان آلن و بادهای خورشیدی است.

در زندگی روزمره نیز با چند نمونه محدود از پلاسما مواجه می‌شویم. جرقه رعد و برق ، تابش ملایم شفق قطبی ، گازهای داخل یک لامپ فلورسان یا لامپ نئون و یونیزاسیون ، مختصری که در گازهای خروجی یک موشک دیده می‌شود. بنابراین می‌توان گفت که ما در یک درصدی از عالم زندگی می‌کنیم که در آن پلاسما بطور طبیعی یافت نمی‌شود.
آیا کلمه پلاسما یک کلمه بامسما است؟
کلمه پلاسما ظاهرا بی‌مسما به نظر می‌رسد. این کلمه از لغت یونانی πλάσμα,-ατος,τό آمده است که هر چیز به قالب ریخته شده یا ساخته شده را گویند. پلاسما به علت رفتار جمعی که از خودشان نشان می‌دهد، گرایشی به متأثر شدن در اثر عوامل خارجی ندارد و اغلب طوری عمل می‌کند که گویا دارای رفتار مخصوص به خودش است.
حفاظ دبای
یکی از مشخصات اساسی رفتار پلاسما ، توانایی آن برای ایجاد حفاظ در مقابل پتانیسیلهای الکتریکی است که به آن اعمال می‌شوند. فرض کنید بخواهیم با وارد کردن دو گلوله بارداری که به یک باتری وصل شده‌اند یک میدان الکتریکی در داخل پلاسما بوجود آوریم. این گلوله‌ها ، ذرات یا بارهای مخالف خود را جذب می‌کنند و تقریبا بلافاصله ، ابری از یونهای اطراف گلوله منفی و ابری اطراف گلوله مثبت را فرا می‌گیرند. اگر پلاسما سرد باشد و هیچگونه حرکت حرارتی وجود نداشته باشد، تعداد بار ابر برابر بار گلوله می‌گردد، در این صورت عمل حفاظ کامل می‌شود و هیچ میدان الکتریکی در حجم پلاسما در خارج از ناحیه ابرها وجود نخواهد داشت. این حفاظ را اصطلاحا حفاظ دبای می‌گویند.
معیارهای پلاسما
• طول موج دبای (λD) باید خیلی کوچکتر از ابعاد پلاسما (L) باشد.
• تعداد ذرات موجود در یک کره دبای (ND) باید خیلی بزرگتر باشد.
• حاصلضرب فرکانس نوسانات نوعی پلاسما (W) در زمان متوسط بین برخوردهای انجام شده با اتمهای خنثی (t) باید بزرگتر از یک باشد.
کاربردهای فیزیک پلاسما
• تخلیه‌های گازی: قدیمی‌ترین کار با پلاسما ، مربوط به لانگمیر ، تانکس و همکاران آنها در سال 1920 می‌شود. تحقیقات در این مورد ، از نیازی سرچشمه می‌گرفت که برای توسعه لوله‌های خلأی که بتوانند جریانهای قوی را حمل کنند و در نتیجه می‌بایست از گازهای یونیزه پر شوند احساس می‌شد.
• همجوشی گرما هستهای کنترل شده: فیزیک پلاسمای جدید (از حدود 1952 که در آن ساختن راکتوری بر اساس کنترل همجوشی بمب هیدروژنی پیشنهاد گردید، آغاز می‌شود.
• فیزیک فضا: کاربرد مهم دیگر فیزیک پلاسما ، مطالعه فضای اطراف زمین است. جریان پیوستهایی از ذرات باردار که باد خورشیدی خوانده می‌شود، به مگنتوسفر زمین برخورد می‌کند. درون و جو ستارگان آنقدر داغ هستند که می‌توانند در حالت پلاسما باشند.
نوشته شده توسط مسعود ستاری در یکشنبه هفدهم دی 1385 ساعت 11:0 AM | لینک ثابت |

انرژی خورشیدی و سلولهای خورشیدی
امروزه بشر با دو بحران بزرگ روبرو است که بیش از آنچه ما ظاهرا تشخیص می دهیم با یکدیگر ارتباط دارند. از یک طرف جوامع صنعتی و همچنین شهرهای بزرگ با مشکل الودگی محیط زیست مواجهند و از طرف دیگر مشاهده می شود که مواد اولیه و سوخت مورد نیاز همین ماشینها با شتاب روز افزون در حال اتمام است.

اثرات مصرف بالای انرژِی در زمین و آب و هوا آشکارا مشخص می باشدو ما تنها راه حل را در پایین اوردن میزان مصرف انرژی می دانیم ,حال انکه این امر نمی تواند به طور موثر ادامه داشته باشد.توجه و توصل به انرژی اتمی به عنوان جانشینی برای سوختهای فسیلی نیز چندان موفقیت آمیز نبوده است.

صرف هزینه های سنگین و همچنین تشعشعات خطر ناکی که ازنیروگاههای اتمی در فضا پخش شده ,نتیجه مثبتی نداشته است و اگر یکی از این نیروگاهها منفجر شود زیانهای فراوان و جبران ناپذیری به بار خواهد اورد.به علاوه به مشکل اساسی که در مورد مواد سوختی نظیر نفت ,گاز و زغال سنگ داشتیم بر می خوریم بدین معنی که معادن اورانیم که سوخت این نیروگاهها را تامین می کند منابع محدودی هستند و روزی خواهد رسیدکه این ذخایر پایان خواهد یافت و ماده ای که جایگزین ان شود وجود نخواهد داشت.


انرژی خورشیدی :

خورشید به عنوان یک منبع بی پایان انرژی می تواند حلال مشکلات موجود در مورد انرژی و محیط زیست باشد.انرژی بدون خطر ...
این انرژی که به زمین می تابد هزاران بار بیشتر از انچه که ما نیاز داریم و مصرف می کنیم ,می باشد.حتی نور کمی که از پنجره به اتاق میتابد دارای انرژی بیشتری از سیم برقی است که به داخل اتاق کشیده شده است.از انرژی خورشیدی می توان استفاده های مهم و کاملا مفید, به عنوان یک انرژی تمیز و قابل دسترس در همه جا استفاده کرد. اما از نور خورشید به طور مستقیم نمی توان به جای سوخت های فسیلی بهره برد بلکه باید دستگاههایی ساخته شود که بتوانند انرژی تابشی خورشید را به انرژی قابل استفاده نظیر انرژی مکانیکی, حرارتی الکتریسیته و ...تبدیل کنند.


مصارف انرژی خورشیدی :

1)گرم کننده ها مثل ابگرمکن خورشیدی که برای گرمای خانه ها و کوره های خوشیدی که برای ذوب فلزات حتی با دمای بالا نظیر اهن استفاده می شود و دمایی تا حدود 6000درجه سانتی گراد تولید می کنند.
2)دستگاههای اب شیرین کن که توسط اینه هایی نور خورشید را روی مخازن اب متمرکز می کنند تا کار تبخیر را انجام دهد.
3)الکتریسیته خورشیدی در این روش که نسبت به سایر روشها ارجحیت دارد.انرژی الکتریکی به سادگی قابل تبدیل به سایر انرژی ها بوده و می توان ان را ذخیره کرد.


طریقه دریافت الکتریسیته از انرژی خورشیدی :

1) نیروگاه های حرارتی که حرارت لازم توسط اینه هایی که نور خورشید را روی دیگ بخار متمرکز میکنند, تولید میشود.
2} اثر فتوولتایی:در این روش انرژی تابشی مستقیما به انرژی الکتریکی تبدیل میشود.قطعاتی که اثر فتوولتایی از خود نشان میدهند به سلول خورشیدی معروفند .
و در حال حاظر بیشترین استفاده از انرژی خورشیدی با این روش است.در برخی کشورها نیروگاه های فتوولتائیک ساخته شده که برای تولید برق است.
اما بیشترین استفاده از سلولهای خورشیدی در نیروگاه(( فتو ولتائیک50مگاواتی جزیره کرت یونان))است.


اساس کار سلولهای خورشیدی :

سلول خورشیدی عبارت از قطعات نیمرسانایی هستند که انرژی تابشی خورشید را به انرژی الکتریکی تبدیل میکنند.رسانندگی این مواد به طور کلی به دما ,روشنایی ,میدان مغناطیسی و مقدار دقیق ناخالصی موجود در نیم رسانا بستگی دارد.
از ویژگی های سلولهای خورشیدی میتوان به این موارد اشاره کرد:
جای زیادی اشغال نمی کنند .قسمت متحرک ندارند .بازده انها با تغییرات دمایی محیط تغییرات چندانی نمی کنند.نسبتا به سادگی نصب می شوند.به راحتی با سیستمهای به کار رفته در ساختمان جور می شوند.
همچنین از اشکالات سلولهای خوشیدی می توان به تولید وسایل فتوولتائیک که هزینه زیادی دارد و چگالی انرژی تابشی که بسیار کم است اشاره کرد که در فصول مختلف و ساعات متفاوت شبانه روز تغییر می كند که باید ذخیره شود و همین موضوع بسیار هزینه بر است.


کاربردهای سلولهای خوشیدی :

1)تامین نیروی حرکتی ماهواره ها و سفینه های فضایی
2)تامین انرژی لازم دستگاهایی که نیاز به ولتاژهای کمتری دارند مثل ماشین حساب و ساعت
3)تهیه برق شهر توسط نیروگاههای فتوولتائیک
4)تامین نیروی لازم برای حرکت خودروها و قایقهای کوچک
نوشته شده توسط مسعود ستاری در جمعه هشتم دی 1385 ساعت 8:53 PM | لینک ثابت |

استفاده از ویژگی برگ نیلوفر آبی برای تهیه سطح نچسب طبیعی
محققان مؤسسه فناوری جرجیا در حال کپی برداری از یک سطح نچسب طبیعی هستند تا از آن برای تهیه سیستم های انتقال الکتریکی پایا،‌ آرایه های فتوولتاییک با کارایی بالا، ساختارهای MEMS تأثیرناپذیر از آب و سطوح بهبود یافته زیست سازگار که قادرند مانع چسبیدن سلول ها به دستگاههای پزشکی قابل کاشت در بدن شوند، استفاده شود.

به گزارش خبرگزاری مهر، مهندسان شیمی و دانشمندان علم مواد قصد دارند برای این کار از سطح خود تمیز شونده گیاه نیلوفر آبی تقلید کنند. سطح برگهای این گیاه از ساختارهای میکرو و نانو مقیاس دارای پوشش واکسی تشکیل شده است که مانع از چسبیدن آلاینده‌ها و آب بر سطح آن می‌شود.

به دلیل پیچیدگی ساختارهای نانو و میکرو مقیاس، قطرات آب فقط با سه درصد از سطح تماس پیدا می کند و در واقع سطح برگ در مقایسه با سطوح صاف تماس زیادی با آب ندارد.

به منظور ارائه چند کاربرد منحصر به فرد این گیاه، محققان موسسه جرجیا سعی در ساخت یک سطح دو ردیفه از برگ های نیلوفر آبی از مواد مختلفی مانند پلی بوتادین کردند ولی ترکیبات آلی برای پوشش های در معرض تابش نور آفتاب مناسب نیستند، زیرا اشعه UV  پیوندهای کربن را می‌شکند. این محققان برای استفاده از این فناوری یعنی عایق های خودپاک کن روی کابل های انتقال برق فشار قوی، مواد دیگری توسعه داده‌اند.

ونگ و همکارانش موفق به توسعه سطح نیلوفر آبی شدند که با استفاده از ترکیبی از سیلیکون، فلوئوروکربن‌ها و ترکیبات معدنی مانند دی ‌اکسید تیتانیوم و دی اکسید سیلیکون در برابر تابش های فرابنفش توان ایستادگی  دارد. نمونه اولیه این پوشش پایداری خوبی در تست های درازمدت از خود نشان داد.

نیلوفر آبی کاربردهای مختلفی دارد که می توان به استفاده از توده ای از نانولوله های کربنی برای ایجاد برجستگی هایی در سطح که موجب ممانعت از تجمع گرد و غبار در سطح سلول های فتوولتائیک، لباس‌های فضانوردی‌ و دیگر تجهیزات مورد استفاده در سطح ماه و مریخ می‌شود، اشاره کرد.

استفاده از سطوح نیلوفر آبی در تجهیزات پزشکی برای ممانعت از لخته شدن خون به دلیل تماس آنها با خون نیز کاربرد دارد. این پوشش‌ها جایگزین مواد ضد انعقادی می شوند که روی دستگاه های قابل کاشت در بدن مانند استنت ها جهت باز نگه داشتن رگ های خون به کار خواهند رفت.

ونگ معتقد است زدودن گرد وغبار از سطح صاف کار ساده‌ای نیست، هر چند این قضیه کمی دور از ذهن است ولی زبری سطوح در فرآیند تمیزکاری کمک مؤثری می ‌کند. وی معتقد است سطح نیلوفر آبی دارای کاربردهای بالقوه ای است.

نوشته شده توسط مسعود ستاری در جمعه هشتم دی 1385 ساعت 8:51 PM | لینک ثابت |

 

 

 

نانوتكنولوژي

نانوتكنولوژي چيست؟
نانوتكنولوژي توليد كارآمد مواد و دستگاهها و سيستمها با كنترل ماده در مقياس طولي نانومتر، و بهره برداري از خواص و پديده هاي نوظهوري است كه در مقياس نانو توسعه يافته اند.

يك نانومتر چقدر است؟ يك نانومتر يك ميلياردم متر (9-m 10) است. اين مقدار حدوداً چهار برابر قطر يك اتم است. مكعبي با ابعاد 5/2 نانومتر ممكن است حدود 1000 اتم را شامل شود. كوچكترين IC هاي امروزي با ابعادي در حدود 250 نانومتر در هر لايه به ارتفاع يك اتم، حدود يك ميليون اتم را در بردارند. در مقايسه يك جسم نانومتري با اندازه اي حدود 10 نانومتر، هزار برابر كوچكتر از قطر يك موي انسان است.

امكان مهندسي در مقياس مولكولي براي اولين بار توسط ريچارد فاينمن (R.Feynnman)، برنده جايزه نوبل فيزيك، مطرح شد. فين من طي يك سخنراني در انستيتو تكنولوژي كاليفرنيا در سال 1959 اشاره كرد كه اصول و مباني فيزيك امكان ساخت اتم به اتم چيز ها را رد نمي كند. وي اظهار داشت كه مي توان با استفاده از ماشين هاي كوچك ماشين هايي به مراتب كوچك تر ساخت و سپس اين كاهش ابعاد را تا سطح خود اتم ادامه داد. همين عبارت هاي افسانه وار فاينمن من راهگشاي يكي از جذاب ترين زمينه هاي نانو تكنولوژي يعني ساخت روبوت هايي در مقياس نانو شد. در واقع تصور در اختيار داشتن لشكري از نانوماشين هايي در ابعاد ميكروب كه هر كدام تحت فرمان يك پردازنده مركزي هستند ، هر دانشمندي را به وجد مي آورد. در روياي دانشمنداني مثل جي استورس هال (J.Storrs Hall) و اريك دركسلر (E.Drexler) اين روبوت ها يا ماشين هاي مونتاژكن كوچك تحت فرمان پردازنده مركزي به هر شكل دلخواهي درمي آيند. شايد در آينده اي نه چندان دور بتوانيد به كمك اجراي برنامه اي در كامپيوتر، تختخوابتان را تبديل به اتومبيل كنيد و با آن به محل كارتان برويد.

چرا اين مقياس طول اينقدر مهم است؟ خواص موجي شكل (مكانيك كوآنتمي) الكترونهاي داخل ماده و اثر متقابل اتمها با يكديگر از جابجايي مواد در مقياس نانومتر اثر مي پذيرند. با توليد ساختارهايي در مقياس نانومتر، امكان كنترل خواص ذاتي مواد ازجمله دماي ذوب، خواص مغناطيسي، ظرفيت بار و حتي رنگ مواد بدون تغيير در تركيب شيميايي بوجود مي آيد. استفاده از اين پتانسيل به محصولات و تكنولوژيهاي جديدي با كارايي بالا منتهي مي شود كه پيش از اين ميسر نبود. نظام سيستماتيك ماده در مقياس نانومتري، كليدي براي سيستمهاي بيولوژيكي است. نانوتكنولوژي به ما اجازه مي دهد تا اجزاء و تركيبات را داخل سلولها قرارداده و مواد جديدي را با استفاده از روشهاي جديد خود_اسمبلي بسازيم. در روش خود_اسمبلي به هيچ روبات يا ابزار ديگري براي سرهم كردن اجزاء نيازي نيست. اين تركيب پرقدرت علم مواد و بيوتكنولوژي به فرايندها و صنايع جديدي منتهي خواهد شد.

ساختارهايي در مقياس نانو مانند نانوذرات و نانولايه ها داراي نسبت سطح به حجم بالايي هستند كه آنها را براي استفاده در مواد كامپوزيت، واكنشهاي شيميايي، تهيه دارو و ذخيرة انرژي ايده ال مي سازد. سراميك هاي نانوساختاري غالباً سخت تر و غيرشكننده تر از مشابه مقياس ميكروني خود هستند. كاتاليزورهاي مقياس نانو راندمان واكنشهاي شيميايي و احتراق را افزايش داده و به ميزان چشمگيري از مواد زائد و آلودگي آن كم مي كنند. وسايل الكترونيكي جديد، مدارهاي كوچكتر و سريعتر و … با مصرف خيلي كمتر مي توانند با كنترل واكنش ها در نانوساختار بطور همزمان بدست آيند. اينها تنها اندكي از فوايد و مزاياي تهيه مواد در مقياس نانومتر است.

منافع نانوتكنولوژي چيست؟ مفهوم جديد نانوتكنولوژي آنقدر گسترده و ناشناخته است كه ممكن است روي علم و تكنولوژي در مسيرهاي غيرقابل پيش بيني تأثير بگذارد. محصولات موجود نانوتكنولوژي عبارتند از: لاستيكهاي مقاوم در برابر سايش كه از تركيب ذرات خاك رس با پليمرها بدست آمده اند، شيشه هايي كه خودبخود تميز ميشوند, مواد دارويي كه در مقياس نانو ذرات درست شده اند،ذرات مغناطيسي باهوش براي پمپهاي مكنده و روان سازها, هد ديسكهاي ليزري و مغناطيسي كه با كنترل دقيق ضخامت لايه ها از كيفيت بالاتري برخوردارند، چاپگرهاي عالي با استفاده از نانو ذرات با بهترين خواص جوهر و رنگ دانه و ...

قابليتهاي محتمل تكنيكي نانوتكنولوژي عبارتند از :

1- محصولات خوداسمبل
2- كامپيوترهايي با سرعت ميلياردها برابر كامپيوترهاي امروزي
3- اختراعات بسيار جديد ( كه امروزه ناممكن است)
4- سفرهاي فضايي امن و مقرون به صرفه
5- نانوتكنولوژي پزشكي كه درواقع باعث ختم تقريبي بيماريها، سالخوردگي و مرگ و مير خواهد شد.
6- دستيابي به تحصيلات عالي براي همه بچه‌هاي دنيا
7- احياء و سازماندهي اراضي
8- ...

مثال هايی از نحوه ی تاثير نانو تكنولو‍‍ِژی بر زندگی ما :

نانو تکنولوژی یک فناوری تخیلی دوردست نیست. بلکه هم اکنون جای خود را در عرصه اقتصاد باز کرده است. هم اکنون صنعت پوشاک ، اثرات نانو را حس کرده است. مثلا ادی بوِیر، تن پوش های نظامی دافع لک را با استفاده از نانو ذرات تولید می کند. این نوآوری تاثیرات بدی بر خشک شویی ها ، سازندگان دتر جنت ها و لک زداها خواهد داشت. در ذیل مثال هایی از بخش های مختلف نانو تکنولوژی را ارایه می دهيم :

نانو کامپوزیت ها :

محققان آزمایشگاه ملی نورث وسترن پاسیفیک یک فرایند روکش دهی را توسعه داده اند ، که سیلیکاتی اسفنجی شکل حاصل از آن ، فلزات سمی آب را جذب می کند.«تک لایه های خود سامان روی پایه های میان حفره ای»، فلزاتی همچون سرب و جیوه را به راحتی به دام می اندازند. این فلزات را می توان بازیافت کرد . یک خوشه شش ضلعی از حفرات لوله ای در آن دیده می شود. یک حفره واحد دراین مثال با تک لایه ای از مرکاپتوپروپیل سیلکوکسی و یک مولکول فعال سطحی در پس زمینه ، قابل مشاهده است.

از یک نانو کامپوزیت پلاستیکی در«رکاب» خودروی سفری جنرال موتور زوون آسترو استفاده می شود.این ماده سبک وزن ، ضد خراش و پوسیدگی است. افزایش استحکام و کاهش وزن آن باعث صرفه جویی در سوخت و افزایش طول عمر می شود. در سال 2001 شرکت تویوتا شروع به استفاده از نانو کاپوزیت ها در یک سپر خود رو نمود. این سپر 60 در صد سبکتر و دو برابر مقاوم تر به تو رفتگی و خراش بود.

تاثیرات: در هر جایی که سبکی ، مقاومت به فرسایش ، دوام و استحکام از اهمیت بر خور دار باشد ، به احتمال قوی این محصولات وارد خواهند شد. انتظار می رود ناسا ، آژانس هوایی اروپا و غیره نگاهی جدی به آنها داشته باشند، زیرا هزینه پرتاپ موشک کاهش یافته و محموله های سنگین تری را می توان به فضا فرستاد.

نانو بلورها :

نانو بلور ها نور را جذب و با رنگ متفاوتی منتشر می کنند. اندازه آنگسترومی نانوبلورها تعیین کننده این رنگ است. برای این کار از شش محلول حاوی نقاط کوانتومی متفاوت استفاده می شود. اتن محلول ها در معرض چراغ فرابنفش موج بلند قرار گرفته اند. نقاط کوانتومی ، نشان گرهای نوری مقیاس مولکولی محسوب می شوند.

بلور های Qdot™ مثل LED های معمولی عمل می کنند و بر حسب اتصالات زیستی مختلف، رنگ های متفتوتی را از خود بروز می دهند.

نانو بلورهای فلزی را می توان در سپر خودرو ها وارد کرد تا استحکام آنها بیشتر شود، یا می توان آنها را به آلومینیم اضافه کرد تا مقاومت آنها نسبت به فرسایش بیشتر شود. از نانو بلورهای فلزی می توان برای تولید یاتاقان های بادوام تر از نمونه های مرسوم

انواع حسگرهای جدید و اجزای سخت افزاری وسایل الکترونیکی و رایانه استفاده کرد.

ثابت شده است که، نانوبلورهای فلزات مختلف100، 200و حتی 300 درصد توده فلزی مشابه سختی دارد. به علت اینکه مقاومت فرسایشی یک فلز اغلب تابع سختی آن است، قطعات ساخته شده از نانو بلورها عمر بیشتری نسبت به قطعات مرسوم خواهند داشت.

شرکت نیو nephewو اسمیت smithیک روکش ضد میکروب پوشیده شده از نانوبلورهای نقره را به بازار عرضه می کند (نانوبلورهای فوق، حاصل ثبت اختراع شرکت دارویی نوکریستnucrystمی باشند.) روکش نانوبلورین نقره به سرعت در عرض یک نیم ساعت انواع باکتری ها را می کشد.

نانوبلورها اجزای مطلوبی برای قطعات فتوولتاییک می باشند. آنها نور خورشید را بیشتر از مولکول های رنگی یا مواد نیمه هادی توده ای جذب می کنند در نتیجه با یک فیلم نازک از آنها می توان به جرم مخصوص نوری بالایی دست یافت. نانوبلورهای کاملا بلورین CdSeنیز یک کانون مصنوعی انجام واکنش به شمار می رود، که جفت الکترون حفره را در یک مقیاس زمانی فمتو ثانیه ای از هم جدا نگه می دارد.

نانوبلورهای فلورسنت نیبت به مولکولهای آلی رنگی در زیست شناسی ، مزایای زیادی به عنوان نشانگر فلورسنت دارند. آنها به شدت درخشان اندو بر اثر نور تجزیه نمی شوند.

نانوبلورهای قابل الصاق به داروها می توانند با الصاق به یک پروتیین در خارج از سلول ، جابجایی آن را به صورت یک فیلم سینمایی نشان دهند. آنها همچنین در کشف دارو، پایه ای برای سنجش بسیار سریع فلورسانس به شمار می روند.

نانو ذرات :

 تن پوش های Nano_Care™شرکت Eddie Bauerبا الیاف سطحی به ضخامت 10 تا 100 نانو متر دارای خاصیت ضد لک می باشند. این الیاف از روکش دهی الیاف با «نانوموها»ی محصول شرکت nano-texبدست آمده اند. علاوه بر تن پوش، بلوز و حتی کراوات فرآوری شده با«لکه دور کن» نیز تولید می شود.

تاثیرات:فروش سالانه محصولات مخلوط پلیمر در آب شرکتBASFحدود65/1 میلیارد دلار می باشد. تمام این محصولات حاوی ذرات پلیمری ده تا چندصد نانومتری است. مخلوطهای معلق پلیمری در ساخت رنگ های نمای ساختمان ، روکش ها و چسب ها و در پرداخت کاغذ، منسوجات چرم به کار می روند. نانوتکنولوژی مصارفی نیز در صنایع غذایی دارد.

بسیاری از ویتامین ها و پیش ساز های آنها- همچون کار تنوییدها – در آب نامحلول هستند، ولی تولید و فورمولاسیون ماهرانه ی آنها به شکل نانوذرات سبب می شود، تا این مواد به راحتی با آب سرد مخلوط شوند، در نتیجه مقدار قابل دسترس آنها در بدن افزایش خواهد یافت. در بخش صنایع آرایشی ، چندین سال است که BASFاز جمله شرکت هایی است که جاذب پرتوفرابنفش مبتنی اکسید روی ، نانوذره ای را تولید می کند. این درات کوچک با استفاده در کرم های ضد آفتاب ، پرتوهای پرانرژی را صاف می کنند. با این حال به خاطر اندازه ی كوچکشان نامریی هستند و کرم حاوی آنها شفاف می باشند.

صفحات آفتابی بهره مند از نانوذرات ، کارایی بسیار زیادی در جذب نور به ویژه طیف فرابنفش آن دارند، به علت اندازه ی کوچک این ذرات پراکنش آنها ساده تر ، قابلیت روکش شدن آنها بهتر و هزینه ی آنها (به علت مصرف کمتر) پایین تر است. همچنین بر خلاف صفحات سفید مرسوم ، صفحات حاصل از نانوذرات ، شفاف اند. این صفحات چنان موفق بودند که 60 درصد بازار صفحات آفتلبی استرالیا را در سال 2001 را تصاحب کردند.

تاثیرات:سازندگان صفحات آفتابی مجبور به استفاده از نانوذرات شده اند. تولید کنندگان دیگر همچون سازندگان محصولات بسته بندی برای کاهش اثر نور فرابنفش بر فساد مواد غذایی ، به سمت آنها خواهند رفت. صنایع 480 میلیارد دلاری بسته بندی و 300 میلیارد دلاری پلاستیک ها به طور مستقیم تحت تاثیر خواهند گرفت.

شرکت آرگونیدArgonide با استفاده از نانوذرات آلومینیم، پیشران هایی برای راکت ساخته است که سرعت احتراق آن دو برابر است. این شرکت همچنین نانوذرات مس را برای کاهش فرسایش موتور به روغن موتور می افزاید.

شرکت آنگسترومدیکاAngstro Medica یک استخوان مصنوعی مبتنی بر نانوذرات را تولید کرده است.

استخوان انسان از یک کامپوزیت (متراکم شده) کلسیم و فسفات موسوم به هیدروکسی آپاتیت تشکیل شده است.

این شرکت توانسته است با دستکاری کلسیم و فسفات در سطح مولکولی ، ماده ای بسازد که از منظر ساختار و ترکیب با استخوان طبیعی برابری کند.

این استخوان مصنوعی جدید را می توان در موارد شکستگی یا حذف استخوان طبیعی(مثل صدمات بافت نرم آن) به کار برد.

منبع: خبرنامه فناوری نانو

      

آلبرت انیشتن:زیباترین چیزی که می توانیم تجربه کنیم راز و رمز است.

استاد كائنات كه اين  كارخانه  ساخت
مقصود عشق بود جهان را بهانه ساخت

 

پيشرفت تازه‌اي در حوزه نانوتكنولوژي به دست آمد! 

براساس تازه‌ترين تحقيقات يك گروه از فيزيكدانان در دانشگاه پنسيلوانيا، قفسهاي كروي از جنس كربن كه به نرمي روي سطوح ريز فلز طلا قرار داده شوند اين امكان را به وجود مي‌آورند كه انواع ساختارهاي مولكولي تازه را با استفاده از طلا توليد كرد.

به نوشته نشريه علمي جورنال او آمريكن كميكال سوسايتي ‪J. Am.Chem.Soc‬ نشريه انجمن شيمي آمريكا "پاول وايز" و همكارانش موفق شدند مولكولهاي "‪۱‬آداماناتن اتيول" ‪ ۱adamantanethiol‬را با استفاده از روش خودمونتاژي مولكول به صورت يك ورقه نازك روي سطح يك ورقه طلا جاي دهند.

از آنجا كه نحوه تعامل اين مولكولها ضعيف است، مي‌توان آنها را با استفاده از مولكولهاي ديگري كه به اتمهاي طلا متصل مي‌شوند، نظير آلكان اتيول ‪ alkanethiols‬روي سطح طلا جابجا كرد.

اين امر امكان مي‌دهد بتوان انواع الگوها و نقش و نگارهاي مولكولي را، احيانا با استفاده از خواص هدايت الكتريكي، در زيراين لايه از مولكولهاي ‪۱‬آداماناتن اتيول جاي داد.

وجود لايه مولكولهاي ‪ ۱‬آداماناتن اتيول بر روي اين نقش و نگارها مانع از آن مي‌شود كه الگوها كه بر روي سطح طلا جاسازي شده‌اند، پخش و محو شوند.

به اين ترتيب با اين روش مي‌توان بر مشكل ديرين حك كردن نقش و نگارها بر روي شمشهاي طلا با استفاده از مولكولهاي شيميايي غلبه كرد.


برسي براي نظافت در تراز نانو ساخته شد!

جهان نانو را چگونه تميز مي‌كنيد؟ پوليكل آجايان محقق موسسه پلي تكنيك رنسي لي ير در نيويورك در پي يافتن راه حلي براي اين كار، نخستين برس در ابعاد نانو متر را با دندانه‌هايي از جنس لوله‌هاي نانوكربني توليد كرده است.

دندانه‌هاي برسهاي معمولي از موي حيوانات، يا مواد تركيبي يا فلزات درست مي‌شوند. اما هر يك داراي محدوديتهايي هستند.

فلزات زنگ مي‌زنند يا دچار خوردگي مي‌شوند و يا استحكام خود را از دست مي دهند، موها چندان زبر و قوي نيستند، و مواد تركيبي ذوب و نرم مي‌شوند.

اما دندانه‌هاي ساخته شده از لوله‌هاي نانو كربني ‪۳۰‬مرتبه قوي تر از فولاد و پنج مرتبه پر پشت تر و فشرده تر از برسهاي از جنس مو هستند و به مراتب از برسهاي پلاستيكي و مواد تركيبي قابليت انعطاف بيشتري دارند و در برابر حرارت نيز نرم نمي‌شوند.

از اين گذشته سطح مقطع مجموع اين دندانه‌ها بسيار زياد است و آنها از قابليت هدايت الكتريسيته نيز برخوردارند. به گفته آجايان اين خاصيت سبب مي شود اين نوع برسهاي نانو براي استفاده در موتورهاي الكتريكي كه با اتصال يك ميله برقراركننده اتصال (كنتاكت) شروع به كار مي‌كنند ايده- آل مي سازد.

آجايان با همكاري شماري از محققان در دانشگاه هاوايي برسهايي را طراحي كرده‌اند كه از رشته‌هاي فيبرهاي كاربيد سيليكن به عنوان پايه يا ساقه‌اي استفاده مي‌كند كه لوله كربني روي آن رشد مي‌كند و به يك دندانه يا موي قلم مجزا يا مجموعه بهم پيوسته‌اي از اين موي قلمها تبديل مي‌شود.

به اين پايه يا ساقه دسته كوچكي از جنس طلا متصل مي‌شود كه در عين حال از رشد لوله‌هاي كربني در مسير دسته برس جلوگيري به عمل مي‌آورد.

از اين برسها كه درازاي دندانه‌هاي آنها به چند ميكرو متر بالغ مي‌شود براي جارو كردن و پاكسازي ذراتي به بزرگي ‪۵۰‬نانو متر استفاده مي‌شود.

اين برسها بخصوص براي پاكسازي سطوح شيار داري كه نظير روي صفحات گرامافون داراي شيارهاي ريز در مقياس نانو هستند بسيار مناسبند.

اين محققان همچنين با متصل كردن دسته اين برس به يك موتور الكتريكي كوچك از برس براي تميز كردن درون يك لوله موئينه به قطر داخلي ‪ ۳۰۰‬ميكرو متر استفاده به عمل آوردند و سپس با افزودن رنگ قرمز به موهاي برس، درون اين حفره را به صورت يكنواخت رنگ آميزي كردند.

آيا از نور مريي مي‌توان در فناوري نانو استفاده كرد؟

نسبت نور مريي با ساختارهاي جهان نانو نظير نسب يك پتك و ساعتهاي ظريف سوئيسي است. علت آن است كه طول موج نور مريي بين ‪۴۰۰‬تا ‪۴۰۰‬نانومتر است در حاليكه بزرگي ساختارهاي نانو از چند ده نانومتر تجاوز نمي‌كند.

با اين حال يك گروه از محققان به راهي دست يافته‌اند كه اجازه‌مي‌دهد از نور مريي در سطح نانو بهره‌برداري كرد.

به نوشته هفته‌نامه علمي ساينس يك گروه از محققان در دانشگاه بال واقع در سوئيس نوعي آنتن نوري در مقياس نانو توليد كرده‌اند كه شباهت زيادي به آنتن راديوهاي معمولي دارد.

اين دستگاه مي‌تواند راه را براي ساختن ساطع‌كننده هاي نوري خاصي كه تك فوتون صادر مي‌كنند و از آنها در ساخت كامپيوترهاي كوانتومي استفاده مي‌شود، هموار سازد.

از آنتن نوري در مقياس نانو همچنين مي‌توان در انتقال نور به فيبرهاي نوري يا دريافت اطلاعات نوري از اين فيبرها استفاده به عمل آورد.

اين آنتن‌ها در عين حال مي‌توانند به ساخت مدارهاي يكپارچه فوتونيك و نيز ذخيره‌سازي داده‌ها و اطلاعات در لوح‌هاي فشرده با ظرفيتهاي بسيار زياد كمك كنند.

"برت هچ" و همكارانش يك آنتن دو قطبي ساده با استفاده از ورقه نازك طلا به عرض ‪۴۵‬نانو مار و طول بين ‪۱۹۰‬تا ‪۴۰۰‬نانو متر درست كردند.

در مرحله بعد يك شكاف به عرض ‪ ۲۰‬نانو متر در وسط اين ورقه ايجاد شد.

از درون اين شكاف پرتوهاي نور مريي به صورت پالسهاي سريعي با طول موج ‪۸۳۰‬ متر انتقال داده شد.

ميدان الكترومغناطيسي توليد شده به وسيله پرتو ليزر الكترونهاي موجود در آنتن را كه در امتداد دو قطبي نظير الكترون‌هاي اطراف انتن راديو نوسان مي‌كنند تحريك مي‌كند. نكته اصلي در اين ميان آن است كه الكترونها در درون آنتن نوري با همان فركانسي نوسان كنند كه ميدان الكترومغناطيس مولد نور مريي در آن عمل مي‌كند.

طول موج اين نورها از طول آنتن بزرگتر است و شكاف درون آنتن اجازه مي دهد كه الكترونهاي تحريك شده در اطراف آن متمركز شوند و يك ميدان قوي الكتريكي بوجود آورند و نور مريي را با شدتي متناسب با توان چهارم نوري كه به عنوان برونداد وارد سيستم مي‌شود، خارج سازند.


جهان نانو و مشكل اصطكاك :

محققاني كه سرگرم تحقيق در خواص اشيا در جهان نانو هستند، براي دستيابي به موفقيت در ساختن دستگاههايي بتواند در اين قلمرو كه ابعاد آن در حدود يك هزارم ميليارديم متر است كار كند، بايد شناخت به مراتب دقيق تري از اصطكاك به دست آورند.

در تراز مولكولي ميزان اصطاك ميزان اجسام تا ‪۱۰‬مرتبه بالاتر از اصطاك در سطح اجسام عادي است. به نوشته هفته‌نامه علمي نيچر يك گروه از محققان از دانشگاه جان هاپكينز به منظور شناسايي دقيق تر آنچه كه در ابعاد بسيار كوچك به وسيله اصطكاك ايجاد مي‌شود از يك مدل شبيه‌سازي شده كامپيوتري بهره گرفتند.

از آنجا كه سطوح در تراز اتمي بسيار دندانه دار و ناصاف هستند، سطح تماس ميان دو جسم در ابعاد نانو بسيار زياد خواهد بود و به همين ميزان استرس و فشاري كه ميان آنها برقرار مي‌شود بسيار بالا مي‌رود.

اين محققان با كمك مدل شبيه‌سازي خود دريافتند كه اگر در تراز نانو تا ميزان دو درصد بر ناهمواري دو سطحي كه با هم در تماسند، افزوده شود، ميزان اصطكاك تا يك درجه از حيث قدر مطلق افزايش خواهد يافت.


افزايش يك حلال توسط نانوذرات، ميزان رسانايي حرارتي را افزايش مي‌دهد!

محققان، رسانايي حراراتي نانوذرات طلاي روكش داده شده به وسيله پليمرها را بررسي كرده و دريافتند كه افزايش يك حلال به طور غير منتظره ميزان رسانايي حرارتي لايه روكش را افزايش مي‌دهد.

محققان دانشگاه ايلي نوي و مينسوتاي آمريكا ادعا كردند: افزايش يك حلال موجب ورم و اماس روكش پليمري شده و به شكل غيرمنتظره‌اي ميزان رسانايي حرارتي لايه روكش را افزايش مي‌دهد.

به نوشته نشريه فناوري نانو و به نقل از سايت ‪ www.nanonet.info‬نانو ذرات فلزي، به ويژه نانوذرات طلا، عوامل حرارتي هدفمندي هستند كه كاربردهاي فراواني در درمان‌هاي پزشكي و دارورساني دارند و با دقت بسيار بالايي داراي اثرات حرارتي در ابعاد زير سلولي مي‌باشند.

زنبين جي، از دانشگاه ايلي نوي اظهار مي‌كند: روش ما راه‌هاي كمي و جديدي براي مطالعه اثرات شيمي و ساختار سطح، برانتقال حرارت درمقياس نانو بين سطح مايع - جامد ارائه مي‌كند و مي‌توان از حرارت و نانو ذرات فلزي براي درمان‌هاي پزشكي استفاده كرد.

اين گروه از ليزر براي گرم كردن نانوذرات و اندازه‌گيري تغييرات جذب ندوري ايجاد شده به ويسله حرارت ايتفاده كردند، اين علائم سرعت سرد شدن نانوذرات را نيز نشان مي‌دهد.

اين ذرات داراي هسته‌هاي طلا با قطر ‪ ۳۰‬نانومتر است و با لايه شيشه‌اي پلي استايرن و يك لايه خارجي تر پلي اكريلات پوشيده و هدايت گرمايي آنها در يك محلول آبي اندازه‌گيري شده است.

محققان معتقدند افزايش رسانايي در روكش پليمري نمي‌تواند به طور مستقيم به نفوذ حلال در پوسته يا به افزايش نظم در رشته‌هاي پلي استايرن وابسته باشد، آنها تاكيد دارند در صورتي كه محاسبات تئوري رسانايي گرمايي در سيستم‌هاي نانو مقياس بر ويژگي‌هاي حرارتي مواد توده‌اي مبتني باشند نمي توان به آنها اطمينان كامل داشت.

نتايج كار اين محققان در ‪ Nano letters‬منتشر شده است .

 

  

تاريخچه فناوري نانو :

در طول تاريخ بشر از زمان يونان باستان، مردم و به‌خصوص دانشمندان آن دوره بر اين باور بودند كه مواد را مي‌توان آنقدر به اجزاء كوچك تقسيم كرد تا به ذراتي رسيد كه خردناشدني هستند و اين ذرات بنيان مواد را تشكيل مي‌دهند، شايد بتوان دموكريتوس فيلسوف يوناني را پدر فناوري و علوم نانو دانست چرا که در حدود 400 سال قبل از ميلاد مسيح او اولين كسي بود كه واژة اتم را كه به معني تقسيم‌نشدني در زبان يوناني است براي توصيف ذرات سازنده مواد به كار برد.
با تحقيقات و آزمايش‌هاي بسيار، دانشمندان تاکنون 108 نوع اتم و تعداد زيادي ايزوتوپ كشف كرده‌اند. آنها همچنين پي برده اند كه اتم‌ها از ذرات كوچكتري مانند كوارك‌ها و لپتون‌ها تشكيل شده‌اند. با اين حال اين كشف‌ها در تاريخ پيدايش اين فناوري پيچيده زياد مهم نيست.
نقطه شروع و توسعه اوليه فناوري نانو به طور دقيق مشخص نيست. شايد بتوان گفت كه اولين نانوتكنولوژيست‌ها شيشه‌گران قرون وسطايي بوده‌اند كه از قالب‌هاي قديمي(Medieal forges) براي شكل‌دادن شيشه‌هايشان استفاده مي‌كرده‌اند. البته اين شيشه‌گران نمي‌دانستند كه چرا با اضافه‌كردن طلا به شيشه رنگ آن تغيير مي‌كند. در آن زمان براي ساخت شيشه‌هاي كليساهاي قرون وسطايي از ذرات نانومتري طلا استفاده مي‌‌شده است و با اين كار شيشه‌هاي رنگي بسيار جذابي بدست مي‌آمده است. اين قبيل شيشه‌ها هم‌اكنون در بين شيشه‌هاي بسيار قديمي يافت مي‌شوند. رنگ به‌وجودآمده در اين شيشه‌ها برپايه اين حقيقت استوار است كه مواد با ابعاد نانو داراي همان خواص مواد با ابعاد ميكرو نمي‌باشند.
در واقع يافتن مثالهايي براي استفاده از نانو ذرات فلزي چندان سخت نيست.رنگدانه‌هاي تزييني جام مشهور ليکرگوس در روم باستان ( قرن چهارم بعد از ميلاد) نمونه‌اي از آنهاست. اين جام هنوز در موزه بريتانيا قرار دارد و بسته به جهت نور تابيده به آن رنگهاي متفاوتي دارد. نور انعکاس يافته از آن سبز است ولي اگر نوري از درون آن بتابد، به رنگ قرمز ديده مي‌شود. آناليز اين شيشه حکايت از وجود مقادير بسيار اندکي از بلورهاي فلزي ريز700 (nm) دارد ، که حاوي نقره و طلا با نسبت مولي تقريبا 14 به 1 است حضور اين نانوبلورها باعث رنگ ويژه جام ليکرگوس گشته است.
در سال1959 ريچارد فاينمن مقاله‌اي را دربارة قابليت‌هاي فناوري نانو در آينده منتشر ساخت. باوجود موقعيت‌هايي كه توسط بسياري تا آن زمان كسب‌شده بود، ريچارد. پي. فاينمن را به عنوان پايه گذار اين علم مي‌شناسند. فاينمن كه بعدها جايزه نوبل را در فيزيك دريافت كرد درآن سال در يک مهماني شام كه توسط انجمن فيزيک آمريكا برگزار شده بود، سخنراني كرد و ايده فناوري نانو را براي عموم مردم آشكار ساخت.
عنوان سخنراني وي «فضاي زيادي در سطوح پايين وجود دارد» بود.
سخنراني او شامل اين مطلب بود كه مي‌توان تمام دايره‌المعارف بريتانيكا را بر روي يك سنجاق نگارش كرد.يعني ابعاد آن به اندازه25000/1ابعاد واقعيش كوچك مي شود. او همچنين از دوتايي‌كردن اتم‌ها براي كاهش ابعاد كامپيوترها سخن گفت (در آن زمان ابعاد كامپيوترها بسيار بزرگتر از ابعاد كنوني بودند اما او احتمال مي‌داد كه ابعاد آنها را بتوان حتي از ابعاد كامپيوترهاي كنوني نيز كوچكتر كرد. او همچنين در آن سخنراني توسعه بيشتر فناوري نانو را پيش‌بيني نمود.
برخي از رويدادهاي مهم تاريخي در شکل گيري فناوري و علوم نانو :
تاريخ

رويدادهاي مهم در زمينه فناوري نانو

1857 مايکل فارادي محلول کلوئيدي طلا را کشف کرد
1905 تشريح رفتار محلول‌هاي کلوئيدي توسط آلبرت انيشتين
1932

ايجاد لايه‌هاي اتمي به ضخامت يک مولکول توسط لنگموير

 (Langmuir)

1959 فاينمن ايده " فضاي زياد در سطوح پايين " را براي کار با مواد در مقياس نانو مطرح کرد
1974 براي اولين بار واژه فناوري نانو توسط نوريو تانيگوچي بر زبانها جاري شد
1981 IBM دستگاهي اختراع کرد که به کمک آن مي‌توان اتم‌ها را تک تک جا‌به‌جا کرد.
1985 کشف ساختار جديدي از کربن C60
1990 شرکت IBM توانايي کنترل نحوه قرارگيري اتم‌ها را نمايش گذاشت
1991 کشف نانو لوله‌هاي کربني
1993 توليد اولين نقاط کوانتومي با کيفيت بالا
1997 ساخت اولين نانو ترانزيستور
2000 ساخت اولين موتور DNA
2001 ساخت يک مدل آزمايشگاهي سلول سوخت با استفاده از نانو لوله
2002 شلوارهاي ضدلك به بازار آمد
2003 توليد نمونه‌هاي آزمايشگاهي  نانوسلول‌هاي خورشيدي
2004 تحقيق و توسعه براي پيشرفت در عرصه فناوري‌نانو ادامه دارد
 

کتاب منبع گرانبهايي است که دانش بشري را فراگير و ماندگارمی كند .به منظور اطلاع علاقه مندان از کتابهاي مربوط به فناوري نانو در کتابخانه هاي کشور، اطلاعات کتابهاي موجود در تعدادي ازکتابخانه ها جمع آوري شده و در اين پايگاه اطلاعاتي قرار گرفته است. از مراکز علمي کشور که داراي کتاب فناوري نانو هستند ، درخواست مي شود اطلاعات کتابها را به همراه نحوه استفاده علاقه مندان از آنها در اختيار اين پايگاه قرار دهند
 آدرس تماس:
setad@irannano.org

نوشته شده توسط مسعود ستاری در جمعه هشتم دی 1385 ساعت 8:48 PM | لینک ثابت |

 

 

نور ستارگان براي رسيدن به زمين بايد مسافت زيادي را در طي يک زمان بسيار طولاني طي کند و با توجه به اينکه در طي اين مدت ستاره مقداري جا به جا شده است ما قادر به تعيين موقعيت دقيق ستاره نيستيم.

محيط‌هاي با سرعت فاز منفي يا محيط‌هاي با ضريب شكست منفي شايد بتوانند مشکل تعيين موقعيت ستارگان را حل كنند. در حال حاضر محققان علم مواد دانشگاه سان‌ديا‌گو دركاليفرنيا با كار بر روي مواد ميكرو و نانوساختار، شبه‌موادي ساخته‌اند كه ضريب شكست آنها براي امواج با طول موج ميكروني، منفي است.

اين‌كار ثابت مي‌كند كه مواد با فاز منفي، حداقل در ناحية ميكروي طيف الكترومغناطيسي، مي‌توانند وجود داشته باشد. شرط لازم براي اين مواد اين است كه هم گذردهي الكتريكي 1 نسبي آنها، به عنوان شاخصي از جدايي بارها در ماده، منفي باشد و هم تراوايي 2 نسبي آنها، به عنوان شاخصي از چگونگي حركت مداري الكترون‌ها، كمتر از نصف باشد.

نوشته شده توسط مسعود ستاری در جمعه هشتم دی 1385 ساعت 8:45 PM | لینک ثابت |

شاید این نظریه دهها سال پیش می بایست مطرح می شد که نیروی گرانشی وجود ندارد و این تماما برآیند دافعه ی بین خلا و ماده است که گرانش می نامیم.

اما با گذشت چندین سال  حتی فکر محققی به این سو نمی رود که سیستم جارو برقی (Vacuum cleaner) که از نام آن نیز مشخص است دلالت بر این امر دارد که نیروی گرانشی وجود ندارد.

در جارو برقی یک فن قوی خلایی تقریبی در آن ایجاد می کند که باعث مکش اجسام سبک می شود.

شاید از دیدگاه کلاسیک دلیلی واضح برای این امر نباشد اما اگر کمی دقیق فکر کنیم می بینیم که ماده (هوا) بر خلا دافعه وارد می کند. صرفا به این دلیل که مقدار خلا در این مورد کمتر از ماده است.

حتی در زندگی روزمره بارها این امر را می بینیم:

بعد از خوردن آبمیوه اگر مکیدن را همچنان ادامه دهیم خلایی تقریبی در درون پاکت ایجاد می شود. به همین دلیل است که با تکرار این عمل پاکت چروکیده می شود.

فیزیک کلاسیک به سادگی این دو امر را با فشار هوا توجیه می کند اما همانطور که گفتم دلایل آن واضح و قاطع نیست.

آیا فشار هوایی که از گرانش بین ذرات ایجاد شده نباید فشاری گرانشی ایجاد کند؟

اگر اینگونه بود پاکت آبمیوه باید حجیم تر می شد!

تمام این قضایا نیز به صورت عکس توجیه می شوند. آزمایشی که به راحتی می توان برای این مورد طراحی کرد این است که:

درون پاکت آبمیوه ای را خلایی تقریبی ایجاد می کنیم. این پاکت را درون محفظه ای از خلا نگهداری می کنیم تا پاکت چروکیده نشود.

سپس آنرا به فضا منتقل می کنیم و یکی از فضانوردان بوسیله ی یک نی در خلا باید سعی کند تا در آن پاکت بدمد و آنرا از هوا پر کند.

طبق این دو مثال این امر یا امکان ناپذیر است و یا به نیروی زیادی احتیاج دارد.

بهتر است بگوییم که این سری از ایده ها قبلا به ندرت بیان شده اما یا به شکست انجامیده و یا در زمان خود توجهی به آن نشده است.

سالها قبل فرضیه ای با نام Vacuum fusion (گداختگی خلا) مطرح گردید. دلیل از بیان این فرضیه افزایش فشار گازها و تبدیل آنها به مایع یا فلز آنها بود.

آمار دقیقی در دست نیست که آیا این آزمایش به صورت کامل صورت گرفت یا نه.

اما واضح است که اگر از این طرح استفاده می شد به صورت باید و شاید جوابی دریافت نمی گردید.

زیرا طرح اولیه ی مفروض جارو برقی بود و در واقع محاسبه ای دقیق برای آن انجام نشد.

اگر این طرح با بیان امروزی نظریه ی VMR – PCR انجام شود بدون شک ارزان تر و بهتر از طرح پر هزینه ی Diamond Anvil Cell (DAC) خواهد بود.

زیرا دیگر نه احتیاجی به دو تکه سلول دایاموند بزرگ خواهد بود و نه لیزر و نیروی های بسیار بزرگ می خواهیم.

به هر حال به نظر می رسد طرح گداختگی خلا در فیزیک به موفقیت دست نیافت.

جالب تر اینکه به تازگی نسلی جدید از جاروبرقی های شرکت هوور (Hoover®) با این فناوری وارد بازار شده اند.

حتی با دست یافتن به این تکنولوژی می توان گرانشی مطلوب در سفینه های فضایی ایجاد کرد!

 

مثال بهتر سیاه چاله ها هستند:

طبق فرضیه های فعلی ستاره ای پیر بعد از چندین سال که جرمش را سوزاند (طی یک فرآیند هم جوشی) گرانش خود را از دست می دهد و به همین دلیل میدان مغناطیسی خودش بر خود آن غلبه می کند و در نتیجه آنرا چروکیده می سازد.

مگر طبق قوانین نیروی مغناطیسی یک جسم متناسب با جرم آن نیست؟

پس چطور هنگامیکه جرم کم می شود نیروی مغناطیسی آن دست نخورده قدرتمند باقی می ماند؟

بنابراین منطقی تر است بگوییم ستاره در حالت عادی در برآیند دافعه بین خلا و خودش تنها نیروی گرانشی قوی ای را ایجاد می کند.

هنگامیکه جرم خود را از دست داده نیروی کافی برای غلبه بر نیروی خلا را نخواهد داشت. بنابراین خلا آنرا چروکیده می سازد.

 

این طرح منطقی است اما شاید سوالاتی پیش بیاید از قبیل اینکه چرا خلا با اینکه خالی است این همه اثر دارد؟

شاید بتوان گفت با کشف ذرات پاد یک گام به عقب بر داشتیم زیرا تمام افکار نسبت به آنها منحرف شد. در صورتیکه اصلا آنها ضد ماده نبودند.

می دانیم ذراتی مانند آنتی نوترون و آنتی پروتون ها جرم دارند.

در واقع پاد هر چیزی باید خواص مخالف اصل را حمل کند. برای مثال جرم نداشته باشد. اشعه ای از خود گسیل نکند و رفتاری موج – ذره گونه نداشته باشد.

منطقی است که ضدماده امواج نوری از خود گسیل ندهد زیرا این خاصیت مواد است. حتی ضد ماده نباید از نیرو انرژی به عنوان دو عامل مادی تبعیت کند.

اما اینگونه نیست. آنها حتی اسپین هم دارند!!!

حال اگر خلا از ذراتی به این شکل تشکیل شده باشد به راحتی می توان (تا فعلا) این مسئله را رها کرد. تا اینکه ماهیت آنها دقیقا کشف شود.

حتی اگر ساختار آنها را بفهمیم شاید درک کنیم که اثر آنها در قوانین ما نیرو و انرژی معنا می دهد در صورتیکه شاید برای آنها اثری ناشناخته و متفاوت باشد.

 

سوال دیگر این است که چرا این ذرات طیف ندارند؟

 

اگر واقعا این ذرات ضدماده باشند دلیلی برای داشتن طیف هم نخواهند داشت.

نور سفید طیف ماده است که متشکل از تمام رنگ های مواد است.

ممکن است این ذرات نور سیاه بدهند که این برای ما غیر قابل درک خواهد بود و این نور ممکن است رنگهای مختلف ضد مواد را تشکیل بدهند (اگر این ضد مواد رنگی داشته باشند)!

به هر حال این نظریه منطقی تر است زیرا هنگامیکه به مرکز ثقل و ثابت شتاب گرانشی فکر می کنید هیچ توجیه مناسبی برای آنها نمی بینید.

چرا گرانش در مرکز هر جسمی تاثیر می گذارد؟

از نظر من که این موضوع باید سریعا بعد از طرح نقض می شد.

زیرا گرانش هوشمند نیست که به دنبال مرکزی ترین نقطه بگردد و قدرت خود را در آن نقطه مرکزیت بدهد.

طبق این نظریه ی جدید از آنجا که نیرو از خلا بر زمین (برآیند این نیروها) وارد می شود در هر نقطه از یک جسم یک مقدار ثابت نیرو وارد می شود.

و درباره ی شتاب گرانشی:

چرا تمام اجسام با یک شتاب ثابت سقوط می کنند؟ این سوالی است که تا امروز کسی جواب قطعی نداده بود و در این مورد تمام ایده ها تنها در حد فرضیه بیان شده اند.

 

این سوال را سوالات دیگری در فیزیک سخت تر می کند:

 

مگر جرم جسم متناسب با نیرو نیست؟ پس چرا یک جسم با جرم بیشتر دقیقا نیروی وارده ای برابر با یک جسم با جرم کمتر دارد؟

منطقی تر است که بگوییم از آنجا که برآیند نیروهای دافعه بین زمین و خلا است هر جسمی که نیروی سقوط خود را از این مقدار ثابت می گیرد با شتاب ثابتی نیز سقوط می کند.

بدین معنا که تفاوتی ندارد ما یک توپ یک گرمی را در نظر گرفته باشیم یا یک توپ یک کیلویی را!

در هر دو حالت شتاب سقوط آنها ناشی از برآیند نیرو بین دو عامل با مقادیر ثابت است. زمین (ماده) و خلا!

از آنجاییکه این نیرو ثابت است شتاب ایجاد شده از این نیرو نیز برای هر جرمی ثابت است.

 

حال حدس می زنم فکر هر کسی کمی متاثر از این ایده شد که ماده می تواند دفع کند اما جذب مستقیم ندارد. زیرا جذب خود متشکل از برآیند دو یا تعداد بیشتری دافعه است.

 

دو توپ را فرض کنید. با به هم زدن آنها می توان آنها را از هم دور کرد. اما تنها با یک میدان مغناطیسی می توان آنها را مستقیما جذب کرد و همانطور که می دانید مغناطیس مقوله ای جدا از گرانش است.

 

چندی پیش بود که در سایت پارس اسکای (بخش اخبار) مطلب زیر را خواندم:

 

آبهي اشتكار ، مدير موسسه فيزيك و هندسه گرانشي از همين دانشگاه مي گويد" مي توان ازنسبيت عام براي توضيح كيهان در زمانيكه ماده آنقدر چگال شد كه هيچ معادله اي نمي تواند آن را توضيح دهد استفاده كرد. ما براي نگاه به وراي اين زمان و نقطه نياز به معادلات و ابزار كوانتومي داشتيم كه در زمان انيشتين در دسترس نبود." وي با همكاري پژوهشگران ديگر مدلي را تهيه كردند كه با دنبال كردن ردپاي مهبانگ و عبور از ميان آن به كيهان در حال چروكيده شدني بر مي خورد كه فيزيكي مشابه كيهان ما داشت.

 

اين گروه در تحقيق خود نشان دادند كه قبل از مهبانگ يك كيهان در حال منقبض شدن وجود داشت كه هندسه فضا-زمان آن مشابه كيهان در حال انبساط ما بود.زمانيكه نيروهاي گرانشي كيهان قبلي را به داخل مي كشاند ، به نقطه اي رسيد كه خواص كوانتومي فضا-زمان باعث مي شوند گرانش حالتي دافعه داشته باشد نه جاذبه. اشتكار مي گويد" ما با استفاده از اصلاحات كوانتمي معادلات كيهانشناسي انيشتين نشان داديم كه بجاي يك انفجار بزرگ كلاسيك ، درحقيقت يك "واگشت كوانتومي"  وجود داشته است. سناريوي واگشت كوانتمي بسيار واقع گرايانه بنظر مي رسد.

 

این موسسه تقریبا نه ماه پیش (1Q – 2006) به این موضوع رسید در حالیکه VMR – PCR این مطلب را از دو سال پیش (4Q – 2003) بیان کرده بود.

در خبر می بینیم که تبدیل جاذبه به دافعه از اثرات کوانتومی فضا – زمان معرفی شده در صورتیکه VMR – PCR دلیل واضحی را برای این اثر ارائه می دهد:

در ریاضیات به صورت جدا هیچ گاه یک فضای سه بعدی توسط خطی تک بعدی خم نمی شود. اینشتین برای حل این موضوع تعریف جدیدی به نام فضا – زمان را ارائه داد.

اما باید گفت هنگامیکه یک فضا تک بعدی است (زمان) و فضای دیگر سه بعدی (فضا) ما حتی اجازه نداریم آنها را بررسی کنیم زیرا نقطه ی اشتراکی ندارند.

لازمه ی ترکیب آنها که انطباق آنهاست.

شاید این مطالب در اوایل قرن بیستم نیز مطرح شد اما اثبات اینشتین آزمایشی بود که در آن نور به سمت زمین منحرف شده بود و از آنجا که این یک دلیل تجربی محسوب می شد مستقیما نظریه را اثبات می کرد.

اما آیا واقعا انحراف فضا باعث تغییر مسیر نور می شود؟ 

با فرض اینکه خلا مملو از ضدماده باشد با ایجاد یک جرم این ذرات باید در اطراف جرم ایجاد شده چگال تر از دیگر نقاط شوند. همین افزایش چگالی باعث فعال کردن این ذرات بدون جرم (و بدون اثر در شرایط معمولی) می شود. این ذرات شروع به دفع کردن جرم که فضای آنها را اشغال کرده می کنند. (دقیقا مانند مثال پاکت آبمیوه که ذرات هوا می خواهند فضای اشغال شده توسط خلا را خود پر کنند)!

طبق قانون سوم نیوتن مبنی بر داشتن عکس العمل برای هر عملی ذرات جرم نیز شروع به دفع (عکس العمل) می کنند. مسلما این بار نتیجه برعکس مثال آبمیوه خواهد بود زیرا مقدار جرم در مقابل خلا اندک است.

البته برآیند این نیروها کم است که چنین شتاب گرانشی اندکی ایجاد می شود. به همین دلیل می توان بیشتر شدن چگالی زمین (کم شدن حجم) آنرا به مرور زمان و با افزایش شتاب گرانشی زمین دید که البته این مقدار نا محسوس است.

روابط زیر طریقه ی احتساب این نیرو و فرمول محاسبه ی نیرو ی خلا و ماده را نشان می دهد:

 

F = G x Mm x Me / Re^2

 Vacuum has no mass. The distance between vacuum and earth is 0. So:

 

F = ma

 

Fe = 5.98 x 10^24 x (3 x 10^8 – 9.8) = 17.93 x 10^32

Fv = 5.98 x 10^24 x 3 x10 ^8 = 17.94 x 10^32

Fv – Fe = resultant = 0.01 x 10^32 = 10^30 (N)

 

This force creates the gravity acceleration constant.

S0:

Fv = MC

Fe = M(C-g)

 

این روابط نشان می دهند که شتاب گرانشی زمین حاصل برآیند نیروی 10^32 x 17.94 نیوتنی خلا بر زمین و نیروی 17.93 x 10^32 نیوتنی زمین بر خلا است. این برآیند به صورت تقریبی برابر با 10^30 نیوتن است.

نکات مهم دیگری که از این محاسبات بدست می آیند این است که دافعه خلا بر یک جسم برابر است با جرم جسم در سرعت نور و دافعه ی ماده بر خلا برابر است با جرم ماده در تفاضل سرعت نور و شتاب گرانشی (یا ضریب چروکیدگی ماده در نیروهای بالا).

توجه داشته باشید طبق این تعاریف از آنجا که نور در سرعت بی نهایت (مادی) قرار دارد شتاب آن نیز برابر با سرعت آن خواهد بود. بنابراین می توان تفاضل آنرا با شتاب گرانشی با در نظر گرفتن واحد شتاب انجام داد.

توجه داشته باشید که اینشتین به این دلیل شتاب را در نسبیت خاص تعریف نکرد زیرا اعتقاد داشت نور بالاترین سرعت است و حتی با دادن نیروی بیشتر سرعت آنرا بیشتر نمی کنیم .

می دانیم که اگر نوری از اتمسفر وارد خلا شود به سرعت اولیه ی خود شتاب می گیرد.

حتی امروزه ذراتی با نام تاکیون ها به فیزیک معرفی شده اند که این خود نشان می دهد نور آخرین سرعت را دارا نیست.

همچنین می دانیم که طبق نسبیت خاص و هم ارزی جرم و انرژی اگر ماده ای به سرعت نور شتاب بگیرد مقدار جرم بیشتری از آن به انرژی تبدیل می شود. در پدیده ی انتقال به آبی نیز نور بر اثر نیروی زیاد یک میدان گرانشی قوی منحرف به سمت جرم مرکزی می شود و طیف آن متمایل به آبی می گردد که این نشان دهنده ی افزایش انرژی در آن است.

VMR – PCR با این مقدمه نتیجه گیری می کند که:

الف) نور صورتی کامل از انرژی نیست و در آن جرم نیز وجود دارد.

ب) سرعت نور سرعت نهایی نیست.

ج) در پدیده ی انتقال به آبی انرژی و در نتیجه سرعت نور بیشتر می گردد.

 

همچنین این نظریه بازه ی نور را طبق محاسبات زیر معرفی می کند (در قالب نوری و پیرو قوانین نسبیتی و نه تاکیونی و فرا نسبیتی):

 

سرعت 300195025.68574004 متر بر ثانیه آخرین سرعت یک ذره – موج در قالب نوری می باشد اگر که سرعت خلا در نور 299792458 متر بر ثانیه باشد.

به همین دلیل است که نمی توان خواص نور را در کل موجی دانست زیرا کلا از انرژی نیست و به دلیل حمل مقداری جرم خواص ذره ای نیز دارد.

این نسبت باید تا حدی باشد که سرعت مجذور نور تقریبا سرعت بی نهایت باشد.

نهایت سرعت نور از رابطه ی زیر و بر طبق شکل بالا بدست می آید:

 

از آنجاییکه اگر ضلع پایینی مثلث سمت چپ بر ضلع پایینی مستطیل (FG) منطبق باشد خط D در سرعت C = 3 x 10^ 8 (m/s) قرار دارد نتیجه می گیریم که DC = 2707000 و حال که فرض کرده ایم طول قطر مستطیل ثابت است و با تغییر زاویه تغییر نمی کند پس طول پاره خط DC نیز ثابت و برابر با Sin θ در DC و بنابراین سرعت در D برابر است با C بعلاوه ی اندازه ی DC . ]حل: نوید حقیقت[ .

در صورتیکه:

الف) θ زاویه ی ایجاد شده بالای قطر مستطیل باشد.

ب) در هر مستطیل با رسم قطر زوایای قائمه (رئوس) آن به دو زاویه ی 70 درجه (بالای قطر) و 20 درجه (پایین قطر) تقسیم شود.

آنگاه =>

Vc (max) = C + Sin θ (C – Vl)

که در Vl آن سرعت نور در خلا برابر با 299792458 متر بر ثانیه و C ثابت تقریبی سرعت نور برابر با 3 x 10^8 متر بر ثانیه و Vc (max)  بالاترین سرعت یک ذره – موج در قالب نوری می باشد.

 

دو نکته در این مسئله حائز اهمیت است:

1)      طبق یکی از نظریه های اینشتین سرعت اثر گرانش برابر با سرعت تقریبی نور (نه سرعت خود نور در خلا) است که فرضیه ی همیشگی بودن اثر گرانش نیوتن را با اثباتی که از سوی کیهان شناسان در سال 2004 – 2002 صورت گرفت نقض می کند. به همین دلیل ما در این محاسبه بین دو سرعت تقریبی نور و سرعت نور در خلا تقاوت قائل شده ایم.

2)      در فرمول بدست آمده اصل تقدم ضرب بر جمع باید رعایت شود تا جواب صحیح بدست بیاید. 

 

 و بنابراین در این مدل هنگامیکه به سرعت مجذور نور (تقریبی) برسیم آنگاه گرانش در ما اثری نخواهد داشت و اثر زمان چندین برابر اثر معمولی آن بر ذره ای با چنین سرعتی خواهد بود.

بنابراین ذره ای با این سرعت به آینده سفر خواهد کرد. (در این سرعت شتاب برابر با تندی است).

همچنین عکس این مطلب نیز صادق است که اگر با چنین سرعتی در سفر باشیم و ناگهان چنان شتاب منفی ای پیدا کنیم که در یک ثانیه سرعتمان به صفر برسد (اصطلاحا سرعت منفی بگیریم) از زمان جا خواهیم ماند و به گذشته خواهیم رفت. (البته این بدان معناست که دیگران طبق زمان معمول می روند و ما در گذشته جا می مانیم و تنها از نظر افرادی که در زمان معمولی هستند به گذشته رفته ایم اما برای خود ما بازه ی زمانی مشخصی تکرار خواهد شد).

به همین دلیل است که کسی از آینده به گذشته نمی آید. زیرا با سفر به گذشته در بازه ی زمانی خاصی (از همان جا که سفر را شروع کرده ایم) زندانی خواهیم شد. نه به عقب می رویم و نه به جلو!

اما سفر به آینده امکان پذیر است.

 

از این مسائل که بگذریم باید به موضوع هم ارزی نیرو و انرژی و ارتباط آن با گرانش پرداخت.

 

همانطور که دیدید VMR – PCR هم نظریه ی اینشتین مبنی بر انرژی بودن ماهیت گرانش را می پذیرد و هم اثرات نیروی گرانش نیوتن را قبول دارد بنابراین سعی در ترکیب آنها دارد.

این دید ترکیبی به صورت زیر است:

 

1)      هنگامیکه جرمی سرعت می گیرد به نسبت سرعت جرم آن به انرژی تبدیل خواهد شد. به طوریکه اگر جرم جسمی در حالت سکون M باشد در سرعت V برابر با m خواهد بود که در آن M>m و نسبت M به m متناسب با سرعت و انرژی ایجاد شده می باشد.

2)      در فرآیند تبدیل جرم به انرژی جرم مستقیما به انرژی تبدیل نمی شود بلکه ابتدا به نیرو و سپس به انرژی تبدیل می شود.

3)       ماهیت گرانش از ترکیب دو عامل انرژی و نیرو ایجاد شده است. بر همین مبنا (در مدل مشخص شده) هنگامیکه سرعت جسمی صفر است شتاب لازم برای حرکت آن جسم تنها تابع نیروهای وارده است زیرا عامل انرژی در سرعت های بالا فعال است. بنابراین می توان گفت که اگر نور در خلا به صورت طبیعی حرکت کند عامل آن بیشتر نیرو خواهد بود تا انرژی و در هنگام انتقال به آبی نیروی بیشتری به انرژی تبدیل می شود.

4)      رابطه ی هم ارزی نیرو و انرژی به صورت زیر است: (به یاد داشته باشید که در ابتدا ما شتاب را در نسبیت تعریف و توجیه کرده ایم):    

 

E x a = F x C^2 ó E x g = F x C^2

  

 اما نیروی گرانش (وزن) همچنان با قبل تفاوتی نخواهد داشت:

 

Fv = MC

Fm = M (C-g)

Fg = FvFm

Fg = MC – MC – Mg

è Fg = W = - Mg

*

5) محیطی که چنین پدیده هایی (افزایش انرژی) در آن توسط گرانش رخ می دهد محیط دوگانه ی انتشار می نامیم:

 

 

6) اگر جسمی به سرعت مجذور نور برسد تماما از انرژی خواهد بود و به همین دلیل تماما خاصیت موجی خواهد داشت. در این سرعت گرانشی برای جسم وجود نخواهد داشت. زیرا طبق مدل در این سرعت جسم از محیط دوگانه ی انتشار عبور کرده بنابراین دیگر محیط اثر گرانشی برای آن نخواهد بود.

 

  7) نسبت نیرو به انرژی در فرمول E x a = F x C^2 ó E x g = F x C^2  برابر است با:

 

M = F/a

a = g è M = F/ [G (Me/Re^2)

E = (F x Re^2 x C^2)/ (G x Me)

è E ≈ F (9.18 x 10^15)

یعنی هر ژول انرژی تقریبا معادل 9.18 x 10^15 نیوتن است! این عدد را ثابت هم ارزی می نامیم.

 

حال VMR – PCR چگونه اثبات می کند که انرژی نیز عاملی در ماهیت گرانش است؟

 

یک دلیل تجربی ویژه برای اثبات این مطلب وجود دارد که علاوه بر اثبات اینکه دافعه ی خلا متناسب با دافعه ی ماده است اثبات می کند  که انرژی یکی از عوامل ماهیت گرانش نیز هست.

طبق فرمول زیر انرژی لایه های الکترونی بدست می آید:

 

که در آن  ثابت ریدربرگ و Q بار هسته ی اتم و n تعداد عدد کوانتومی اصلی و e بار الکترون و h ثابت پلانک و C ثابت سرعت نور می باشد. (مرحله ی ریدربرگ تنها به عدد کوانتومی اصلی وابسته است و از بین یک تا 10^30  الکترون ولت بر طبق آن تعیین می شود).

 

طبق این فرمول هرچه عدد کوانتومی اصلی (لایه ی الکترونی) بیشتر بشود باید انرژی آن لایه و الکترون هایش نیز بیشتر بشود.

اما تجربیات چیز دیگری را نشان می دهند. شکل زیر مقادیر انرژی لایه های یک اتم اورانیوم است:

 

 

همانطور که می دانید بین اتم و اولین لایه ی الکترونی و همچنین بعد از آخرین لایه ی الکترونی خلا وجود دارد. طبق تعاریف گفته شده باید فرآیند دفع در آنها نیز صورت بگیرد و طبق قوانین باید در نزدیکترین نقطه به منبع دفع ماده اثر گرانش باید برابر با اثر گرانش در نزدیک ترین نقطه به منبع دفع خلا باشد و فاصله ی میانگین بین آنها باید از اثر گرانش بیشتری برخوردار باشد.

 

می بینید که در شکل بالا لایه های آخر و اول انرژی یکسانی دارند. در صورتیکه طبق مدل اتمی بور اگر الکترونی بخواهد به لایه ی بالاتری برود باید انرژی بیشتر داشته باشد. بنابراین لایه ی آخر الکترونی قطعا باید از لایه ی اول الکترونی طبق فرمول ذکر شده انرژی بیشتری داشته باشد.

اما همانطور که می بینید در طبیعت این مورد نیز از VMR – PCR پیروی می کند.

دقیقا لایه ی چهارم که لایه ی میانی هست نیز از انرژی بیشتر برخوردار است!

 

بنابراین متوجه می شویم گرانش ماهیتی دوگانه از عوامل انرژی و نیرو دارد و تبادل ذره و گراویتونی در کار نیست. (اگر ذرات خلا را گراویتون بنامیم آن وقت تمام اثرات را باید به آنها نسبت دهیم در صورتیکه می دانیم ذرات خلا بدون وجود ذرات ماده در اطراف خود گرانشی ایجاد نمی کنند و می دانیم که ذرات در هر دو طرف ثابت اند و حرکت نمی کند تنها یکدیدگر را دفع می کنند. ذراتی که در این فرآیند دفع حرکت می کنند را در بخش بعد بررسی می کنیم).

 

بر همین مبنا پیش بینی می کنیم که در زمین نیز هسته بیشترین گرانش را ندارد بلکه فاصله ی میانی بیشترین گرانش را دارد. (فاصله ی میانی به صورت تقریبی = فاصله ی آخرین لایه جو از زمین بعلاوه ی شعاع زمین تقسیم بر دو). بنابراین طبق این مدل اگر از نقطه ی میانی به زمین نزدیک شویم گرانش بیشتر خواهد بود تا اگر به همان اندازه به خلا نزدیک شویم:

 

 

همانطور که گفتیم حال قصد داریم ذراتی را که در این فرآیند حرکت می کنند و تنها رد می شوند و نه بدل بررسی کنیم. (چون برآیند از سمت خلا به ماده است بنابراین تنها ذراتی ترکیبی بر جو زمین سقوط می کنند).

 

حتی اگر این موضوعات (دفع خلا و ماده) با اختراع جاروبرقی کشف نشده بودند باید با بیان تشعشات چرنکوف مطرح می شدند.

 

جالب است که از سال 1927 دانشمندان  اظهار دارند که ماهیت پرتوهای کیهانی را کاملا شناخته اند. اما چگونه امکان دارد که پرتوهایی که خود از اتم های هیدروژن (96 درصد) و هلیم (یک درصد) و کربن – نیتروژن – اکسیژن – فلئور و ذرات پروتون (96 درصد) – ذرات آلفا (3 درصد) – پرتوهای گاما – الکترون – پوزیترون و نوترینو تشکیل شده اند در برخورد با اتم های تشکیل دهنده ی جو آنها را تجزیه کنند؟

طبق فرضیه ها پرتوهای کیهانی با برخورد به هسته ی اتم های جوی به مقدار تجزیه شده ای از خود + ذرات بنیادی هسته + نوترینو و چند نوع مزون (پاد – مجازی – مثبت) تبدیل می شوند.

در صورتیکه در شیمی هر اتمی پروتون را دفع می کند – در برخورد با هیدروژن هایبرید می شود و با بمباران هلیم یا ذرات آلفا دو عدد اتمی و چهار اتم جرمی به آن اضافه می شود.

در هیچ کدام از این فرآیندها نیز هیچ ذره ای با انرژی بالا بوجود نمی آید.

 

اینجاست که متوجه می شویم تعریف ما از پرتوها کیهانی دقیق نبوده است.

 بنابراین احتمال می دهیم با برخورد این ذره به اتم های جوی آنها بیشتر به اتم های سبک تر و چند نوع ذره ی بنیادی تبدیل می شوند.

گازهای دیگر که خود در جو موجود هستند و ممکن است طی فرآیندهای شناخته شده با این مواد ترکیب شوند.

پرتوهای چرنکوف در دنباله ی این ذرات نشان دهنده ی سرعت فرانور آنهاست و پرتوهای کیهانی نیز تشکیل شده از پرتوهایی هستند که پس از برخورد با اتمهای جوی تشکیل شده اند.

فرآیند بالا به راحتی توسط امواج هادرونیک نیز قابل اثبات است.

بعد از بیان فرمول پرتوهای کیهانی و ایجاد فرآیند هادرونیک جوابی برای این قضیه نبود که چرا مقداری از پرتوهای کیهانی بر روی اولین ذرات جوی تاثیر می گذارند و مقداری از آنها از این مواد عبور کرده و به مراحل بعدی می رسند. اما پرتوهای کیهانی هیچ گاه به زمین نمی رسند؟

بعد از مدتی دانشمندان متوجه شدند انرژی این پرتوها در فرآیندی به نام امواج هادرونیک(Hadronic cascades) تبدیل به ذرات و امواج مختلف می شود و به همین دلیل کل پرتو دیگر انرژی رسیدن به زمین را ندارد و قسمت زیادی از آن در راه تجزیه به بسته های جزئی تر انرژی و ماده شده است.

مدل امواج هادرونیک به صورت زیر است:

 

 

   اما این دانشمندان نتوانستند متوجه شوند که چرا با اتمام این فرآیند و تجزیه ی جز به جز پرتو چرا هنوز اشعه ی چرنکوف مسیر خود را ادامه می دهد؟

در واقع اینکه انرژی این پرتو از کجا تامین می شد؟

 

 این مطلب را به صورت تاکیونی توجیه می کند:VMR – PCR

در این توجیه طبق شکلی که در ابتدای موضوع بیان کردیم ذره ای  به نام (ε) با سرعت C^2 در دنباله ی خود به دلیل سرعت بالا اشعه ی چرنکوف ایجاد می کند و این ذره در برخورد با اتم ها جوی با ایفای نقشی نیمه کاتالیزگر از پرتوی چرنکوف در دنباله ی خود (در دنبال اشعه ی چرنوکوف) پرتوهای کیهانی را ایجاد می کند. 

 

بنابراین این ذرات چیزی از خود مصرف نمی کنند و اگر هم بکنند طبق این محاسبات نباید اثری در خود آنها ایجاد شود:

 

 

این محاسبات نشان می دهند که  در این ذرات m = E = F = V = ∞ زیرا این ذرات باید بر فراز جو (زوایای 180 و 360) سقوط کنند که کتانژانت این زوایا تعریف نشده است. مقادیر صورت طبق فرمول صفر شده و مخرج نیز تعریف نشده است بنابراین مقادیر برای این ذره تعریف نشده (بی نهایت) می باشد. از آنجاییکه بی نهایت نیز برای ما مشخص نیست تقریبا تعریف نشده است.

می دانیم که سرعت این ذره در نهایت است و سرعتی بالاتر از آن نداریم. پس زمان نیز در این سرعت برای جسم تعریف نمی شود و در واقع در نهایت است. بنابراین تمام عوامل دیگر از جمله نیرو و جرم و انرژی برای این ذره بی نهایت (تعریف نشده) می شوند.

 

مثال قابل درک تر این است که:

 

اگر دو ماشین با سرعت تقریبا یکسان به یکدیگر برخورد کنند تکه های خرد شده ی آنها در زوایای خاصی نسبت به زاویه ی روبرویی دو ماشین و با سرعتی بیشتر از سرعت دو ماشین به اطراف پرتاب می شوند.

 

همین موضوع به همین شکل برای مواد اتفاق می افتد. نیروی دفع خلا با سرعت تقریبی نور و نیروی دفع ماده با سرعتی کمی پایین تر به هم برخورد می کنند. از آنجا که برآیند دافعات به سمت زمین است ذرات حاصل از برخورد با سرعتی بیشتر از نور بر فراز جو زمین سقوط می کنند.

 

مثال تجربی دیگر بمباران اتم بوسیله ی نوترون است. یک نوترون و یک اتم با سرعتی کم به هم دیگر برخورد کرده و از آنها امواجی ساطع می شود که سرعت نور را دارند.

حتی اینگونه می فهمیم که تفاوتی بین تولید اشعه ی چرنکوف در پدیده های چرنکوف و بزامشتراهلونگ نیست.

زیرا اثر چرنکوف مثال مایکروسکوپیک این اثر (تولید این اشعه ها در اتمسفر سیارات) است و اثر بزامشتراهلونگ مثال میکروسکوپیک این اثر (تولید این تشعشات در اتم ها) می باشد.

این اشعه ها به این دلیل در سیارات بدون جو دیده نمی شود که ذرات نام برده توانایی شکست و تجزیه ی عظیم سطح سیاران خاکی بدون جو را ندارند.

لازم به ذکر است که طبق این فرآیند انرژی تمام ذرات پر انرژی ای که در یک ثانیه به جو زمین وارد می شوند نباید بیشتر از 1.95 x 10^17 ژول باشد. (دافعه ی زمین تقسیم بر ثابت هم ارزی)! 

همچنین این تشعشعات در اتم های سبک دیده نمی شوند زیرا در آنها لایه های الکترونی و در واقع پدیده ی دافعه ی خلا و ماده و در نتیجه انتشار ذرات پر سرعت و پر انرژی کمتر است.

البته طبق قوانین این پرتوها در اتم های سبک نیز وجود دارند اما به دلیل مقدار کم به سختی دیده می شوند.

نوشته شده توسط مسعود ستاری در جمعه نوزدهم آبان 1385 ساعت 7:36 AM | لینک ثابت |
انسان از بدو خلقت که بناچار پیوسته با اشیای محیط زیست خود سرو کار پیدا کرد، با شناخت تدریجی نیازهای زندگی خویش و کسب اطلاعات بیشتری درباره خواص آنها ، آموخت که برای ادامه حیات خود به ناچار باید از آنها استفاده کند. با گذشت زمان دریافت که برای استفاده هر چه بیشتر و بهتر از این مواد ، باید در وضعیت و کیفیت آنها تغییراتی وارد کند. این کار با استفاده از گرما و بویژه کشف آتش بصورت عملی در آمده بود.

آغاز دانش بشری را در واقع می‌توان همان آغاز استفاده از آتش دانست. زیرا گرم کردن و پختن مواد و … ، تغییراتی شیمیایی می‌باشد و این خود نشان دهنده این واقعیت است که شیمی ، علمی است که در ارتباط با اولین و حیاتی‌ترین نیازهای جامعه بشری بوجود آمده و برای برآورده کردن هر چه بیشتر این نیازها که روز به روز تنوع حاصل می‌کرد، توسعه و تکام یافته است.

از آنجایی که شیمی ، علم تجربی است و بشر اولیه قبل از هر نوع تفکر و نظریه پردازی ساختار و چگونگی پیدایش مواد موجود در محیط زیست خود ، در اندیشه حفظ خود از سرما و آزمایش‌های مربوط به گرما ، رفع گرسنگی و احتمالا دفاع از هستی خویش بوده و در راه دسترسی به چگونگی تغییر و تبدیل آنها به منظور استفاده هر چه بهتر و بیشتر از آنها قدم برمی‌داشت، بر همین اساس بود که بخش شیمی نظری خیلی دیرتر از بخش کاربردی آن آغاز شد و پیشرفت کرد.

 تصویر

سیر تکامی و رشد

اولین نظریه درباره ساختار مواد ، حدود 400 سال قبل از میلاد توسط فلاسفه یونان بیان شد، در صورتی که شاخه کاربردی شیمی چندین هزار سال قبل از میلاد رواج داشت و قابلیت توجیه پیدا کرده بود. به چند مورد اشاره می‌کنیم.


  • طلا ، اولین فلزی بود که توسط بشر کشف شد و نقره پس از طلا کشف شد و در زندگی بشر کاربرد پیدا کرد.

    مس سومین فلزی بود که کشف شد. سرب ، قلع و جیوه بعد از مس و قبل از آهن کشف شدند.

    آهن به علت دشواریهایی که در استخراج آن وجود داشت، دیرتر از فلزات فوق کشف و مورد استفاده قرار گرفت.

  • ساختن شیشه رنگی (سبز و آبی) و شیشه بی‌رنگ در مصر و بین‌النهرین و در کشورهای مجاور دریای اژه و دریای سیاه و تهیه بطری‌های شیشه‌ای در بین‌النهرین متداول شد.

  • کوزه‌گری ، سفالگری و استفاده از لوحه‌های سفالی و تهیه لعاب و لعاب دادن ظروف سفالی در مصر و بین‌النهرین متداول شد.

  • تهیه پارچه‌های نخی ، ابریشمی و پشمی و رنگرزی آنها با رنگهای نیلی ارغوانی و قرمز و … رواج یافت. رنگ قرمز از حشره‌ای به نام قرمزدانه ، رنگ نیلی از گیاهی بنام ایندیگو و رنگ بنفش از جانور دریایی بدست آمد.

  • دباغی پوست با استفاده از زاجها ، تهیه الکل ، سرکه ، روغن ، مومیا و استخراج نمک از آب دریا انجام گرفت.

 تصویر

طبقه‌بندی علم شیمی

شیمی محض یا شیمی نظری

درباره شناخت خواص و ساختار و ارتباط خواص و ساختار مواد و قوانین مربوط به آنها بحث می‌کند.

شیمی عملی یا شیمی کاربردی

راههای تهیه ، استخراج مواد خالص از منابع طبیعی ، تبدیل مواد به یکدیگر و یا سنتز آنها را مورد بررسی قرار می‌دهد.

دامنه علم شیمی

بدین ترتیب دامنه علم شیمی در زمینه‌های نظری و عملی فوق‌العاده گسترش حاصل کرد و نقشهای حساس را در زندگی انسان به عهده گرفت. بطوری که امروزه میزان برخورداری هر جامعه از تکنولوژی شیمیایی ، معیار قدرت و ثروت و رفاه آن جامعه محسوب شده و بصورت جزئی از فلسفه زندگی در آمده است.
نوشته شده توسط مسعود ستاری در جمعه نوزدهم آبان 1385 ساعت 7:34 AM | لینک ثابت |
مدل‌های ساختمان هسته‌ای

دید کلی

مدل‌های متعددی جهت توضیح خواص و واکنش‌های هسته‌ای پیشنهاد شده‌اند. از آنجا که هیچکدام از این مدلها برای توضیح کل مشاهدات تجربی بطور کامل رضایت بخش نیستند. مدلهای مختلفی برای تفسیر پدیده‌های گوناگون هسته‌ای بکار می‌روند. مفیدترین مدلها در مورد ساختمان هسته‌ای عبارتند از مدل لایه با مدل گاز فرمی ، مدل قطره مایع ، مدل اجتماعی ، مدل اپتیکی

مدل لایه

مدل لایه بطور مستقل بوسیله M.Mayer و بوسیله H.E.Suess , J.H.Jensen , O.Haxel توسعه یافت. Mayer و Jensen و Wigner جایزه نوبل را در سال 1963 بخاطر کار بر روی این موضوع و انجام مطالعات اساسی در مورد ساختمان هسته‌ای به خود اختصاص دادند. این مدل بر اساس این مشاهده استوار است که هسته‌ها با تعداد خاصی از پروتون‌ها و نوترون‌ها پایداری مخصوص می‌یابند. این تعداد (2 ، 8 ، 20، 28 ، 50 ، 82 و 126) اعداد جادویی هسته‌ای نامیده می‌شوند.

برای توجیه این مشاهده ، مدل لایه فرض می‌کند که نوکلئون‌ها خود را در ترازهای انرژی جداگانه‌ای ما بین هسته طوری ترتیب می‌دهند ، هسته طوری ترتیب می‌دهند که مشابه الکترون‌ها و اوربیتال‌های اتم است. پایدارترین آرایه با پر شدن کامل ترازهای هسته‌ای گوناگون برای پروتون‌ها و نوترونها بدست می‌آید. مشاهدات تجربی برای پشتیبانی از این ایده که تعداد جادویی نوکلون‌ها آرایه پایدار بخصوص دارند ، وجود دارد.

  • هسته‌های با تعداد جادوئی نوکلئون‌ها دارای فراوانی بالای طبیعی هستند.این حالت مخصوصا برای ایزوتوپهایی که دارای تعداد جادویی پروتونها و نوترونها هستند ، صحت دارد. به این هسته‌ها جادوئی دو گانه گفته می‌شود.

  • سه زنجیره فروپاشی طبیعی همه به یک ایزوتوپ پایدار سرب فروپاشی می‌نمایند. نوکلیدی که دارای تعداد جادویی پروتون (82) می‌باشد. محصول نهایی زنجیره 4n+0 ،208 Pb با 82 پروتون و 126 نوترون با یک نوکلید جادویی دوگانه است.

  • نوکلئوتیدهایی که دارای تعداد جادویی از نوکلئونها می‌باشند ، غالبا سطح مقطع بندی پایینی از نوترون‌ها دارند ، یعنی ، آنها تمایل بسیار پایینی برای جذب یک نوترون اضافی از خود نشان می‌دهند. این حالت مشابه عدم فعالیت شیمیایی گازهای نادر Ar , Ne , He) و غیره) است ، که دارای لایه آخر پوشیده از الکترون هستند. بر عکس ، هسته‌هایی که فقط یک نوکلئون کمتر از تعداد جادویی دارند، احتمال بسیار بالایی برای جذب یک نوترون دارند.

  • در چارت نوکلیدها ، خطوط پر رنگ تعداد جادویی پروتونها را نشان می‌دهند. بررسی چارت نوکلید‌ها نشان می‌دهد که در حالت‌هایی که تعداد جادویی از پروتون‌ها یا نوترونها یا از هر دو وجود داشته باشد ، غالبا تعداد زیادی نوکلید پایدار وجود دارد.

  • در فروپاشی نوترون و پروتون تاخیر ، هسته‌ها ، غالبا منجر به تولید یک نوکلید با تعداد جادویی می‌شود.

  • غالبا در اعداد اتمی بالافاصله پایین اعداد جادویی «جزیره‌های ایزومریسم» وجود دارد. بیاد بیاورید که ایزومرهای هسته‌ای ، علت حضور نوکلئون‌های جفت نشده غالبا اعداد کوانتومی اسپین هسته‌ای (I) بالایی دارند. گدازه‌های هسته‌ای که در آنها تعویض اسپین بین ترازها بزرگ باشد ، سریعا انجام نمی‌پذیرند ، لذا نیمه عمرها بلند بوده و ایزومرهای زیادی وجود خواهند داشت.

مزیت مدل لایه‌ای

مدل لایه هسته ، مشاهدات ذکر شده برای اعداد جادویی را به بهترین نحو نشان می‌دهد. این مدل همچنین برای پیش بینی دقیق