|
| |
|
گروه هاي خوني گوسفند گروه هاي خوني گاو گروه هاي خوني خوك خوك پانزده سيستم گروه خوني از A تا O دارد كه مهمترين آنها گروه خوني A است. اين گروه خوني داراي دو آلل A و O بوده كه به وسيله ژن S كنترل مي گردند. | |
ژن مرگ
انسان از دیرباز تلاش نموده تا به عمر جاودان دست پیدا کند اما تا این لحظه تمام سنگهای این تلاش به دربهای بسته خورده و تنها بکمک پیشرفتهای اخیر پزشکی و علوم تغذیه و بهداشت اندکی بر عمر متوسط انسانها افزوده شده است. امروزه میدانیم که در طی فرآیند پیری سلولهای زنده بدن بمرور زمان قابلیت ساز و کار اصلی خود را از دست میدهند و ارگانها یکی پس از دیگری از انجام اعمال حیاتی خود باز میایستند. اما سوال اصلی این است که اگر سلول مجموعهای از مولکولهای شیمیایی است که با نظم مشخصی (که توسط ژنهای موجود در زنجیره DNA تعیین میشود) در کنار یکدیگر قرار گرفتهاند در آنصورت به چه دلیلی باید سلولهای جدید تولید شده در فرآیند تقسیم سلولی بمرور زمان از قابلیتهای اصلی تعیین شده برایشان نزول کنند؟
یکی از کاندیدهای پاسخ به این سؤال، مکانیزم کوتاه شدن تکههای انتهای کروموزمها موسوم به قطعات «تلومرز» در فرآیند تقسیم سلولی است بطوریکه گفته میشود طول قطعات تلومرز تعیین کننده عمر باقیمانده سلول است. اما این مشاهده جواب سوال اصلی را هنوز نداده و تنها به ساز و کار احتمالی پیر شدن اشاره میکند. ما میخواهیم بدانیم چرا پیر شدن و مرگ در بین موجودات و در فرآیند تکامل بوجود آمده است؟
اگر موجودات زنده در طی فرآیند تکامل از ساده به پیچیدهتر تغییر یافتهاند اصولاً چرا باید یک بمب زمانی در داخل هر سلول زنده نیز بوجود آمده باشد تا بمرور زمان باعث مرگش شود؟ مگر نه اینکه هدف از تکامل بقا است؟ پس چرا این فاکتور منفی یعنی مرگ و پیر شدن در طی فرآیند تکامل اصلاح نشده؟ جواب این سوال با دقت در عملکرد اصل انتخاب طبیعی داروین بخوبی روشن میشود. در طبیعت بقای فردی مفهومی ندارد بلکه بقای نسل و نژادی نقش اصلی را بازی میکند. موجودات زنده برای بقای نسل خود از روش تکثیر استفاده میکنند و ژنهای خود را به فرزندانشان منتقل میکنند. سپس فرزندان خانوادههای مختلف با یکدیگر بر سر تصاحب منابع مختلف رقابت میکنند و فرزندان غالب به حیات ادامه داده و ژن غالب خود را به نسلهای بعدی منتقل میکنند.
در این میان چون رقابت میان فرزندان بر سر تصاحب منابع مورد نیاز برای ادامه حیات بوده، هرگونه نقصی که در والدین فرزندان بعد از تولید آنها ظهور میکند در فرآیند انتخاب غیر قابل اصلاح خواهد بود. بعبارت دیگر اگر والدینی دارای برترین ژنها هم باشند بطوریکه فرزندان آنها در هر مبارزه با دیگر فرزندان پیروز شوند ولی دارای نقص ژنتیکی باشند که تنها در ۱۰۰ سالگی ظهور میکند، این نقص همواره در طول فرآیند تکامل توسط موجودات تیره غالب به یدک کشیده خواهد شد چون امکان اصلاح آن در فرآیند انتخاب طبیعی بوجود نمیآید (بدلیل ظهور خیلی دیر آن در زندگی موجود زنده).
امروزه این تئوری در مقیاس کوچک بر روی نمونههای آزمایشگاهی مگس سرکه تایید شده است بطوریکه با دستچین کردن مگسهای سرکهای که عمر بیشتری داشته اند و اجازه زادو ولد تنها به آن دسته، در طی گذشت چند نسل عمر مگسهای سرکه به دو برابر افزایش یافته*.
به این ترتیب همانطورکه دیده میشود فرآیند پیری و مرگ میتواند احتمالاً تنها یک نقص ژنتیکی باشد که در خلال ۳ میلیارد سال تکامل امکان تصحیحش بوجود نیامده است. مسلماً با فهم کامل ساز و کار فیزیکی و شیمیایی و ژنتیکی فرآیند پیری، در آینده نزدیک بشر خواهد توانست این قبیل نواقص را اصلاح کرده و به عمر جاودان دست پیدا کند.
اسرار فیزیكی گیاهان گوشتخوار
به طور حتم تصاويرى از گياهان گوشتخوار را ديده ايد؛ تصاويرى كه در آنها برگ هاى آرواره مانند براى شكار حشره اى نگونبخت به انتظار نشسته و يا طعمه لذيذى را نصيب خود ساخته اند.
اين گياهان با آرواره هاى قوي خود كه همان برگ هاى تغيير شكل يافته اند، قادرند در يك چشم بر هم زدن و در يك دهم ثانيه، حشرات نشسته در دام را اسير خويش سازند و از آنها به عنوان منبع غذايى استفاده كنند. برخى از گياهان نيز جنبش ها و تحركات برق آسايى را براى اهداف غير تغذيه اى به كار مى گيرند؛ به طورى كه در اين قبيل گونه هاى گياهى از حركات سريع براى انتشار دانه، گرده و يا دور كردن شكارچيان استفاده مى شود.
ساختار بافت ها و اندام هاى گياهى در برخى موارد، داراى تفاوت هاى بسيار بارز و عميقى با گونه هاى جانورى است. براى مثال، همانطور كه مى دانيم ماهيچه و بافت هاى عضلانى در گياهان وجود ندارد، پس گياهان ياد شده چگونه مى توانند چنين حركات سريع و برق آسايى از خود نشان دهند؟
دو دانشمند به تازگى با بهره گيرى از قوانين فيزيك، به تشريح و توصيف اصول مكانيكى ساختار اين قبيل گياهان پرداخته و نشان داده اند كه اين سرعت و حركت چگونه در پيكره آنها ظهور مى يابد.
ماهادوان، پروفسور رياضيات كاربردى و مكانيك در دانشگاه هاروارد واقع در كمبريج ايالت ماساچوست آمريكا مى گويد: براى درك زيست شناسي، همواره بهتر است ابتدا قوانين اساسى و بنيادى موجود در اين حوزه را فرا گيريم؛ قوانين فيزيكى و شيميايى و نيز اصول رياضياتى كه جهان زنده بر پايه آن بنا شده است.
وى و يكى از شاگردانش به نام اسكوتيم، با انتشار يافته هاى خود در شماره اخير مجله ساينس پرده از اسرار اين گياهان چابك برگرفته اند.
آنها گياهان سريع را به دو گروه عمده تقسيم كرده اند: گياهانى كه سلول هاى خود را براى ايجاد حركت هاى سريع، متورم و چروكيده مى كنند و نيز گروه ديگر، گياهانى كه از تكنيك تورم و چروكيدگى براى رها سازى ناگهانى انرى ذخيره شده استفاده مى كنند و اين عمل را در قالب يك حركت به اصطلاح قاپ زدن و در چنگ گرفتن براى به دست آوردن طعمه يا يك حركت انفجارى براى انتشار دانه ها و گرده ها انجام مى دهند.
گياه Aldrovanda يا به اصطلاح گياه چرخ آبگرد كه عموزاده هاى گياه مگس گير ونوس است، به گروه نخست تعلق دارد. اين موجودات گوشتخوار بسيار كوچك و نازك هستند؛ به طورى كه سلول هاى آنان مى توانند به سرعت به وسيله جذب آب متورم شوند و كناره برگ ها را به يكديگر نزديك كنند و اين عمل را با چنان سرعت بالايى انجام دهند كه بى مهرگان آبزى موجود در اطراف گياه، فرصت و مجالى براى گريختن نيابند و به عنوان غذايى لذيذ در دام گياه گرفتار آيند.
پروفسور ماهادوان تصريح مى كند: گياهان بزرگ تر نمى توانند اين عمل را با چابكى و با چنين سرعت بالايى انجام دهند و از خواص فيزيكى ويه آب و قابليت كشسانى آن بهره كافى را ببرند.
به گفته وي، مگس گير ونوس در گروه دوم از اين گياهان چابك و شكارچيان سريع جاى مى گيرد. اين گياهان داراى برگ هايى به شكل عدسى هستند كه به طرف داخل خميدگى يافته اند و به هنگام قرارگيرى به روى يكديگر، محفظه بسته اى را به مانند يك قفس و تله براى طعمه خويش پديد مى آورند.
هنگامى كه يك مگس، عنكبوت يا هر حشره كوچك ديگرى روى برگ هاى اين گياه گوشتخوار گام مى نهد، ماشه برگ را تحريك مى كند و سرانجام آنها را مى چكاند و به اين ترتيب، برگ ها به سرعت با جذب آب فراوان به درون سلول هاى خود، متورم مى شوند و نيروهاى وارده از اين جريان به برگ، موجب قرارگيرى دو برگ روى يكديگر و بسته شدن محفظه خواهد شد. همانطور كه روشن است، در پايان اين عمليات گياه مى تواند از طعمه به دام افتاده، براى تغذيه استفاده كند.
كارل نيكلاس، زيست شناس گياهى دانشگاه كورنل در نيويورك تاكيد مى كند: سيستم هاى طبقه بندى جديد، روش هاى رياضياتى مطلوبى براى توصيف پديده اى كه انسان ها سال هاى متمادى شاهد آن بوده اند را در اختيارمان قرار مى دهد و به كمك اين ابزار مى توان بيش از پيش پرده از اسرار اين موجودات شگفت انگيز برگرفت.
ماهادوان و همكارانش چندى پيش نتايج تحقيقات خود را در زمينه رفتار تغذيه اى گياه مگس گير، در ورنال نيچر منتشر كرده بودند و اينك انتشار نتايج تحقيقات جديد آنان مى تواند با تكميل يافته هاى پيشين، پنجره جديدى را به دنياى گياهان و اسرار نهفته در آن بگشايد و جنبه هاى تاريك رفتار اين گونه هاى زنده را روشن سازد.
بر اساس يافته هاى اين دانشمندان، حركت آب در درون سلول ها با ويگى هاى فيزيكى منحصربه فرد آن، سيگنال هاى الكتريكى و نيز رهاسازى انرى ذخيره شده و نهفته در سلول ها، سه پايه فيزيكى كليدى و مهم براى ظهور گياهان چابك و شكارچيان سريع در جهان گياهى است.
منبع: آفتاب
بكرزايي در مارها
بكرزايي يا توليد مثل يك جاندار ماده ،بدون انجام لقاح ، تاكنون در چند نوع متفاوت از خزندگان شامل مارمولك هاي خانواده Teiidae و جنس Lacerta از خانواده Lacertidae و مارهاي خانواده Typhlopidae گزارش شده است. در تمام اين موارد جمعيت هاي ايجاد شده توسط بكرزايي ، بطور كامل از افراد نر با ماهيت ژنتيكي يكسان (كلون) تشكيل يافته اند.
هنگامي كه دكتر David shiszar از دانشگاه كلورادو دريافت كه ماري از گونة Crotalus horridus كه در آزمايشگاه او نگهداري مي شد و از زمان تولد با هيچ حيوان نري تماس نداشت، فرزنداني به دنيا آورده ، بسيار تعجب كرد. او و همكارانش متوجه شدند كه اين زاده ها شامل يك بچة زنده ، دو بچة مرده و سه تخم بارور نشده هستند. نكته عجيب تر اينكه حيوان زنده و دو بچة مرده همگي نر بودند. اين نوع بكرزايي كاملاً با آنچه قبلاً در خزندگان تك جنسي ديده شده بود، تفاوت داشت. ( اين اتفاق در ژانويه 1996 توسط دكتر Shiszar گزارش شد).
قبل از گزارش دكتر Shiszar ، تجربة ديگري در دانشگاه آريزونا توسط دكتر Schuett مشاهده شده بود كه طي آن ماري از گونة Thamnophis elegans vagrans در حالي كه به مدت ده سال در آزمايشگاه و به دور از مارهاي نر نگهداري شده بود، فرزنداني به دنيا آورد. دكتر Schuett از تكنيك انگشت نگاري DNA براي تعيين سهم DNA ي پدري در تشكيل اين فرزندان استفاده كرد. نتايج نشان داد كه تمام DNA ي فرزندان از نوع مادري است. اما تمام DNA ي مادري در اين فرزندان يافت نمي شود. لذا اين يك بكرزايي واقعي بود كه جنس نر در آن هيچ دخالتي نداشت. از طرفي فقدان بخشي از DNA ي مادري همراه با اين واقعيت كه تمام افراد نسل جديد را نرها تشكيل مي دهند، باعث شد كه دكتر schuett معتقد شود اين مورد، نوعي خاص از بكرزايي به نام بكرزايي اتوميكتيك Automictic Parthenogenesis (AP) است.
AP قبلاً در بوقلمون هاي اهلي و مرغ هاي خانگي گزارش شده بود و هميشه حاصل آن فرزنداني نر و ديپلوئيد بودند.
براي درك چگونگي بكرزايي اتوميكتيك (AP) بايد يادآوري نماييم كه در جريان تقسيم ميوز براي توليد سلول هاي جنسي ماده (تخمك) ، تقسيم بطور نامساوي انجام شده و در نتيجه يك سلول هاپلوئيد بزرگ و سه سلول هاپلوئيد كوچك (گويچه هاي قطبي) حاصل مي شود.
در (AP) دومين گويچة قطبي (كه در جريان دومين مرحلة ميوز همراه با تخمك حاصل مي شود) همانند يك اسپرم عمل كرده و دوباره وارد تخمك مي شود، يعني تخمك خودش را بارور مي كند. از آنجا كه اين گويچة قطبي داراي ذخيره ژنتيكي كاملاً يكساني با تخمك است و از تقسيم يك سلول هاپلوئيد كه در اولين مرحله ميوز ايجاد شده بود، بوجود آمده است ، پس فقط نيمي از انواع كروموزوم هاي سلول مادري در تشكيل سلول تخم شركت دارند. به همين دليل انگشت نگاري DNA ي فرزندان حاصل از AP فاقد برخي از نوارهاي DNA ي مادر است. اما چرا تمام فرزندان نر هستند؟ مي دانيم كه در پستانداران افراد داراي كروموزوم هاي جنسي XX ماده و افراد XY نر هستند. اما در دياپسيدها (diapsids) مانند پرندگان مارمولك و مارها كه داراي بكرزايي هستند، ماده ها داراي دو كروموزوم جنسي ناهمسان (ZW) و نرها كروموزوم هاي جنسي يكسان (ZZ) دارند. در جريان بكرزايي اگر تخمك و گويچة قطبي همراه آن هر كدام داراي يك كروموزوم (Z) باشند. از لقاح آنها يك جانور نر حاصل مي آيد و اگر هر دو (W) داشته باشند، سلول تخم حاصل (WW) ، زيستا نخواهد بود. دليل بالا بودن تعداد تخم هاي ناقص در بكرزايي نيز همين است.
منبع : زیست شناسی خراسان
رازگياهان حشره خوار كشف شد!
يک گروه از پژوهشگران دانشگاه هاروارد با بررسى نحوه عمل گياهان حشره خوار به راز سرعت زياد اين گياهان در به دام انداختن حشرات پى برده اند.
زيست شناسان تاکنون بر اين باور بوده اند که گياهانى نظير "دام ونوس " که در زمره گياهان مرداب زى هستند و مىتوانند مگس هاى ميوه يا حشرات ، با ساخت و کارى نظير حرکت عضلات بدن آدمى، باز و بسته مىشوند. اما لکشمينا رايانا مهدوان و همکارانش از دانشگاه هاروارد در بررسى رفتار اين گلها با استفاده از دوربينهاى با سرعت
زياد به اين نکته پى بردند که سرعت بسيار زياد گلهاى حشره خوار در بستن لبه هاى
خود و اسير کردن حشره به دام افتاده ناشى از تغيير سريع شکل انحناى لبه بيرونى آنهاست .
اين گلهاى حشره خوار نظير توپ تنيس سوراخ شده اى که رويه قسمت داخليش بيرون کشيده شده باشد، انحناى خود را از حالت تقعر به تحدب تغيير مى دهند. اين تغيير تنها
يک دهم ثانيه به طول مىانجامد که به مراتب از زمانىکه حشره به دام افتاده براى نشان دادن واکنش و فرار از محبس نياز دارد، کوتاه تر است .
هرچند اين محققان هنوز نتوانسته اند اين نکته را مشخص سازند که در تراز سلولى چه
تغييراتى در گلهاى اين گياهان بوجود مىآيد که امکان چنين تغيير سريعى را براى آنها پديد مىآورد اما موفق شده اند مدلى رياضى را براى توصيف نحوه عمل اين گلها تکميل کنند. با کمک اين مدل رياضى مىتوان با در نظر گرفتن شکل بيرونى گلهاى حشره خوار مىتوان اين نکته را پيش بينى کرد که سرعت بسته شدن لبه هاى بالايى گلها
چه اندازه خواهد بود و چه زمانى پس از ورود حشره به درون گياه ، گلهاى آن بسته مىشوند. بر اساس اين مدل، گلهاى حشره خوار ظاهرا به صورت يک مکانيزم تاخيرى عمل مىکنند.
به اين معنى که ورود حشره ، ساخت و کارى را به کار مىاندازد که تنظيم کننده شمارش معکوس زمان بسته شدن گياه است . در آزمايشهايىکه با استفاده از اين مدل به انجام رسيده نتايج حاصله مورد تاييد قرار گرفته است.
به گفته مهدوان ،اين نوع گياهان حشره خوار براى داروين بسيار اعجاب انگيز بوده اند و او مطالعات زيادى بر روى آنها انجام داد، اما هنوز براى ما روشن نيست که چه چيز گياه را تحريک مىکند که از خود واکنش نشان دهد و اين ساخت و کار چگونه تطور يافته و شکل گرفته است.
|
|
|
|
|
اف. علي خام - ترجمه زينب همتي: آيا مي دانيد گياه مگس خوار چگونه طعمه اش را هضم مي كند؟ ليزا ليگ (L.Leege) اكولوژيست گياهي واستاديار زيست شناسي دانشگاه جورجياي جنوبي در اين باره توضيح مي دهد. |
مکانیسم بسته شدن برگ در گیاهان گوشتخوار
دانشمندان آمريكايى و فرانسوى ادعا مى كنند كه توانسته اند پاسخ قابل قبولى را براى يكى از شگفتى هاى طبيعت بيابند: مكانيسم بسته شدن برگ ها در مگس گير ونوس. اين گياه كه به قول داروين «يكى از خارق العاده ترين شگفتى هاى طبيعت» نام گرفته است قادر است در كمتر از ۱۰۰ ميلى ثانيه، سريع تر از يك چشم برهم زدن، طعمه اش را در ميان برگ هاى صدفى شكلش به دام بيندازد. براى مدت هاى طولانى دانشمندان درصدد بودند راز شيرينكارى مگس گير ونوس (Dionaea muscipula) را كشف كنند، گياهى كه سيستم عصبى و ماهيچه اى پيشرفته اى، همانند آنچه كه در جانوران پرتحرك ديده مى شود، ندارد چگونه مى تواند با اين سرعت خيره كننده عمل كند؟ پاسخ اين سئوال فقط يك چيز است: نيروى كشسانى. مگس گير ونوس بومى سواحل شمالى و جنوبى كارولينا است و زيستگاه اصلى آن را مرداب ها و لجن زارهاى ساحلى تشكيل مى دهند. برگ هاى اين گياه ماده خوشبويى را از خود ترشح كرده و بدين ترتيب قربانى اش را به سمت خود جلب مى كند. اين گياه گوشتخوار ابتدا برگ هاى صدفى شكل و لاستيك مانندش را به بيرون خم كرده و به شكل محدب و برجسته درمى آورد، تقريباً شبيه توپ تنيسى كه از وسط به دونيم شده و دو نيمه آن از هم باز شده باشند. پس از نشستن حشره بر روى برگ ها و تحريك كرك هاى ماشه مانند سطح آن، مقدار كمى آب وارد سلول هاى گياه شده و به اين ترتيب انرژى مورد نياز براى بسته شدن برگ ها فراهم مى شود. در ادامه برگ ها از حالت محدبى خود خارج شده و به شكل مقعر يا فرورفته درمى آيند، درست مثل اينكه دو نيمه از هم باز شده توپ تنيس ناگهان از دو طرف به داخل خم شده و به يكديگر بچسبند. در اين حالت، گيره هاى دندان مانند لبه برگ ها در يك چشم به هم زدن بسته شده و حشره در ميان آنها به دام مى افتد.لاكشمينارايانان ماهادوان (L.Mahadevan) پروفسور رياضيات و زيست شناسى تكاملى از دانشگاه هاروارد كه رياست اين تيم تحقيقاتى را بر عهده دارد مى گويد: «راز بسته شدن سريع برگ هاى اين گياه در انرژى الاستيكى اى نهفته است كه با ورود آب به سلول هاى گياه، آزاد مى شود.» پژوهشگران به منظور اثبات ادعاى خود از مولكول هاى فلوئورسانتى كه به راحتى در زير نور ماوراء بنفش قابل رديابى بود، استفاده كردند. اين مولكول ها به سطح خارجى برگ هاى گياه تزريق شده و تغييرات رخ داده در سطح آنها در زير ميكروسكوپ مورد مشاهده قرار گرفت. در ادامه از تغييرات صورت گرفته در سطح برگ ها در زير نور ماوراء بنفش فيلمبردارى شد. با استفاده از يك دوربين ويديويى با سرعت بالا كه در هر ثانيه ۴۰۰ عكس مى گرفت پژوهشگران موفق شدند نشان دهند كه برگ هاى مگس گير ونوس هنگامى كه لبه هاى دندان مانند برگ ها بسته مى شوند به سرعت تغيير شكل داده و از حالت محدب به شكل مقعر درمى آيند.در بررسى هاى پيشين مشخص شده بود كه مگس گير ونوس ماده خوشبويى را از سطح داخلى برگش ترشح كرده و با اين كار حشرات را گول زده و به سمت خود جلب مى كند. هنگامى كه حشره بر روى سطح برگ مى نشيند كرك هاى ماشه مانند موجود بر روى سطح برگ ها تحريك مى شوند. بر روى سطح هر برگ ۳ تا ۶ كرك ماشه مانند ديده مى شود. چنانچه يكى از اين كرك ها براى دوبار متوالى لمس شود يا چنانچه دو تا از اين كرك ها در فاصله زمانى ۲۰ ثانيه در تماس با حشره اى قرار بگيرند برگ ها به سرعت بسته مى شوند.پس از بسته شدن برگ ها و به دام افتادن شكار، غده هاى گوارشى موجود در حاشيه داخلى برگ ها شروع به ترشح مايعاتى مى كنند كه قادرند بافت هاى نرم بدن شكار را در خود حل كرده، باكترى ها و قارچ ها را بكشند و با استفاده از آنزيم هاى خود حشره را هضم و مواد مغذى مورد نياز گياه را استخراج كنند. در ادامه اين مواد مغذى از طريق برگ ها جذب گياه مى شوند. ۵ تا ۱۲ روز بعد از شكار، برگ هاى گياه به منظور بيرون ريختن ته مانده اسكلت خارجى حشره از هم باز خواهند شد. اين گياه معمولاً پس از ۳ تا ۵ بار شكار، ديگر اقدام به شكار نكرده و ۲ تا ۳ ماه غذاى مورد نياز خود را از طريق فتوسنتز به دست مى آورد.تا اينجا تنها توانسته ايم دريابيم كه اين گياه چگونه قربانيانش را به سمت خود مى كشد و مكانيسم بسته شدن سريع برگ ها در آن به چه صورت است اما اينكه اين سيگنال ها چگونه با اين سرعت خيره كننده از كرك هاى ماشه مانند سطح برگ ها به مكانيسم هاى بسته شدن سريع برگ ها منتقل مى شوند، چيزى است كه نيازمند بررسى و تحقيقات بيشترى است.
WWW.DISCOVERY.COM
يادداشت علمى
شاهكار باشكوه
مكانيسم بسته شدن برگ ها در گياه گوشتخوار
ميثم رزاقى
|
|
|
|
دانشمندان آمريكايى و فرانسوى ادعا مى كنند كه توانسته اند پاسخ قابل قبولى را براى يكى از شگفتى هاى طبيعت بيابند: مكانيسم بسته شدن برگ ها در مگس گير ونوس. اين گياه كه به قول داروين «يكى از خارق العاده ترين شگفتى هاى طبيعت» نام گرفته است قادر است در كمتر از ۱۰۰ ميلى ثانيه، سريع تر از يك چشم برهم زدن، طعمه اش را در ميان برگ هاى صدفى شكلش به دام بيندازد. براى مدت هاى طولانى دانشمندان درصدد بودند راز شيرينكارى مگس گير ونوس (Dionaea muscipula) را كشف كنند، گياهى كه سيستم عصبى و ماهيچه اى پيشرفته اى، همانند آنچه كه در جانوران پرتحرك ديده مى شود، ندارد چگونه مى تواند با اين سرعت خيره كننده عمل كند؟ پاسخ اين سئوال فقط يك چيز است: نيروى كشسانى. مگس گير ونوس بومى سواحل شمالى و جنوبى كارولينا است و زيستگاه اصلى آن را مرداب ها و لجن زارهاى ساحلى تشكيل مى دهند. برگ هاى اين گياه ماده خوشبويى را از خود ترشح كرده و بدين ترتيب قربانى اش را به سمت خود جلب مى كند. اين گياه گوشتخوار ابتدا برگ هاى صدفى شكل و لاستيك مانندش را به بيرون خم كرده و به شكل محدب و برجسته درمى آورد، تقريباً شبيه توپ تنيسى كه از وسط به دونيم شده و دو نيمه آن از هم باز شده باشند. پس از نشستن حشره بر روى برگ ها و تحريك كرك هاى ماشه مانند سطح آن، مقدار كمى آب وارد سلول هاى گياه شده و به اين ترتيب انرژى مورد نياز براى بسته شدن برگ ها فراهم مى شود. در ادامه برگ ها از حالت محدبى خود خارج شده و به شكل مقعر يا فرورفته درمى آيند، درست مثل اينكه دو نيمه از هم باز شده توپ تنيس ناگهان از دو طرف به داخل خم شده و به يكديگر بچسبند. در اين حالت، گيره هاى دندان مانند لبه برگ ها در يك چشم به هم زدن بسته شده و حشره در ميان آنها به دام مى افتد.لاكشمينارايانان ماهادوان (L.Mahadevan) پروفسور رياضيات و زيست شناسى تكاملى از دانشگاه هاروارد كه رياست اين تيم تحقيقاتى را بر عهده دارد مى گويد: «راز بسته شدن سريع برگ هاى اين گياه در انرژى الاستيكى اى نهفته است كه با ورود آب به سلول هاى گياه، آزاد مى شود.» پژوهشگران به منظور اثبات ادعاى خود از مولكول هاى فلوئورسانتى كه به راحتى در زير نور ماوراء بنفش قابل رديابى بود، استفاده كردند. اين مولكول ها به سطح خارجى برگ هاى گياه تزريق شده و تغييرات رخ داده در سطح آنها در زير ميكروسكوپ مورد مشاهده قرار گرفت. در ادامه از تغييرات صورت گرفته در سطح برگ ها در زير نور ماوراء بنفش فيلمبردارى شد. با استفاده از يك دوربين ويديويى با سرعت بالا كه در هر ثانيه ۴۰۰ عكس مى گرفت پژوهشگران موفق شدند نشان دهند كه برگ هاى مگس گير ونوس هنگامى كه لبه هاى دندان مانند برگ ها بسته مى شوند به سرعت تغيير شكل داده و از حالت محدب به شكل مقعر درمى آيند.در بررسى هاى پيشين مشخص شده بود كه مگس گير ونوس ماده خوشبويى را از سطح داخلى برگش ترشح كرده و با اين كار حشرات را گول زده و به سمت خود جلب مى كند. هنگامى كه حشره بر روى سطح برگ مى نشيند كرك هاى ماشه مانند موجود بر روى سطح برگ ها تحريك مى شوند. بر روى سطح هر برگ ۳ تا ۶ كرك ماشه مانند ديده مى شود. چنانچه يكى از اين كرك ها براى دوبار متوالى لمس شود يا چنانچه دو تا از اين كرك ها در فاصله زمانى ۲۰ ثانيه در تماس با حشره اى قرار بگيرند برگ ها به سرعت بسته مى شوند.پس از بسته شدن برگ ها و به دام افتادن شكار، غده هاى گوارشى موجود در حاشيه داخلى برگ ها شروع به ترشح مايعاتى مى كنند كه قادرند بافت هاى نرم بدن شكار را در خود حل كرده، باكترى ها و قارچ ها را بكشند و با استفاده از آنزيم هاى خود حشره را هضم و مواد مغذى مورد نياز گياه را استخراج كنند. در ادامه اين مواد مغذى از طريق برگ ها جذب گياه مى شوند. ۵ تا ۱۲ روز بعد از شكار، برگ هاى گياه به منظور بيرون ريختن ته مانده اسكلت خارجى حشره از هم باز خواهند شد. اين گياه معمولاً پس از ۳ تا ۵ بار شكار، ديگر اقدام به شكار نكرده و ۲ تا ۳ ماه غذاى مورد نياز خود را از طريق فتوسنتز به دست مى آورد.
تا اينجا تنها توانسته ايم دريابيم كه اين گياه چگونه قربانيانش را به سمت خود مى كشد و مكانيسم بسته شدن سريع برگ ها در آن به چه صورت است اما اينكه اين سيگنال ها چگونه با اين سرعت خيره كننده از كرك هاى ماشه مانند سطح برگ ها به مكانيسم هاى بسته شدن سريع برگ ها منتقل مى شوند، چيزى است كه نيازمند بررسى و تحقيقات بيشترى است.
